به نام خدا، بخشنده ترين، مهربان ترين

In the name of GOD, Most Gracious, Most Merciful



Quran, Hadith, and Islam

قرآن، حديث و اسلام



by



Rashad Khalifa, Ph.D.

دکتر رشاد خليفه









Imam, Mosque of Tucson, Arizona, U.S.A.

Masjid Tucson, P.O. Box ۴۳۴۷۶, Tucson, AZ ۸۵۷۳۳-۳۴۷۶





Preface

After more than ۱۲ years of computerized research of Quran, PHYSICAL EVIDENCE was discovered proving that Quran is indeed the infallible word of God. This discovery became very popular among the Muslim masses throughout the world, and summaries of the work were printed and distributed by the millions. My personal popularity soared along with this most exciting, and most humbling, discovery.

بعد از ۱۲ سال تحقيق کامپيوترى قرآن، مدرک فيزيکى کشف شد که ثابت کرد قرآن حقيقتاٍ کلام اشتباه ناپذير خداست. اين اکتشاف ميان مسلمانان جهان شهرت بسيار يافت و چاپ و انتشار خلاصه اين اکتشافات به ميليون ها نسخه رسيد. با اين اکتشاف هيجان انگيز و محقر محبوبيت شخصى من بسيار صعود کرد.

The continued research then unveiled a startling fact; that the extremely popular "Hadith & Sunna" have nothing to do with the prophet Muhammad, and that adherence thereto represents flagrant disobedience of God and His final prophet (Quran ۶:۱۱۲ & ۲۵:۳۱).

دنباله اين تحقيق، يک واقعيت تکان دهنده را آشکار کرد؛ که محبوبيت "حديث و سنت" هيچ گونه ارتباطى به پيغمبر محمد ندارد و پيوستن به چنين عقيده اى نافرمانى آشکارى از خدا و آخرين پيغمبر است (قرآن ۶:۱۱۲ & ۲۵:۳۱).

This finding contradicts the beliefs of Muslim masses everywhere. Consequently, my personal popularity, and even the popularity of the Quran's miracle, plunged to the point of endangering my life and reputation. As it turned out, telling the Muslims that "Hadith & Sunna" are Satanic inventions is the same as telling the Christians that Jesus is not the son of God.

اين کشف، با ايمان جميع مسلمانان جهان مخالفت مى کرد. نتيجتاٍ ، محبوبيت شخصى من و حتى محبوبيت معجزه قرآن چنان در سراشيبى افتاد که زندگى شخصى من نيز در معرض خطر قرار گرفت. چنان بنظر مى رسد، که وقتى به مسلمانان گفته مى شود: "حديث و سنت" نوآورى شيطانى است، مانند اين است که به مسيحيان گفته شود مسيح پسر خدا نيست.

Since the recognition of "Hadith & Sunna" as Satanic innovations is supported by PHYSICAL EVIDENCE, all free-thinking people will accept the findings reported in this book. For such people, the results include a totally new sense of salvation, and full awareness that the Muslim masses have fallen victim to Satan's schemes.

نظر به اينکه "حديث و سنت" بعنوان نوآورى شيطانى، تائيد شده و توسط مدرک فيزيکى شناسايى شده، تمام مردم روشن فکر اکتشاف هاى گزارش شده در اين کتاب را قبول خواهند کرد. نتيجه اش براى چنين مردمى، شامل آگاهى جديدى از رستگارى و آگاهى کاملى از اينکه جميع مسلمانان، قربانى توطئه هاى شيطان شده اند.

Rashad Khalifa

August ۱۹, ۱۹۸۲

NO SALVATION WITHOUT OBEYING THE MESSENGER

آمرزيده نمى شويد اگر از رسول اطاعت نکنيد.



قل ان کنتم تحبون الله فاتبعون يحببکم الله و يغفر لکم ذنوبکم و الله غفور رحيم (۳۱) قل أطيعوا الله و الرسول فان تولوا فان الله لا يحب الکافرين (۳:۳۲)

"Say (O Muhammad), 'If you love God, then follow me. God will then love you, and forgive your sins; God is forgiver, merciful.' Say, 'Obey God and the messenger.' If they turn away, then God loves not the disbelievers." (۳:۳۱-۳۲)

اعلام کن: "اگر خدا را دوست داريد، از من پيروى کنيد." خدا هم شما را دوست خواهد داشت و گناهان شما را خواهد بخشيد. خداست عفو کننده، مهربان ترين. اعلام کن: "بايد از خدا و رسول اطاعت کنيد." اگر رو گردانند، خدا کافران را دوست ندارد.(۳:۳۲)

و أقيموا الصلاه و آتوا الزکاه و أطيعوا الرسول لعلکم ترحمون (۲۴:۵۶)

"You shall observe Salat & Zakat, and obey the messenger, that you may attain mercy." (۲۴:۵۶)

نماز (دعاى ارتباطى) را بر پا داريد و زکات (انفاق واجب) را بدهيد و از رسول اطاعت کنيد، تا باشد که از رحمت برخوردار شويد..(۲۴:۵۶)

و من يعص الله و رسوله فان له نار جهنم خالدين فيها أبدا (۷۲:۲۳)

"Anyone who disobeys God and His messenger will abide in the fire of hell forever." (۷۲:۲۳)

کسانيکه از خدا و رسولش اطاعت نکنند به آتش دوزخ گرفتار مى شوند، جايگاهى که براى ابد در آن ماندگارند.(۷۲:۲۳)

Since all the messengers delivered one and the same message, namely, "YOU SHALL NOT WORSHIP EXCEPT GOD," disobeying them constitutes disbelief, or idol-worship.

چون تمام رسول ها يک پيام مسلم را آوردند، که "پرستش نکنيد جر خدا" اطاعت نکردن از آنان نشانه ناباورى و شرک است.



WHEN DELIVERING GOD'S MESSAGES,

messengers do not speak on their own initiative.

رسولان هنگام رساندن پيام خدا،

از روى تمايلات شخصى خود سخن نمى گويند.

"A prophet like me, will the Lord, your God, raise up for you from among your own kinsmen; to him you shall listen." (Moses in Deuteronomy ۱۸:۱۵)

"خدا، پروردگارتان پيغمبرى مثل من، در ميان شما بر پا خواهد کرد، از او پيروى کنيد." (Moses in Deuteronomy ۱۸:۱۵)

من در ميان شما پيغمبرى مثل تو بالا خواهم برد و کلماتم را در دهانش خواهم گذاشت؛ او بيان مى کند کل دستوراتم را. اگر کسى پيروى نکند کلام من را که او به اسم من بيان مى کند، خودم بازرس او خواهم بود. "I will raise up for them a prophet like you from among their kinsmen, and will put my words into his mouth; he shall tell them all that I command him. If any man will not listen to my words which he speaks in my name, I myself will make him answer for it." (Deuteronomy ۱۸:۱۸-۱۹)

(Deuteronomy ۱۸:۱۸-۱۹)"Do you not believe that I am in the Father, and the Father is in me? The words that I say to you I do not speak on my own initiative, but the Father abiding in me does His works."

آيا باور نمى کنيد که من در پدر هستم و پدر در من کلامى را که من بيان مى کنم بشما از عقايد شخصى من نيست، بلکه پدر هست که از طريق من کارهايش را انجام مى دهد." (Gospel of John ۱۴:۱۰)



"But when he, the Spirit of truth, comes, he will guide you into all the truth; for he will not speak on his own initiative, but whatever he hears, he will speak; and he will disclose to you what is to come." (John ۱۶:۱۳)

اما هنگامى که، روح القدس مى آيد، او تو را به حقيقت هدايت مى کند؛ او از عقايد شخصيش بيان نمى کند، بلکه هر چه مى شنود بيان مى کند؛ و او براى تو آشکار مى کند چيزى را که قرار است بيايد (John ۱۶:۱۳)

و ما ينطق عن الهوى

"Obeying the Messenger is obeying God." (Quran ۴:۸۰)

۸۰ - هر کس از رسول اطاعت کند، از خدا اطاعت مى کند. (قرآن ۴:۸۰)

"and he (Muhammad) does not speak on his own initiative." (۵۳:۳)

۳ - و از روى تمايلات شخصى سخن نمى گفت. تمايلات شخصى اش را بيان نمى کرد.(۵۳:۳)

MUHAMMAD REPRESENTED BY QURAN ALONE

محمد فقط معرف قرآن بود.



و أنزلنا اليک الکتاب بالحق مصدقا لما بين يديه من الکتاب و مهيمنا عليه فاحکم بينهم بما أنزل الله و لا تتبع أهواءهم عما جاءک من الحق لکل جعلنا منکم شرعه و منهاجا و لو شاء الله لجعلکم أمه واحده و لکن ليبلوکم ف ما آتاکم فاستبقوا الخيرات الى الله مرجعکم جميعا فينبئکم بما کنتم فيه تختلفون (۴۸)و أن احکم بينهم بما أنزل الله و لا تتبع أهواءهم و احذرهم أن يفتنوک عن بعض ما أنزل الله اليک فان تولوا فاعلم أنما يريد الله أن يصيبهم ببعض ذنوبهم و ان کثيرا من الناس لفاسقون (۴۹) أ فحکم الجاهليه يبغون و من أحسن من الله حکما لقوم يوقنون (۵:۵۰)

"We sent down to you THIS BOOK truthfully, confirming all previous scriptures, and superseding them. You shall judge among them according to what is sent down from God (this book), and do not follow their wishes if they deviate from the truth.... You shall judge among them according to what is send down from God (this book); do not follow their wishes, and BEWARE lest they divert you from that which is sent down to you from God (this book).... Would they seek the laws of ignorance? WHO IS BETTER THAN GOD as a law-maker, for those who sincerely believe?" (Quran ۵:۴۸-۵۰)

۴۸ - سپس اين کتاب آسمانى را، به حقيقت بر تو فرو فرستاديم، که کتاب هاى آسمانى قبل را تصديق مى کند و جايگزين آنهاست. بايد طبق آيات خدا بين آنها حکم کنى، اگر خواسته هاى آنها با حقيقتى که دريافت کردى مغايرت دارد، از آن پيروى نکن....... ۴۹ - بايد در بين آنها بر طبق آياتى که خدا بر تو نازل کرده حکم کنى. از خواسته هاى آنها پيروى نکن و هوشيار باش مبادا تو را از بعضى از آيات خدا منحرف کنند...... ۵۰ - آيا آنها مى خواهند از احکام زمان جاهليت پيروى کنند احکام چه کسى بهتر از خداست براى کسانى که به يقين رسيده اند(۵:۵۰)

MUHAMMAD FORBIDDEN FROM UTTERING ANY RELIGIOUS INSTRUCTIONS

OTHER THAN QURAN

محمد از بيان کردن هر تعليم دينى جز قرآن منع شده بود.



انه لقول رسول کريم (۴۰) و ما هو بقول شاعر قليلا ما تؤمنون (۴۱) و لا بقول کاهن قليلا ما تذکرون (۴۲) تنزيل من رب العالمين (۴۳) و لو تقول علينا بعض الَأقاويل (۴۴) لَأخذنا منه باليمين (۴۵) ثم لقطعنا منه الوتين (۴۶) فما منکم من أحد عنه حاجزين (۶۹:۴۷)

"This (Quran) is the utterance of an honorable messenger. It is not the utterance of a poet; rarely do you believe. Nor is it the utterance of a soothsayer; rarely do you take heed. A revelation from the Lord of the universe. HAD HE EVER UTTERED ANY OTHER RELIGIOUS UTTERANCES (attributed to us), we would have punished him severely, then we would have stopped the revelation to him (fired him). None of you could have protected him against us." (۶۹:۴۰-۴۷)

۴۰ - اين سخن رسولى محترم است. ۴۱ - سخن يک شاعر نيست؛ چه به ندرت توجه مى کنيد. ۴۲ - و سخن يک غيبگو نيست؛ چه به ندرت توجه مى کنيد. ۴۳ - وحى شده از جانب پروردگار جهان. ۴۴ - اگر او تعليمات ديگرى به زبان مى آورد. ۴۵ - ما او را تنبيه مى کرديم. ۴۶ - ما وحى را بر او متوقف مى گردانيديم. ۴۷ - هيچ يک از شما نمى توانست او را يارى دهد.(۶۹:۴۷)

These very clear verses teach us that Muhammad was forbidden from uttering any religious teachings beside Quran. The strength of the Arabic text cannot be fully translated to English. But the powerful expressions leave no doubt whatsoever that the Prophet's sole function was to "DELIVER" Quran, the whole Quran, and NOTHING but Quran.

اين آيات بوضوح به ما ياد مى دهد که محمد از بيان تعليمات دينى ديگرى در کنار قرآن منع شده بود. ترجمه انگليسى قدرت معنى کلمات عربى را کاملاٍ جايگزين نمى کند، اما طرز بيان محکم آن هيچگونه شکى باقى نمى گذارد که تنها ماَموريت پيغمبر اين بوده است که قرآن را "تحويل" دهد، تمام قرآن و هيچ چيز جز قرآن.

MUHAMMAD ORDERED NEVER TO DEVIATE FROM QURAN.

DEVIATION MEANT SEVERE PUNISHMENT

به محمد دستور داده شده بود که هرگز از قرآن منحرف نشود. منحرف شدن يعنى مجازات شديد.



و ان کادوا ليفتنونک عن الذ أوحينا اليک لتفتر علينا غيره و اذا لاتخذوک خليلا (۷۳) و لولا أن ثبتناک لقد کدت ترکن اليهم شيئا قليلا (۷۴) اذا لَأذقناک ضعف الحياه و ضعف الممات ثم لا تجد لک علينا نصيرا (۷۵ :۱۷)

"They almost diverted you (O Muhammad) from our revelations to you; they wanted you to fabricate something else to consider you a friend. If it were not that we strengthened you, you almost leaned towards them a little bit. Had you done it, we would have doubled the punishment for you in this life, and after death; no one could have protected you against us." (۱۷:۷۳-۷۵)

۷۳ - نزديک بود ترا از آنچه به تو وحى کرده بوديم منحرف کنند. آنها مى خواستند که تو چيزهايى ديگر از خود بسازى، تا تو را دوست خود بدانند...... ۷۴ - اگر براى اين نبود که تو را قوى کرديم، نزديک بود کمى به ايشان گرايش پيدا کنى....... ۷۵ - اکر چنين مى کردى، در اين دنيا و پس از مرگ مجازات تو را دو برابر مى کرديم و در برابر ما هيچ فريادرسى براى خود نمى يافتى.(۱۷:۷۵)

In setting the example for us, the Prophet was ordered to adhere strictly to God's revelations to him, specifically identified in ۵:۴۸-۵۰ (Page ۳) as Quran.

درمثالى که براى ما زده شده است، به پيغمبر فرمان داده شده بود که خيلى محکم از آيات خدا تبعيت کند.

با The slightest deviation from Quran (see verse ۷۴ above) incurs severe retribution.

کوچکترين انحراف از قرآن دچار مجازات شديد مى شد.

Muhammad ordered to deliver QURAN ALONE, without the least alteration, and never to "fabricate" anything else:

به محمد فرمان داده شده بود که فقط قرآن را تحويل دهد،

بدون کوچکترين تغيير و هرگز چيزى از خود نسازد.



و اذا تتلى عليهم آياتنا بينات قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقرآن غير هذا أو بدله قل ما يکون ل أن أبدله من تلقاء نفس ان أتبع الا ما يوحى ال ان أخاف ان عصيت رب عذاب يوم عظيم (۱۵) قل لو شاء الله ما تلوته عليکم و لا أدراکم به فقد لبثت فيکم عمرا من قبله أ فلا تعقلون (۱۶) فمن أظلم ممن افترى على الله کذبا أو کذب بآياته انه لا يفلح المجرمون (۱۷) و يعبدون من دون الله ما لا يضرهم و لا ينفعهم و يقولون هؤلاء شفعاؤنا عند الله قل أ تنبئون الله بما لا يعلم ف السماوات و لا ف الَأرض سبحانه و تعالى عما يشرکون (۱۰:۱۸)

"When our verses are recited for them, those who do not expect to meet us would say, 'Bring a Quran other than this, or change it.' Say (O Muhammad), 'I cannot change it on my own initiative. I simply follow what is revealed to me. I fear, if I disobey my Lord, the retribution of a terrible day.' ...Who is more wicked than one who invents lies about God, or rejects His revelations? The guilty never succeed. Yet, they idolize beside God those who possess no power to harm them or benefit them, and say, 'These are our intercessors with God.' ...such is idol-worship." (۱۰:۱۵-۱۸)

۱۵ - و چون آيات ما براى آنان بازگو شود، کسانيکه انتظار ندارند با ما ملاقات کنند مى گويند، "قرآنى به غير از اين بياور، يا آن را تغيير ده!" بگو، "من فقط از آنچه که بر من وحى شده پيروى مى کنم. اکر من از پروردگارم نافرمانى کنم، از مجازات روزى هولناک مى ترسم." ۱۶ - بگو، "اگر خدا مى خواست، من آن را براى شما بازگو نمى کردم و شما هيچ چيز درباره آن نمى دانستيد. من پيش از اين عمرى در بين شما زندگى کرده ام (و شما مرا به عنوان آدمى سالم وراستگو شناخته ايد). آيا نمى فهميد" ۱۷ - کيست نابکارتر از آن کس که از خود دروغ ببافد و آن را از قول خدا بيان کند، يا آيات او را نپذيرد. مسلماٍ متخلفين هرگز توفيق نمى يابند. ۱۸ _ آنان در کنار خدا کسانى را عبادت مى کنند که قدرت ندارند به آنان سود يا زيان برسانند و مى گويند، " اينان نزد خدا شفيعان ما هستند!" بگو، " آيا خدا را از چيزى خبر مى دهيد که او در آسمانها و زمين نمى داند" تسبيح او را. او والاترين است. بسيار برتر از اينکه به شريک نياز داشته باشد.(۱۰:۱۸)

ONE GOD / ONE SOURCE

يک خدا / يک منشاء

Our Almighty Creator commands that QURAN, specifically QURAN, SHALL BE THE ONLY SOURCE of religious teachings.

خالق مطلق فرمان مى دهد که قرآن، اختصاصاٍ قرآن، بايد تنها منشاء تعليمات دينى باشد.

Furthermore, we are told that THE ACCEPTANCE OF ANY OTHER SOURCES for religious guidance equals the setting up of OTHER GODS BESIDE GOD:

علاوه بر آن، به ما فرمان داده مى شودکه پذيرفتن هر منشاء ديگرى براى هدايت دينى مساوى اين است که خداى ديگرى در کنار خدا گذاريم.





قل أ شء أکبر شهاده قل الله شهيد بين و بينکم و أوح ال هذا القرآن لَأنذرکم به و من بلغ أ انکم لتشهدون أن مع الله آلهه أخرى قل لا أشهد قل انما هو اله واحد و انن برء مما تشرکون (۶:۱۹)

"Say (O Muhammad), 'Whose testimony is greater?' Say, 'God is the witness between me and you that THIS QURAN was given to me to preach it to you, and to whomever it reaches.' However, you certainly bear witness that you set up other gods beside God (by upholding other sources beside Quran). Say, 'I will never do what you are doing; I disown your idol-worship.'" (۶:۱۹)

۱۹ - بگو، "شهادت چه کسى بالاترين است" بگو، "شهادت خدا. او بين من و شما شاهد است که اين قرآن به من وحى شده، تا آن را به شما و به هرکس که به آن دست يابد ابلاغ کنم. در واقع شما غير از خدا به خدايان ديگر هم تشهد مى دهيد." بگو، "من مانند شما تشهد نمى دهم؛ فقط يک خدا وجود دارد، و من شرک شما را رد مى کنم.(۶:۱۹)



This profound verse, which happens to be verse [۱۹] of Sura ۶, enjoins the believers from upholding or following ANY OTHER SOURCE BESIDE QURAN, and that doing this is equivalent to the setting up of other gods beside God.

اين آيه عميق که اتفاقاٍ آيه (۱۹) سوره ۶ هست، مؤمنان را از پيروى هر منبعى در کنار قرآن منع مى کند و انجام اين کار مساوى با اين است که خداى ديگرى در کنار خدا بگذاريم.

ONE GOD / ONE SOURCE

يک خدا / يک منشاء

In the strictest possible language, we are commanded to uphold Quran, the whole Quran, and nothing but Quran.

با دقيق ترين زبان ممکن، به ما فرمان داده مى شود که از قرآن پيروى کنيم، تمام قرآن و هيچ چيز جز قرآن.

Repeatedly, we are commanded to uphold Quran as the ONLY SOURCE OF RELIGIOUS GUIDANCE.

مدام به ما فرمان داده مى شود که فقط قرآن را منشاء هدايت دينى قرار دهيم.

Again and again, we are reminded that the following of

ANY OTHER SOURCE BESIDE QURAN EQUALS THE SETTING UP OF OTHER GODS BESIDE GOD.

دوباره و دوباره، به ما يادآورى مى شود که پيروى ازهر منشاء ديگرى در کنار قرآن مساوى است با گذاشتن خداى ديگرى در کنار خدا.

Verses ۲۲ through ۳۸ of Sura ۱۷ represent some of the most important commandments in Quran. Immediately following these verses we find the verse shown below:

آيات ۲۲ - ۳۸ سوره ۱۷بيانگرتعدادى از مهمترين فرمان ها در قرآن است. بعد از اين آيات آيه پايين را ميبينيم:



ذلک مما أوحى اليک ربک من الحکمه و لا تجعل مع الله الها آخر فتلقى ف جهنم ملوما مدحورا (۱۷:۳۹)

"This is some of the wisdom revealed to you (in this Quran), and YOU SHALL NOT SET UP ANY OTHER GOD BESIDE GOD (by following any other source beside Quran). Otherwise, you will be thrown into hell, blamed and debased." (۱۷:۳۹)

۳۹ - اين مقدار دانشى است که پروردگارت به تو وحى کرده است. در کنار خدا معبود ديگرى قرار نده، مبادا که عاقبت در جهنم افتى، سرزنش شده و شکست خورده.(۱۷:۳۹)



Despite all these clear commandments and extremely strict injunctions, why do the followers of Hadith & Sunna fail to uphold the Quran alone? See the answer on Page ۹.

با وجود اين همه دستورات واضح و احکام بسيار دقيق، چرا پيروان حديث و سنت نمى توانند فقط از قرآن پيروى کنند



QURAN: AN EXTRAORDINARY BOOK

قرآن يک کتاب شگفت آور

Despite the clear commandments, why do the followers of Hadith & Sunna fail to uphold Quran ALONE?

با وجود دستورات واضح، چرا پيروان حديث و سنت نمى توانند فقط از قرآن پيروى کنند

The answer is provided in the same Sura following the commandment shown on Page ۸. Verses ۴۵ and ۴۶ of Sura ۱۷ inform us that those who refuse to believe God and heed His commandment to uphold Quran ALONE are deliberately isolated from Quran. These two crucial verses are shown below:

جواب درهمان سوره وجود دارد، آيات ۴۵و۴۶ از سوره۱۷ ما را آگاه مى کند کسانى که از ايمان به خدا و توجه به دستورات او مبنى بر تاييد فقط قرآن امتناع مى کنند عمداَ از قرآن جدا مى افتند.



و اذا قرأت القرآن جعلنا بينک و بين الذين لا يؤمنون بالَآخره حجابا مستورا (۴۵) و جعلنا على قلوبهم أکنه أن يفقهوه و ف آذانهم وقرا و اذا ذکرت ربک ف القرآن وحده ولوا على أدبارهم نفورا (۱۷:۴۶)

"When you read the Quran, we place between you and those who do not believe in the Hereafter an invisible barrier. And we place shields on their hearts,to prevent them from understanding Quran, and deafness in their ears. Consequently, when you preach your Lord IN THE QURAN ALONE they run away in aversion." (۱۷:۴۵-۴۶)

۴۵ - و چون قرآن بخوانى، ما ميان تو و آنانکه به آخرت ايمان ندارند حصارى نامرئى قرار مى دهيم. ۴۶ - ما بر افکار آنان پوشش مى گذاريم، تا آن را نفهمند و در گوشهايشان ناشنوايى. و چون درباره پروردگارت سخن بگويى و فقط از قرآن استفاده کنى، آنان با بيزارى فرار مى کنند.(۱۷:۴۶)

WHAT MORE CAN WE SAY ??

ديگر چه چيزى مى توان گفت



DO YOU BELIEVE GOD OR NOT?

آيا به خدا ايمان داريد يا نه

God says that Quran is COMPLETE, PERFECT, & FULLY DETAILED, and that you shall not seek any other source:

خدا مى فرمايد قرآن کامل، بى عيب و مفصل با جزئيات است و شما نبايد منشاء ديگرى را بجويد.

ما فرطنا ف الکتاب من شء ثم الى ربهم يحشرون (۳۸) و الذين کذبوا بآياتنا صم و بکم ف الظلمات من يشأ الله يضلله و من يشأ يجعله على صراط مستقيم (۶:۳۹)

"We did not leave anything out of this book, then all will be gathered before their Lord (for judgment). Those who do not believe our verses are deaf and dumb; in total darkness. God sends astray whomever He wills, and directs whomever He wills in the right path." (۶:۳۸-۳۹)

۳۸ - ما در اين کتاب کوچکترين نکته اى را فروگذار نکرده ايم. تمام اين مخلوقات، نزد پروردگار خود احضار خواهند شد. ۳۹ - کسانى که مدرک هاى ما را رد مى کنند، کر و گنگ هستند و در تاريکى مطلق بسر مى برند. خدا هر که را بخواهد، گمراه و هر که را بخواهد، به راه مستقيم هدايت مى کند. (۶:۳۹)

أ فغير الله أبتغ حکما و هو الذ أنزل اليکم الکتاب مفصلا (۶:۱۱۴)

"Shall I seek other than God as a source of law, when He revealed THIS BOOK FULLY DETAILED? (۶:۱۱۴)

۱۱۴- آيا غير از احکام خدا، احکام ديگرى را مرجع قرار دهم، در حاليکه او اين کتاب را با تمام جزئيات نازل کرده است اهل کتاب تشخيص مى دهند که اين از جانب پروردگارت، با حقيقت نازل شده است. نبايد هيچ شکى به خود راه دهى. (۶:۱۱۴)

و تمت کلمه ربک صدقا و عدلا (۶:۱۱۵)

"The word of your Lord is COMPLETE in truth & justice." (۶:۱۱۵)

۱۱۵- کلام پروردگار تو، در راستى و عدالت، کامل است. هيچ چيز نبايد کلمات او را لغو کند. اوست شنوا، داناى مطلق.(۶:۱۱۵)

THE CONSEQUENCE OF NOT BELIEVING GOD

نتيجه ايمان نياوردن به خدا

As shown on Page ۱۰, God says that Quran is COMPLETE, PERFECT, AND FULLY DETAILED.

خدا مى فرمايد قرآن کامل، بى عيب و مفصل با جزئيات است.

His commandments are clear and strict that YOU SHALL NOT UPHOLD ANYTHING ELSE BESIDE QURAN as a source of religious guidance (see pages ۷ & ۸).

فرمان هاى او واضح و محکم است، که شما براى هدايت دينى از هيچ منشاء ديگرى در کنار قرآن پيروى نکنيد.

Now, you have the total freedom to decide to believe God, or to reject His statements, and ignore His commandments, provided you are willing (or unwilling) to accept the consequences. You agree, no doubt, that refusing to believe God is a very serious offense. Just how serious is expressed in verse ۴۰ of Sura ۷:

اکنون، آزادى کامل داريد که به خدا ايمان بياوريد، يا گفته هاى او را تکذيب کنيد و به فرمان هاى او بى اعتناء باشيد، در صورتى که شما خواسته (يا نا خواسته) نتيجه آن را پذيرفتيد. بدون شک شما قبول مى کنيد، ايمان نياوردن به خدا گناهى بسيار جدى است. (مراجعه به۷:۴۰)

ان الذين کذبوا بآياتنا و استکبروا عنها لا تفتح لهم أبواب السماء و لا يدخلون الجنه حتى يلج الجمل ف سم الخياط و کذلک نجز المجرمين (۷:۴۰)

"Surely, those who do not believe our revelations, and are too arrogant to heed them, the gates of the sky never open for them, nor will they ever enter Paradise until the camel passes through the needle's eye. We thus requite the guilty." (۷:۴۰)

۴۰ - مطمئناٍ ، کسانى که آيات ما را تکذيب مى کنند و متکبرتر از آن هستند که از آنها پيروى کنند، دروازه هاى آسمان هرگز به روى آنها باز نخواهد شد و به بهشت وارد نخواهند شد، تا اينکه شتر از سوراخ سوزن رد شود. اينچنين مجرمين را مجازات مى دهيم.(۷:۴۰)

Thus, it is A PHYSICAL IMPOSSIBILITY for those who refuse to believe God to enter Paradise.

پس، براى آنان که به خدا ايمان نمى آورند عملاَ غير ممکن است وارد بهشت شوند.

IMPORTANT CRITERION OF DIVINE REVELATION

معيار مهم آيات الهى

Some people claim that the "Hadith & Sunna" are divine revelations. Obviously, they are not aware that the criterion of divine revelation is PERFECT PRESERVATION. Since the so-called hadith & sunna of the Prophet have been vastly corrupted, they can never meet the criterion of divine revelation. It is an acknowledged fact that the vast majority of Hadiths are false fabrications.

بعضى از مردم ادعا مى کنند که ٍ حديث و سنت"آيات الهى هستند. واضح است، آنان آگاه نيستند که معيار آيات الهى حفاظت کامل آن است. چون حديث و سنت پيغمبر زياد تحريف شده اند، هرگز نمى تواند معيار آيات الهى شود. اين يک واقعيت تصديق شده است که اکثر حديث ها دروغ هايى ساختگى هستند.

انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون (۱۵:۹)

"We have sent down the revelation, and we will surely preserve it." (۱۵:۹)

۹ - ما پيام را نازل کرديم و قطعاٍ ، ما آن را حفظ خواهيم کرد. (۱۵:۹)

جاءهم و انه لکتاب عزيز (۴۱) لا يأتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه تنزيل من حکيم حميد (۴۱:۴۲)

"Indeed, this is an honorable scripture. Falsehood could never enter it in the past, present, or future; a revelation from the most wise, the most praised." (۴۱:۴۱-۴۲)

۴۱ - ...... حقيقتاَ اين کتاب آسمانى محترمى است. ۴۲ - هيچ کلام باطلى در گذشته يا درآينده نمى تواند در آن وارد شود؛ وحى است از جانب آن بسيار حکيم و قابل ستايش. (۴۱:۴۲)

The blasphemy is evident when they claim that Hadith and Sunna are divine revelations. Do they not realize that God Almighty is capable of preserving His revelations?

اين کفرى مشخص است هنگامى که ادعا مى کنند حديث و سنت وحى الهى است. آيا آنها درک نمى کنند که خداى قادرمطلق مى تواند آياتش را حفظ کند.

HADITH & SUNNA = ۱۰۰% CONJECTURE

حديث و سنت = %۱۰۰ حدس

Although God declares that Quran is FULLY DETAILED, & shall be the only source, the majority of Muslims have been duped into following the conjecture known as Hadith & Sunna.

اگرچه خدا اعلام مى کند که قرآن با جزئيات مفصل است و بايد تنها منشاء باشد، اما اکثريت مسلمانان در پيروى از حدسياتى مانند حديث و سنت فريب خورده اند.

While Quran is proven by PHYSICAL EVIDENCE to be the authentic and unaltered word of God (see the book, "QURAN: VISUAL PRESENTATION OF THE MIRACLE"), Hadith and Sunna are unanimously recognized as conjecture.

درحاليکه از طريق مدرک فيزيکى ثابت شده که قرآن کلام معتبر و غير تغيير خداست (کتاب، "قرآن: نمايش ديدنى معجزات" را مشاهده کنيد)، حديث و سنت به اتفاق، به عنوان حدسيات شناخته شده اند.

أ فغير الله أبتغ حکما و هو الذ أنزل اليکم الکتاب مفصلا و الذين آتيناهم الکتاب يعلمون أنه منزل من ربک بالحق فلا تکونن من الممترين (۱۱۴) و تمت کلمه ربک صدقا و عدلا لا مبدل لکلماته و هو السميع العليم (۱۱۵) و ان تطع أکثر من ف الَأرض يضلوک عن سبيل الله ان يتبعون الا الظن و ان هم الا يخرصون (۶:۱۱۶)

"Shall I seek OTHER THAN GOD as a source of law, when He has revealed THIS BOOK FULLY DETAILED? ....The word of your Lord is COMPLETE, in truth and justice. Nothing shall abrogate His words; He is the hearer, the omniscient. Yet, if you obey the majority of people, they will take you away from the path of God. That is because they follow CONJECTURE, and they fail to think." (۶:۱۱۴-۱۱۶)

۱۱۴- "آيا غير از احکام خدا، احکام ديگرى را مرجع قرار دهم، در حاليکه او اين کتاب را با تمام جزئيات براى شما نازل کرده است....... ۱۱۵- کلام پروردگار تو، در راستى و عدالت، کامل است. هيچ چيز نبايد کلمات او را لغو کند. اوست شنوا، داناى مطلق........ ۱۱۶- اگر از اکثريت مردم روى زمين اطاعت کنى، تو را از راه خدا منحرف مى کنند. آنها فقط از گمان خود پيروى مى کنند و فقط حدس مى زنند."(۶:۱۱۶)

ان يتبعون الا الظن و ما تهوى الَأنفس و لقد جاءهم من ربهم الهدى (۵۳:۲۳)

"They insist upon following conjecture, when the guidance is given to them herein from their Lord." (۵۳:۲۳)

۲۳ - ...... آنها از گمان و تمايلات شخصى خود پيروى مى کنند، هنگاميکه در اين از جانب پروردگارشان براى آنها هدايتى به حق آمده است. (۵۳:۲۳)

OBEYING THE MESSENGER IS CONDITIONED

اطاعت از رسول شرط دارد

Obeying the messenger is absolute only as far as the Quranic revelations are concerned.

اطاعت از رسول فقط درارتباط با آيات قرآنى مطلق است.

Obeying the messenger is in upholding Quran, the whole Quran, and nothing but Quran.

اطاعت از رسول اين است که از قرآن پيروى شود، تمام قرآن و هيچ چيز جز قرآن.

Obedience is strictly ON CONDITION THAT the source is God through the messenger, and not the messenger who is no more than a human being, subject to errors.

اطاعت کردن اکيد تحت شرايطى است که منشاء خداست از طريق رسول؛ نه رسول که انسانى بيش نيست و قابل خطاست.

As shown in the verse below, the messenger as a man is to be obeyed ONLY if he is right:

در آيه ذيل مشاهده مى شود، رسول به عنوان يک انسان فقط مواقعى بايد اطاعت شود که او صحيح باشد.

يا أيها النب اذا جاءک المؤمنات يبايعنک على أن لا يشرکن بالله شيئا و لا يسرقن و لا يزنين و لا يقتلن أولادهن و لا يأتين ببهتان يفترينه بين أيديهن و أرجلهن و لا يعصينک ف معروف فبايعهن و استغفر لهن الله ان الله غفور رحيم (۶۰:۱۲)

"O prophet, if the believing women come to you and pledge that they will not idolize anything beside God, nor steal, nor commit adultery, nor kill their children, nor produce any falsehood, nor disobey you WHEN YOU ARE RIGHT, you shall accept their pledge, and ask God to forgive them." (۶۰:۱۲)

۱۲ - اى پيامبر، هنگامى که زنان مؤمن (که کافران را ترک کرده اند) از تو پناهندگى بخواهند و با تو عهد کنند که در کنار خدا شريکى قرار نخواهند داد و دزدى نکنند، مرتکب زنا نشوند، فرزندان خود را نکشند، از خود دروغ نسازند و از دستورات پرهيزکارانه تو نافرمانى نکنند، عهد آنها را بپذير و به درگاه خدا براى آمرزش آنها دعا کن. خداست آمرزنده، بسيار رحيم. (۶۰:۱۲)

Thus, the condition is evident that Muhammad the man, unlike Muhammad the messenger, shall be obeyed ONLY IF HE IS RIGHT.

پس، شرايط نشان مى دهد محمد به عنوان يک انسان و نه محمد به عنوان رسول بايد اطاعت شود فقط اگر او صحيح باشد.

OBEYING THE MESSENGER IS CONDITIONED

اطاعت از رسول شرط دارد

The Quran emphasizes that obedience is absolute when the source is God, while the personal opinion of the messenger may be detrimental to him and/or to those who follow his personal opinions:

قرآن تاکيد مى کند که اطاعت مواقعى قطعى است که منشاء خداست، در حالى که نظر شخصى رسول مى تواند زيان آور به خودش و يا آنان که پيرو عقايد شخصى او هستند باشد:

ما أصابک من حسنه فمن الله و ما أصابک من سيئه فمن نفسک و أرسلناک للناس رسولا و کفى بالله شهيدا (۷۹) من يطع الرسول فقد أطاع الله و من تولى فما أرسلناک عليهم حفيظا (۴:۸۰)

"Anything good that happens to you (O Muhammad) is from God. And anything bad that happens to you is from you. We have sent you as a messenger to the people, and God suffices as a witness. Whoever obeys the messenger is obeying God. As for those who turn away, we did not send you as their guardian." (۴:۷۹-۸۰)

۷۹ - هر اتفاق خوبى که براى تو (محمد) رخ دهد از جانب خداست و هر اتفاق بدى که براى تو رخ دهد از جانب خود توست. ما تو را به رسالت نزد مردم فرستاده ايم و خدا به عنوان شاهد کافى است. ۸۰ - هر کس از رسول اطاعت کند، از خدا اطاعت مى کند. و اما آنان که روى گردانند، ما تو را به عنوان محافظ آنها نفرستاديم. (۴:۸۰)

Thus, the personal opinion of Muhammad may be bad, or may cause bad things to happen. On the other hand, Muhammad the messenger utters THE WORDS OF GOD, i.e., the Quran, and must be obeyed absolutely. For whoever obeys the messenger is obeying God, and we are to obey the commandments of God, not the commandments of men.

پس، نظر شخصى محمد مى تواند بد باشد يا مى تواندسبب اتفاق بدى باشد. در حاليکه محمد به عنوان رسول سخن خدا، قرآن رابيان مى کند و بايد مطلقاٍ اطاعت شود. هر کس از رسول اطاعت کند، از خدا اطاعت مى کند و ما بايد احکام خدا را اطاعت کنيم و نه احکام انسان را.

OBEYING THE MESSENGER IS CONDITIONED

اطاعت از رسول شرط دارد

The Quran gives numerous examples that we must obey what Muhammad uttered as a messenger of God, and NOT NECESSARILY what he uttered as a man. As a messenger, he uttered Quran, and nothing but Quran.

قرآن مثال هاى زيادى مى زند که ما بايد آنچه را که محمد به عنوان رسول خدا بيان کرد، اطاعت کنيم و نه لزوماٍ چيزى را که به عنوان يک انسان بيان کرد. به عنوان يک رسول، او قرآن رابيان کرد و هيچ چيز جز قرآن.

Furthermore, the Quran teaches that Muhammad the man actually committed serious errors. Thus, in the verse shown below we see that God wished to establish a law whereby a man can marry the divorced wife of his adopted son. Muhammad was to be our example. However, this was contrary to the traditions of Arabia, and the Prophet actually "feared the people instead of fearing God."

گذشته از اين، قرآن تعليم مى دهد که محمد به عنوان يک انسان مرتکب اشتباه هاى جدى شد. از اين قرار، در آيه ذيل مى بينيم که خدا خواستار برپا کردن قانونى بود، که به موجب آن مرد مى تواند با زن مطلقه پسر خوانده اش ازدواج کند. محمد مورد اين مثال قرار گرفت. هر چند، اين قانون مخالف سنت عربستان بود و پيغمبر عملاٍ بجاى خدا از مردم ترسيد.

و اذ تقول للذ أنعم الله عليه و أنعمت عليه أمسک عليک زوجک و اتق الله و تخف ف نفسک ما الله مبديه و تخشى الناس و الله أحق أن تخشاه فلما قضى زيد منها وطرا زوجناکها لک لا يکون على المؤمنين حرج ف أزواج أدعيائهم اذا قضوا منهن وطرا و کان أمر الله مفعولا (۳۳:۳۷)

"You said to the one blessed by God and blessed by you, 'Do not divorce your wife, and observe God.' Thus, you hid in yourself what God wanted to declare, and you feared the people when God is the one you should fear. Then, when Zeid (Muhammad's adopted son) finally divorced her, we had you marry her. This was done to show that the believing men are allowed to marry the divorced wives of their adopted sons. The commands of God shall be carried out." (۳۳:۳۷)

۳۷ - بياد آور که تو به آن کسى که خدا او را مورد لطف قرار داد و تو او را مورد لطف قرار دادى گفتى، "زنت را نگهدار و خدا را محترم بدار، " و تو چيزى را در درون خود مخفى کردى که خدا مى خواست اعلام کند. پس، تو از مردم ترسيدى، در حاليکه بايد فقط از خدا مى ترسيدى هنگامى که همه چيز کاملاٍ بين زيد و زنش تمام شد، ما تو را وادار به ازدواج با او کرديم، تا اين نشان دهد که يک مرد بتواند با زن مطلقه پسر خوانده اش ازدواج کند. امر خدا بايد اجرا شود. (۳۳:۳۷)



OBEYING THE MESSENGER IS CONDITIONED

اطاعت از رسول شرط دارد

One complete Sura illustrates the fact that we are to obey Muhammad ONLY in his Quranic utterances, and NOT in his personal utterances or personal behavior. This rules out the so-called "Hadith" and the so-called "Sunna" as legitimate sources of religious guidance.

يک سوره کامل نشان مى دهد که محمد فقط بايد در مورد سخن هاى قرآنى و نه سخن هاى شخصى يا رفتار شخصى اش اطاعت شود. اين قانون آنچه را که بعنوان حديث و سنت براى منشاء هدايت دينى ناميده مى شود، تکذيب مى کند.

The Sura is entitled "'Abasa = He Frowned", and narrates an incident where Muhammad ignored a poor blind man, and gave his full attention to a rich man:

اين سوره "عبس = او اخم کرد" ناميده شده است و ماجرائى را شرح مى دهد که محمد به يک مرد کور فقير بى اعتنائى کرد و تمام توجه اش را متوجه مرد ثروتمند کرد.

عبس و تولى (۱) أن جاءه الَأعمى (۲) و ما يدريک لعله يزکى (۳) أو يذکر فتنفعه الذکرى (۴) أما من استغنى (۵) فأنت له تصدى (۶) و ما عليک ألا يزکى (۷) و أما من جاءک يسعى (۸) و هو يخشى )۹(فأنت عنه تلهى (۱۰) کلا انها تذکره (۱۱) فمن شاء ذکره (۱۲)

"He (Muhammad) frowned and turned away, when the blind man came to him. How do you know; he may be saved? Or, he may heed the message and benefit from such heeding. As for the rich man, you (Muhammad) gave him your attention. Even though you cannot guarantee his salvation. But the one who came to you seeking salvation, and sincerely reverent, you disregarded him. Indeed, THIS IS A REMINDER, for those who choose to remember." (۸۰:۱-۱۲)

۱ - او (محمد) اخم کرد و روى گرداند. ۲ - هنگامى که مرد نابينا به نزدش آمد. ۳ - تو چه مى دانى شايد او خود را منزه کند. ۴ - يا اينکه توجه کند و از پيام فايده برد. ۵ - و اما آن مرد ثروتمند. ۶ - تو به او توجه کردى. ۷ - با اينکه تو نمى توانستى ضامن نجات او باشى. ۸ - آن کسى که مشتاقانه به نزد تو آمد. ۹ - و واقعاٍ حرمت و احترام را نگهداشت. ۱۰ - تو به او اعتنا نکردى. ۱۱ - حقيقتاٍ اين يک تذکر است. ۱۲ - تا هر که مى خواهد پند گيرد.(۱۸:۱۲)



THE IDOLIZATION OF MUHAMMAD

بت ساختن از محمد

Refusing to believe God in His repeated assertions that the QURAN IS COMPLETE, PERFECT, & SHALL BE THE ONLY SOURCE of religious guidance, and following the conjecture known as Hadith & Sunna constitutes deification of the prophet Muhammad against his will.

ايمان نياوردن به خدا برخلاف تاکيد مکرر مبنى براينکه قرآن کامل و بى عيب است، و بايد تنها منشاء هدايت دينى باشد و علاوه بر اينها پيروى از حدسيات در غالب حديث و سنت ايجاد الوهيت پيغمبر محمد را عليرغم خواسته اش ترغيب مى کند.

قل لو کان البحر مدادا لکلمات رب لنفد البحر قبل أن تنفد کلمات رب و لو جئنا بمثله مددا (۱۰۹) قل انما أنا بشر مثلکم يوحى ال أنما الهکم اله واحد فمن کان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملا صالحا و لا يشرک بعباده ربه أحدا (۱۱۰)

"Say (O Muhammad), 'If the ocean were ink for the words of my Lord, the ocean would have run out before my Lord runs out of words, even if we supplied twice as much ink.' Say (O Muhammad), 'I am no more than a human being like you. It has been revealed to me that your God is ONE GOD. Thus,

anyone who looks forward to meeting his Lord shall lead a righteous life, and NEVER SET UP ANY IDOLS beside his Lord.'" (۱۸:۱۰۹-۱۱۰)

۱۰۹- بگو(محمد)، "اگر اقيانوس براى کلمات پروردگار من مرکب مى بود، اقيانوس تمام مى شد، قبل از اينکه کلمات پروردگار من به اتمام رسد، حتى اگر مرکب را دو چندان کنيم."۱۱۰- بگو (محمد)، "من هم مانند شما بشرى بيشترنيستم، به من وحى شده که خداى شما خداى واحد است. کسانيکه به ديدار پروردگار خود اميدوار باشند، بايد پرهيزکارى کنند و هرگز معبودى در کنار پروردگار خود نگذارد."(۱۸:۱۱۰)

These verses clearly inform us that God does not suffer from shortage of words; that He gave us ALL THE WORDS we need in this Quran, and that we should not seek the words of Muhammad, or anyone else, and that Muhammad is a man like other men; he should not be idolized (see end of verse).

اين آيات واضح نشان مى دهد که خدا کمبود لغت ندارد؛ او تمام لغاتى را که لازم داريم در اين قرآن به ما داد و نبايد کلام محمد يا هر کس ديگرى را بطلبيم و محمد انسانى است مانند انسان هاى ديگر؛ از او نبايد بت ساخت (انتهاى آيه را مشاهده کنيد)

QURAN: YOU SHALL NOT IDOLIZE MUHAMMAD

قرآن: محمد را نبايد بت کرد

There are only two verses in Quran that describe the prophet Muhammad as "no more than a human being like you."

در قرآن فقط دو آيه است که شرح مى دهد پيغمبر محمد "بشرى بيش از شما نيست."

IS IT COINCIDENCE THAT BOTH VERSES FORBID IDOLATRY AT THE END OF EACH VERSE ??

آيا اين تصادفى است که هر دو مورد در پايان آيه شرک را منع مى کند

The first verse is shown on the previous page, and the second verse is shown below:

آيه اول در صفحه قبل نشان داده شده است و آيه دوم در زير نشان داده مى شود:

قل انما أنا بشر مثلکم يوحى ال أنما الهکم اله واحد فاستقيموا اليه و استغفروه و ويل للمشرکين(۶)

"Say (O Muhammad), 'I am no more than a human being like you. It has been revealed to me that your God is ONE GOD. Therefore, you shall observe Him ALONE, and ask His forgiveness, AND WOE TO THE IDOL-WORSHIPERS.'" (۴۱:۶)

۶ - بگو (محمد)، "من بشرى بيش از شما نيستم، که به من وحى شده که خداى شما خداى واحد است. بايد فقط به او اخلاص بورزيد و از او آمرزش بخواهيد. واى بر مشرکين".(۴۱:۶)

The true believers believe their Lord in His statements that QURAN IS COMPLETE, PERFECT, FULLY DETAILED, AND SHALL BE THE SOLE SOURCE OF RELIGIOUS GUIDANCE. Only the idol-worshipers will seek other than Quran. Following "Hadith & Sunna" is idolization of the prophet Muhammad against his will.

مؤمنان واقعى به گفته پروردگارشان ايمان دارند اينکه قرآن کامل، بى عيب و مفصل با جزئيات است وبايد فقط آن را منشاء هدايت دينى قرار دهند. فقط مشرکين غير از قرآن را مى جويند. پيروى از "حديث و سنت" ساختن بت از پيغمبر محمد است برخلاف خواسته اش.

THE ABUSE OF QURAN

سوء استفاده کردن از قرآن



ان الله و ملائکته يصلون على النب يا أيها الذين آمنوا صلوا عليه و سلموا تسليما (۵۶)

"God and His angels encourage the prophet. O you who believe, you too shall encourage him, and support him completely." (۳۳:۵۶)

۵۶ - خدا و فرشتگانش از پيامبرپشتيبانى مى کنند. اى کسانى که ايمان آورده ايد، شما هم بايد به او کمک کنيد و از او پشتيبانى نماييد و به او احترام بگذاريد، آنچنان که شايسته احترام است.(۳۳:۵۶)

This is by far the most abused verse in the whole Quran. Through satanic distortions, ignorance, and idol-worship, this verse causes millions of Muslims to glorify the prophet against his will, instead of glorifying God.

در اين آيه به مراتب بيش از همه آيات قرآن بوسيله تحريف هاى شيطانى، از جهالت و شرک سوء استفاده شده است.، اين آيه موجب شده است که ميليون ها نفر از مسلمين، پيغمبر را برخلاف خواسته اش درعوض ستايش خدا ستايش کنند.

People who sing the praises of this particular verse day and night are obviously ignorant of two important facts:

مردمى که روز و شب مشغول ستايش اين آيه به خصوص هستند، مسلماٍ نسبت به دو واقعيت مهم نا آگاه هستند:

(۱) The word "Naby = prophet " when referring to the prophet Muhammad

ALWAYS refers to him when he was alive; not after his death.

(۱) کلمه "نبى = پيغمبر" که به پيغمبر محمد برمى گردد، هميشه درحالى که او زنده باشد، به او اشاره مى کند ؛ نه بعد از مرگش.

(۲) In the same Sura, and ۱۳ verses ahead of this verse, we find that God

and His angels do the same honoring for ALL THE BELIEVERS.

(۲) در همان سوره، ۱۳ آيه جلوتر از اين آيه، مى بينيم که خدا و فرشتگانش همان گونه احترام را براى تمامى مؤمنان قائل مى شوند.

هو الذ يصل عليکم و ملائکته ليخرجکم من الظلمات الى النور (۴۳)

"God and His angels encourage the believers, to take them out of darkness. Into the light." (۳۳:۴۳)

۴۳ - اوست که همراه با فرشتکانش، به شما دلگرمى مى دهد تا شما را از تاريکى بسوى روشنايى راهنمايى نمايد.(۳۳:۴۳)

THE ABUSE OF QURAN

سوء استفاده کردن از قرآن

Verse ۱۰۳ of Sura ۹ further clarifies the meaning of the words "SSALLOO" and "YUSSALLEE." In this verse, we see that the Prophet is commanded to "YUSSALLEE" for the believers, just as they are asked to do for him in verse ۵۶ of Sura ۳۳ (see Page ۲۰).

آيه ۱۰۳، سوره ۹ معنى کلمه "صلوا" و "يصَلون" راواضح نشان مى دهد؛ در اين آيه، مى بينيم که به پيغمبر"يصلون" از مؤمنان فرمان داده شده است، همان طور که از آنان در آيه ۵۶ سوره ۳۳ براى او خواسته شده است.

خذ من أموالهم صدقه تطهرهم و تزکيهم بها و صل عليهم ان صلاتک سکن لهم و الله سميع عليم (۱۰۳)

"Take (O Muhammad) a portion of their money for charity, in order to purify them and sanctify them, and encourage them (SSALLEE 'ALAYHIM) for your encouragement is a consolation for them. God is hearer, omniscient." (۹:۱۰۳).

۱۰۳- از پول آنان صدقه اى بگير تا آنان را پاک و مقدس کنى و به آنان دلگرمى بده (صَل عَلَيهم). زيرادلگرمى تو به آنان اطمينان مى بخشد. خداست شنوا، بر همه چيز دانا.(۹:۱۰۳)

Thus, the true meaning of this expression is "encourage," and NOT "praise day and night" as those who abuse the Quran have indicated.

بنابراين، معنى حقيقى اين اصطلاح "دلگرمى و پشتبانى" است و نه "ستايش شبانه روزى "برخلاف برداشت غلطى که ازقرآن شده است.











SUMMARY

خلاصه



۱. God and His angels encourage the believers, to take them out of darkness into the light(۳۳:۴۳).

۱. ۴۳ - اوست که همراه با فرشتکانش، به شما دلگرمى مى دهد تا شما را از تاريکى بسوى روشنايى راهنمايى نمايد. (۳۳:۴۳)

۲. God and His angels encourage the Prophet during his life to keep him on the right path (۳۳:۵۶).

۲. ۵۶ - خدا و فرشتگانش به پيامبر دلگرمى مى دهند و در طى زندگى اش از اوپشتيبانى مى کنند، تا او را در راه راست نگهدارند.(۳۳:۵۶)

۳. The believers are asked to support the Prophet during his life (۳۳:۵۶), and the Prophet does the same for the believers (۹:۱۰۳).

۳. از مؤمنان درخواست مى شود که از پيغمبر در طى زندگى اش پشتيبانى کنند (۳۳:۵۶) و همچنين پيغمبر براى مؤمنان (۹:۱۰۳).

THE ABUSE OF QURAN

سوء استفاده کردن از قرآن



لقد کان لکم ف رسول الله أسوه حسنه لمن کان يرجوا الله و اليوم الَآخر و ذکر الله کثيرا (۲۱)

"In the messenger of God, you have a good example; a good example for those who are seeking God and the Last day, and commemorate God frequently." (۳۳:۲۱)

۲۱ - رسول خدا سرمشق خوبى است براى آن عده از شما که در جستجوى خدا و روز بازپسين هستند و مدام خدا را ياد مى کنند.(۳۳:۲۱)

Satan used this verse to claim a special status for the idolization of Muhammad, and to convince the people of the necessity of Sunna (traditions) of the prophet.

شيطان اين آيه را اينچنين استفاده کرد تا وضعيت خاصى را براى بت ساختن از محمد بوجود آورد و مردمى را که به سنت پيغمبر نياز دارند؛ متقاعد کند.

There is no doubt that the prophet Muhammad is our best example. And his example is set by upholding Quran, and nothing but Quran.

در اين شکى نيست که پيغمبر محمد بهترين الگوى ماست. مثال او اين است که پيروى کنيم از قرآن و نه هيچ چيز جز قرآن.

Obviously, those who fell in Satan's trap are ignorant of the fact that ABRAHAM IS DESCRIBED IN QURAN IN THE SAME WORDS; word for word.

واضح است آنان که در دام شيطان افتاده اند به اين واقعيت که به ابراهيم نيز لغت به لغت با چنين کلماتى در قرآن شرح داده شده است؛ نادان اند.

قد کانت لکم أسوه حسنه ف ابراهيم و الذين معه (۵) لقد کان لکم فيهم أسوه حسنه لمن کان يرجوا الله و اليوم الَآخر و من يتول فان الله هو الغن الحميد (۶)

"In Abraham and those who believed with him, you have a good example; for those who are seeking God and the Last day." (۶۰:۴, ۶)

۴ - مثال خوبى از ابراهيم و کسانى که با او بودند براى شما زده شده است......... ۶ - آنها سرمشق خوبى هستند براى کسانيکه در جستجوى خدا و روز آخر مى باشند.(۶۰:۶)

DOES GOD HATE MUHAMMAD ???

آيا خدا با محمد دشمنى دارد

Of course not. But when you repeat the same things that God says about Muhammad in Quran, they accuse you of hating Muhammad.

البته نه. اما وقتى چيزهائى را که خدا در باره محمد در قرآن گفته است تکرار مى کنيد، آنان شما را به دشمنى با محمد متهم مى کنند.

Similarly, when you tell the Christians that Jesus is a human being and a messenger of God, they accuse you of hating Jesus.

مشابهاَ، هنگامى که به مسيحى ها مى گوييد عيسى يک انسان است و رسول خدا، آنان شما را به دشمنى با عيسى متهم مى کنند.



MUHAMMAD CANNOT GUIDE ANYONE (۲۸:۵۶)

محمد هيچ کس را نمى تواند هدايت کند (۲۸:۵۶)



انک لا تهد من أحببت و لکن الله يهد من يشاء و هو أعلم بالمهتدين (۵۶)

"You (Muhammad) cannot guide even the ones you love. God is the one who guides whomever He wills, for He knows best those who deserve the guidance."(۲۸:۵۶)

۵۶ - تو (محمد) نمى توانى کسى را که دوست دارى هدايت کنى. فقط خداست که طبق خواست خود و طبق علم خود کسانى را که شايستگى دارند، هدايت مى نمايد.(۲۸:۵۶)

The sole function of the prophet was to deliver Quran without any alteration, addition, reduction, or explanation.

تنها ماموريت پيغمبر اين بود که قرآن را تحويل دهد بدون هيچ تغيير، افزايش، تقليل و تفسير.

Please see pages ۲۹-۳۵.

THE TRUE LOVE OF MUHAMMAD

عشق واقعى به محمد

The true love of Jesus is to recognize him as a human and a messenger of God. The Christians love Jesus so much, yet he disowns them on the Day of Judgment (Matthew ۷:۲۳ and Quran ۵:۱۱۶).

عشق واقعى به عيسى اين است که او را به عنوان يک انسان و رسول خدا بشناسيم. مسيحى ها همچنان به عيسى عشق مى ورزند، در حالى که او آنان را در روز قضاوت از خود خواهد راند. (متيو ۷:۲۳ و قرآن ۵:۱۱۶).

The true love of Muhammad is to recognize him as a human and to follow his teachings, i.e., UPHOLD QURAN AND NOTHING BUT QURAN. Those who follow "Hadith & Sunna" are named as Muhammad's enemies, and Muhammad disowns them on the Day of Judgment as we see below:

عشق واقعى به محمد اين است که او را به عنوان يک انسان بشناسيم و از تعليم هاى او پيروى کنيم، پيروى از قرآن و هيچ چيز جز قرآن. آنان که از "حديث و سنت" پيروى مى کنند دشمنان محمدناميده مى شوند و او آنان را در روز قضاوت از خود خواهد راند. همان طورى که پايين مشاهده مى کنيم.

و قال الرسول يا رب ان قوم اتخذوا هذا القرآن مهجورا (۳۰) و کذلک جعلنا لکل نب عدوا من المجرمين و کفى بربک هاديا و نصيرا (۳۱)

"(On the day of judgment) the messenger will say, 'My Lord; my people have deserted THIS QURAN.' We thus set up against every prophet enemies from among the guilty. Your LORD SUFFICES AS A GUIDE AND SUPPORTER." (۲۵:۳۰-۳۱)

۳۰ - (در آن روز قضاوت) رسول خواهد گفت، "پروردگارا، مردم من اين قرآن را رها کردند." ۳۱ - ضمناٍ ، ما از ميان گناهکاران، عليه هر پيامبرى دشمنانى قرار داديم. پروردگار تو به عنوان راهنما و سرور کافى است.(۲۵:۳۱)

Please note the "word for word" similarity between verse ۳۱ above, and verse ۱۱۲ or Sura ۶ which deals specifically with "Hadith."

به مشابهت "کلمه به کلمه"بين آيه ۳۱ بالا و آيه ۱۱۲ سوره ۶ که مخصوصاَ به حديث اشاره دارد؛ توجه کنيد.

God is the one who created you; God is the one who provides for you; God is the one who terminates your life; God is the one who resurrects you; God is the one who calls you to account. Muhammad does none of these things (see ۳۰:۴۰).

۴۰ - خداست که شما را آفريد. اوست که به شماروزى مى دهد. اوست که شما را مى ميراند. اوست که شما را بر مى انگيزد. اوست که شما را مسئول اعمالتان قرار خواهد داد. محمد هيچ يک از اين کار ها را انجام نمى دهد. (مراجعه به ۳۰:۴۰)

MUHAMMAD DOES NOT KNOW THE FUTURE

محمد از آينده اطلاع ندارد



قل ما کنت بدعا من الرسل و ما أدر ما يفعل ب و لا بکم ان أتبع الا ما يوحى ال و ما أنا الا نذير مبين (۹)

"Say (O Muhammad), 'I do not bring anything new that is different from any other messenger. I have no idea what may happen to me, or to you. I simply follow what is revealed to me. I am no more than a manifest warner.'" (۴۶:۹)

۹ - بگو، "بين من و رسولان ديگر هيچ فرقى نيست. من نمى دانم که براى خودم يا براى شما چه اتفاقى خواهد افتاد. من فقط از آنچه به من وحى شده پيروى مى کنم. من جز هشدار دهنده اى آشکار نيستم". (۴۶:۹)

قل لا أملک لنفس نفعا و لا ضرا الا ما شاء الله و لو کنت أعلم الغيب لاستکثرت من الخير و ما مسن السوء ان أنا الا نذير و بشير لقوم يؤمنون (۱۸۸)

"Say (O Muhammad), 'I possess no power to benefit or harm even myself, except in accordance with God's will. (Nor do I know the future); had I known the future, I would have increased my wealth, and no harm would have afflicted me. I am no more than a warner, as well as bearer of good news for those who believe.'" (۷:۱۸۸)

۱۸۸- بگو، "من هيچ قدرتى ندارم که به خودم سود يا زيانى برسانم. فقط آنچه خدا بخواهد براى من پيش مى آيد. اگر من آينده را مى دانستم، به ثروت خود مى افزودم و هيچ ضررى به من نمى رسيد. من هشدار دهنده اى بيش نيستم و حامل خبرهاى خوب براى کسانى که ايمان دارند."(۷:۱۸۸)

MUHAMMAD DOES NOT KNOW THE FUTURE

محمد از آينده اطلاع ندارد

Yet, hundreds of "Hadiths" narrate future events that have nothing to do with Quran, and represent personal predictions.

ولى اکنون، صد ها "حديث" وجود دارند که اتفاق هاى آينده را شرح مى دهند و هيچگونه ارتباطى با قرآن ندارند و پيشگوييهاى شخصى را نشان مى دهد.



One of the most prominent "Hadiths" is shown below:

يکى از برجسته ترين"حديثها"در پايين نشان داده شده است:

"عليکم بسنتى وسنه الخلفاء الراشدين من بعدى"

(حديث صحيح)

"You shall uphold my Sunna (traditions), and the Sunna of the 'guided Khalifas' (Al-Khulafaa' Al-Rashideen) who will come after me."

"شما بايد از سنت (رسم) من و سنت خلفاى هدايت شده (الخلفاء الرشدين) که بعد ار من خواهند آمد پيروى کنيد."

It should be noted that the expression "Al-Khulafaa' Al-Rashideen" did not appear in Arabic literature until ۲۰۰ years after the prophet; it is a modern expression.

بايد توجه کرد که اصطلاح "الخلفاء الرشدين" تا ۲۰۰ سال بعد از پيغمبردر ادبيات عربى وجود نداشت؛ يک اصطلاح جديد است.

How did the prophet know that there will be "Khulafaa'" who will succeed him, and how did he know that they will be called "Al-Khulafaa' Al-Rashideen"?

پيغمبر چگونه مى دانست که "خليفه اى" خواهد آمد که او را جانشين کند و چگونه مى دانست که آنان (الخلفاء الرشدين) ناميده خواهند شد.

The Expression "Al-Khulafaa' Al-Rashideen" refers specifically to the four Khalifas: Abu Bakr, Umar, Uthman, and Ali. It was not known for two centuries after the prophet.

ابراز "الخلفاء الرشدين " دقيقاٍ به چهار خليفه": ابوبکر، وعمر، وعثمان و على بر مى گردد. اين تا دو قرن بعد از پيغمبر شناخته نشده بود.

THE MYTH OF INTERCESSION

افسانه شفاعت

Intercession is one of Satan's most effective tricks to dupe the people into idolizing their prophets and/or saints.

شفاعت يکى از موثرترين حيله هاى شيطان است که مردم رابا بت ساختن از پيغمبرشان و يا مقدسين گول مى زند.

Although the Quran repeatedly states that there will be no intercession on the day of judgment, many Muslims were duped, through "Hadith & Sunna" into idolizing the prophet Muhammad against his will, and inventing the concept of INTERCESSION (Shafaa'ah):

هرچند قرآن مکرر شرح مى دهد که در روز قضاوت شفاعتى وجود نخواهد داشت،ولى بسيارى از مسلمانان از طريق "حديث و سنت" با بت ساختن از پيغمبر محمد برخلاف خواسته اش و جعل کردن مفهوم شفاعت (شفيع) گول خورده اند.

آمنوا أنفقوا مما رزقناکم من قبل أن يأت يوم لا بيع فيه و لا خله و لا شفاعه و الکافرون هم الظالمون (۲۵۴)

"Spend from our provisions to you before a day comes wherein there will be no trade, no nepotism, and NO INTERCESSION." (۲:۲۵۴)

۲۵۴- اى کسانى که ايمان داريد، بايد از آنچه به شما روزى داده ايم انفاق کنيد، قبل از آنکه روزى فرا رسد که در آن نه مبادله اى باشد، نه خويشاوندى و نه شفاعتى.(۲:۲۵۴)

بأمره يعملون (۲۷) يعلم ما بين أيديهم و ما خلفهم و لا يشفعون الا لمن ارتضى و هم من خشيته مشفقون (۲۸)

"The prophets simply follow the commandments of God. He knows their past and future. THEY CANNOT INTERCEDE EXCEPT ON BEHALF OF THOSE ALREADY SAVED BY GOD. The prophets themselves worry about their own fate." (۲۱:۲۸)

پيغمبر فقط پيرو احکام خداست. خدا گذشته و آينده شان رامى داند. آنها جز براى کسانى که خدا قبلاٍ پذيرفته باشد نمى توانند شفاعت کنند وپيامبران نگران وضع خودشان هستند.(۲۱:۲۸)

THE DEIFICATION OF MUHAMMAD

الوهيت محمد



THE MYTH OF INTERCESSION

افسانه شفاعت

Despite the Quran's repeated assertions that Muhammad possesses no power to benefit anyone or harm anyone (see Page ۲۵, & Page ۳۰), Satan succeeded in duping many people through the concept of intercession. Satan convinced his victims that Muhammad will actually take them out of hell, and admit

them into heaven!

با وجود اين که قرآن مکرر تاکيد مى کند که محمد داراى هيچ قدرتى نيست تا بتواند به کسى منفعت يا آسيبى برساند (مشاهده کنيد صفه ۲۵ و ۳۰)، شيطان از طريق مفهوم شفاعت موفق به فريب بسيارى از مردم شد. شيطان قربانى هايش را متقاعد کردکه محمد آنان را واقعاٍ از جهنم نجاتشانداده ؛ ووارد بهشت خواهد کرد. Many so-called "Muslims" extend the concept of intercession to include numerous saints and/or imams:

خيلى از کسانى که خودشان را مسلمان مى شناسند مفهوم شفاعت را براى بسيارى از مقدسين و امامان تعميم داده اند .



و يعبدون من دون الله ما لا يضرهم و لا ينفعهم و يقولون هؤلاء شفعاؤنا عند الله قل أ تنبئون الله بما لا يعلم ف السماوات و لا ف الَأرض سبحانه و تعالى عما يشرکون (۱۸)

"They idolize beside God those who possess no power to harm them or benefit them, and say, 'These are our intercessors at God.' Say, 'Are you informing God of something He does not know in the heavens or the earth?' Glory be to Him; He is much too high to have any partners." (۱۰:۱۸)

۱۸ - آنان در کنار خدا کسانى را عبادت مى کنند که قدرت ندارند به آنان سود يا زيان برسانند و مى گويند، "اين ها نزد خدا شفيع ما هستند!" بگو، " آيا در آسمانها و زمين خدا را از چيزى خبر مى دهيد که او نمى داند" تسبيح او را. او والاترين است. بسيار برتر از اينکه به شريک نياز داشته باشد.(۱۰:۱۸)

THE DEIFICATION OF MUHAMMAD

الوهيت محمد



THE MYTH OF MUHAMMAD THE INTERCESSOR

افسانه اى شفاعت محمد

The concept of intercession implies that God has some partners who intercedewith Him on behalf of people.

مفهوم شفاعت ايجاب مى کند که خدا شريکانى داشته باشد که از طرف مردم با او شفاعت کنند.

Therefore, intercession is idol worship, and those who believe that Muhammad will intercede on behalf of anyone are idolizing the Prophet against his will. Intercession by Muhammad is prevalent in the Satanic innovations known as Hadith and/or Sunna.

به اين دليل، شفاعت يعنى شرک و کسانى که باور دارند که محمد براى هر کسى شفاعت خواهد کرد در واقع ازمحمد بت ساخته اند برخلاف خواسته اش. شفاعت محمد در ساختگى هاى شيطانى مثل حديث و يا سنت رايج است.

The Quran clearly identifies intercession as idol worship, and declares a GREAT CRITERION; that those who believe in intercession cannot stand to talk about God alone; THEY HAVE TO MENTION THEIR IDOLS ALONG.

قرآن بوضوح شفاعت را به عنوان شرک مشخص مى کند، و معيارى بزرگ را اعلام مى کند؛ کسانى که به شفاعت ايمان دارند نمى توانند صحبت کردن در باره خدا به تنهايى را تحمل کنند. آنان بايد معبود هايشان را در کنار خدا ذکر کنند.

قل لله الشفاعه جميعا له ملک السماوات و الَأرض ثم اليه ترجعون (۴۴) و اذا ذکر الله وحده اشمأزت قلوب الذين لا يؤمنون بالَآخره و اذا ذکر الذين من دونه اذا هم يستبشرون (۴۵)

"Say, 'To God belongs ALL INTERCESSION. To Him belongs the dominion of the heavens and the earth, then to Him you will be returned.' When GOD ALONE is advocated, the hearts of those who do not believe in the hereafter shrink with aversion. But when idols are mentioned along with Him, they become satisfied." (۳۹:۴۵)

۴۴ - بگو، "شفاعت همه از آن خداست." کل پادشاهى در آسمانها و زمين از آن اوست، سپس بسوى او باز خواهيد گشت. ۴۵ - هنگاميکه فقط نام خدا برده شود، دلهاى کسانيکه به آخرت ايمان ندارند با بيزارى مى گيرد. اما هنگاميکه نام ديگرى در کنار نام او برده شود، رضايت پيدا مى کنند.(۳۹:۴۵)

MUHAMMAD WILL NOT CALL YOU TO ACCOUNT

محمد از شما باز خواست نخواهد کرد



فانما عليک البلاغ و علينا الحساب (۴۰)

"Your ONLY mission (O Muhammad) is to deliver (Quran), while it is we who will call them to account." (۱۳:۴۰)

۴۰ - ....... تنها ماموريت تو رساندن (پيام قرآن) است. اين ما هستيم که آنان را باز خواست خواهيم کرد.(۱۳:۴۰)

MUHAMMAD CANNOT BENEFIT YOU OR HARM YOU

محمد نمى تواند به شما سود يا زيانى برساند



(قل لا أملک لنفس ضرا و لا نفعا الا ما شاء الله لکل أمه أجل اذا جاء أجلهم فلا يستأخرون ساعه و لا يستقدمون (۴۹)

"Say (O Muhammad), 'I possess no power to harm myself, or benefit myself.'" (۱۰:۴۹)

۴۹ بگو (محمد)، "من قدرت ندارم به خودم زيان، يا سودى برسانم؛ فقط آنچه خدا بخواهد تحقق مى يابد."(۱۰:۴۹)

قل ان لا أملک لکم ضرا و لا رشدا (۲۱)

"Say (O Muhammad), 'I possess no power to harm you, or benefit you through guiding you.'" (۷۲:۲۱)

۲۱ - بگو (محمد)، "من قدرتى براى زيان و يا هدايت شما ندارم."(۷۲:۲۱)

Thus, the prophet will not put you in Paradise, nor can he take you out of hell, nor will he call you to account before him, nor can he benefit you, nor can he harm you; HIS SOLE MISSION WAS DELIVERING QURAN, & NOTHING BUT QURAN. To love him and honor him is to follow Quran alone, and reject the fabrications attributed to him.

به اين دليل، محمد شما را در بهشت وارد نخواهد کرد و نه شما را از جهنم نجات خواهد داد و جلوى او باز خواستى نخواهد شد و نه مى تواند به شما سود يا زيانى برساند؛ تنها ماموريت او تحويل دادن قرآن بود و هيچ چيز جز قرآن. دوست داشتن و احترام به او اين است که فقط از قرآن پيروى کنيدو ساخته هايى را که به او نسبت داده اند، تکذيب کنيد.

FUNCTIONS OF EVERY MESSENGER

YOU SHALL NOT WORSHIP EXCEPT GOD

وظيفه هر رسول عبادت نکنيد جز خدا

Neither Jesus, nor Muhammad, want to be idolized. Their sole function was to preach the worship of GOD ALONE.

نه عيسى و نه محمد نمى خواهند بت شوند. تنها ماموريت شان اين بود که خدا رابه يکتايى عبادت کنيد.

و ما أرسلنا من قبلک من رسول الا نوح اليه أنه لا اله الا أنا فاعبدون (۲۵)و قالوا اتخذ الرحمن ولدا سبحانه بل عباد مکرمون (۲۶)لا يسبقونه بالقول و هم بأمره يعملون (۲۷)يعلم ما بين أيديهم و ما خلفهم و لا يشفعون الا لمن ارتضى و هم من خشيته مشفقون (۲۸)و من يقل منهم ان اله من دونه فذلک نجزيه جهنم کذلک نجز الظالمين (۲۹)

"Every messenger we sent before you was instructed to preach that there is no god except Me; you shall worship Me alone. Then they said, 'God most gracious has begotten a son.' Glory be to Him; all the messengers are no more than honored servants. They do not speak on their own; they simply follow His commands. He knows their past and their future, and they possess no power to intercede except on behalf of those already approved by God. The messengers themselves are worried about their own fate. And, if any of them claims to be a god beside God, we will punish him in hell; we thus punish the wicked." (۲۱:۲۵-۲۹)

۲۵ - ما قبل از تو هيچ رسولى نفرستاديم مگر با اين وحى : "معبودى جز من نيست؛ فقط مرا عبادت کنيد." ۲۶ - با اين حال، آنها گفتند، "الرحمن پسرى گرفته است!" تسبيح و تقديس او را. همه (رسولان) بندگان کرامى (او) هستند. ۲۷ - آنان هرگز از جانب خود سخن نمى گويند و از دستورات او پيروى مى کنند. ۲۸ - او آينده و گذشته آنان را مى داند. آنها شفاعت نمى کنند، مگر براى کسانيکه او قبلاٍ پذيرفته باشد و آنها نگران خودشان هستند. ۲۹ - هر يک از آنها که ادعا کند خدايى است در کنار او، ما جزاى او را با جهنم مى دهيم؛ ما اينچنين جزاى ستمکاران را مى دهيم. )۲۱:۲۹)



SOLE FUNCTION OF THE PROPHET: DELIVER QURAN

تنها وظيفه پيغمبر: تحويل قرآن

Repeatedly, the Quran employs "the double negative" to emphasize that Muhammad had NO function EXCEPT delivering Quran:

قرآن مکرراَ" دو صورت منفى"بکار مى برد که محمد ماموريتى جز تحويل قرآن نداشت:

فان أعرضوا فما أرسلناک عليهم حفيظا ان عليک الا البلاغ و انا اذا أذقنا الَانسان منا رحمه فرح بها و ان تصبهم سيئه بما قدمت أيديهم فان الَانسان کفور (۴۸)

er

۴۸ - ..... اگر آنها روى گردانند ما تو را براى مراقبت آنها نفرستاديم. ماموريت تو اين است که پيام (قرآن) را برسانى (۴۲:۴۸)

و ان ما نرينک بعض الذ نعدهم أو نتوفينک فانما عليک البلاغ و علينا الحساب (۴۰)

"Your ONLY duty is delivering (Quran), while we will call them to account." (۱۳:۴۰)

۴۰ - ......... ماموريت تو رساندن (پيام قرآن) است. اين ما هستيم که آنان را براى بازخواست فرا مى خوانيم.(۱۳:۴۰)

ما على الرسول الا البلاغ و الله يعلم ما تبدون و ما تکتمون (۹۹) قل لا يستو الخبيث و الطيب و لو أعجبک کثره الخبيث فاتقوا الله يا أول الَألباب لعلکم تفلحون (۱۰۰)

"The messenger has NO function EXCEPT delivering (Quran) and God knows whatever you declare, as well as whatever you conceal. Say, 'The good and the bad are not the same, despite the abundance of the bad.' Therefore, you shall observe God, O you who possess intelligence, that you may succeed." (۵:۹۹-۱۰۰)

۹۹ - تنها وظيفه رسول اين است که پيام (قرآن) را برساند و خدا به آنچه آشکار يا پنهان مى کنيد داناست.

۱۰۰- اعلام کن، "بد و خوب يکسان نيستند، اگر چه کثرت بدى شما را تحت تاثير قرار دهد. اى خردمندان، به هيبت و حرمت خدا ارج نهيد، (حتى اگر در اقليت باشيد) باشد که موفق شويد."(۵:۱۰۰)

Unfortunately, those who refuse to believe that Quran is the ONLY SOURCE OF RELIGIOUS GUIDANCE are much more abundant than those who believe. (see also ۱۶:۳۵, ۸۲; ۲۴:۵۴; ۲۹:۱۸; ۳۶:۱۷; & ۶۴:۱۲)

متاسفانه، آنان که به قرآن بعنوان تنها منشاء هدايت دينى ايمان ندارند از آنان که فقط به قرآن ايمان دارند به مراتب بيشتر هستند. [به آيات زير مراجعه کنيد(۱۶:۳۲)(۱۶:۸۲)(۲۴:۵۴)(۲۹:۱۸)(۳۶:۱۷)(۶۴:۱۲)]

MUHAMMAD DOES NOT EXPLAIN, INTERPRET,

OR ANTICIPATE QURAN; JUST DELIVER & FOLLOW.

محمد نه توضيح مى دهد، نه تفسير مى کند و نه قرآن را پيش بينى مى کند؛ فقط قرآن را تحويل مى دهد و پيروى مى کند.

Hadith & Sunna advocates claim that Hadith & Sunna are needed to explain Quran. However, Quran teaches that God is the teacher of Quran; that God will put Quran into the hearts of believers regardless of their mother tongue; and that Muhammad will not explain Quran. Documents are shown below:

حديث و سنت ادعا مى کنند که براى توضيح دادن قرآن لازم هستند.

هر چند قرآن تعليم مى دهد که معلم قرآن خداست؛ که اوست کسى که قرآن را در دل مؤمنان قرار مى دهد صرف نظر از زبان مادريشان؛ و محمد قرآن را توضيح نخواهد داد. آيه پايين را مشاهده کنيد:

الرحيم الرحمن (۱)علم القرآن (۲)

"God is the teacher of Quran." (۵۵:۱-۲)

۱ - آن بخشنده ترين. ۲ - معلم قرآن.(۵۵:۲)

و لو جعلناه قرآنا أعجميا لقالوا لولا فصلت آياته أ أعجم و عرب قل هو للذين آمنوا هدى و شفاء و الذين لا يؤمنون ف آذانهم وقر و هو عليهم عمى أولئک ينادون من مکان بعيد (۴۴)

"Whether it came down in non-Arabic or Arabic, say, 'For those who believe, it is a guidance and healing. As for the disbelievers, they will be deaf and blind to it.'" (۴۱:۴۴)

۴۴ - اگر قرآن را به زبانى غير از عربى قرار مى داديم مى گفتند، "چرا به آن زبان نازل شد "چه آن به زبان عربى باشد يا غير عربى، بگو، "براى کسانيکه باور دارند، هدايت و شفا است. و کسانى که باور ندارند، نسبت به آن کر و کور خواهند بود، چنانچه گويى از جاى بسيار دورى آنها را خطاب مى کنند.(۴۱:۴۴)

لا تحرک به لسانک لتعجل به (۱۶) ان علينا جمعه و قرآنه (۱۷) فاذا قرأناه فاتبع قرآنه (۱۸) ثم ان علينا بيانه (۱۹)

"Do not move your tongue (O Muhammad) in anticipation of Quran. It is we who put it together as a Quran. Once we recite it, you shall follow it. Then, it is we who explain it." (۷۵:۱۶-۱۹)

۱۶ - با شتاب زبان (محمد) به بيان آن مگشاى. ۱۷ - اين ما هستيم که آن را بصورت قرآن جمع آورى خواهيم کرد. ۱۸ - و چون آن را بخوانيم، تو از چنين قرآنى پيروى کن. ۱۹ - سپس اين ما هستيم که آن را شرح خواهيم داد.(۷۵:۱۹)

THE FOLLOWERS OF HADITH & SUNNA

DO NOT FOLLOW THEIR OWN TEACHINGS

پيروان حديث و سنت از تعليم هاى خود هم پيروى نمى کنند

The most authoritative books of Hadith, namely, Muslim & Ibn Hanbal, report that the Prophet ordered that no one shall take anything from him EXCEPT QURAN. Shown below is the Arabic text of this Hadith:

معتبرترين کتابهاى حديث، يعنى، مسلم و ابن حنبل، نقل مى کنند که پيغمبر دستور داد که هيچ کس نبايد چيزى از او بستاند جز قرآن. در پايين عبارت عربى اين حديث مشاهده مى شود:

"السابع - النهى عن کتابه غير القرآن"

عن ابى سعيد الخدرى رضى الله عنه قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: "لاتکتبوا عنى شيئاَ سوى القرآن. من کتب شيئاَ سوى القرآن فليمحه" (۱) (احمد ج ۱ ص ۱۷۱ ومسلم)

(Arabic reproduced in original)

"Abi Saeed Al-Khudry - may God be pleased with him - reported that the messenger of God - may God exalt him & grant him peace - had said, 'Do not write anything from me EXCEPT QURAN. Anyone who wrote anything other than Quran shall erase it.'" !!!

"ابى سعيد الخودرى- خدا ان شاالله از او خوشنود باشد- نقل مى کند که رسول خدا- خدا او را بالا ببرد و به او صلح عطا کند- گفته بود، " هيچ چيز از من ننويسيد جز قرآن. هر کس چيزى ديگرى جز قرآن بنويسد بايدآن را پاک کند." !!!~~

Thus, according to their own teachings,

بدين گونه، مطابق تعليم خودشان،

THEY DISOBEY THE PROPHET

آنها از پيغمبر نافرمانى مى کنند



INCREDIBLE FACT:

THEY DO NOT FOLLOW THEIR OWN TEACHINGS

واقعيت باورنکردنى: آنها از تعليم هاى خود هم پيروى نمى کنند

According to the most "authoritative" sources of Hadith, the Prophet never changed his mind about writing from him ONLY QURAN:

مطابق دقيق ترين و معتبر ترين حديث، پيغمبر هرگز تصميم اش را در باره نوشتن از او، فقط قرآن، تغيير نداد:

عن عبد المطلب بن عبد الله قال: [دخل زيد بن ثابت رضى الله عند على معاويه رضى الله عنه، فحدثه حديثاَ، فامر انساناَ ان يکتب. فقال زيد: او رسول الله صلى الله عليه وسلم نهى ان نکتب شيئا من حديثه، فمحاه] ( احمد ج ۱ ص ۱۹۲ )

(Arabic reproduced in original)

Zayd Ibn Thabit (the Prophet's closest revelation writer) visited the Khalifa Mu'aawiya (more than ۳۰ years after the Prophet's death), and told him a story about the Prophet. Mu'aawiya liked the story and ordered someone to write it down. But Zayd said, "The messenger of God ordered us never to write anything of his Hadith." (Reported by Ibn Hanbal)

زيد بن تبيت (نزديکترين نويسنده پيغمبر) با خليفه معاويه ديدار کرد (بيش از ۳۰ سال بعد از مرگ پيغمبر) ودر باره پيغمبر روايتى به او گفت. معاويه روايت را دوست داشت و دستور داد يکى آن را بنويسد. اما زيد گفت، "رسول خدا به ما دستور داده هرگز چيزى در باره حديث او ننويسيم." (نقل بن حنبل)

THEY DISOBEY THEIR OWN FABRICATED IDOL !!

آنها از معبود ساختگى خود نافرمانى مى کنند~~



QURAN: DO THEY HAVE A "BOOK" WHERE

THEY FIND ANYTHING THEY WISH ?

قرآن : آيا آنها "کتابى" دارند

که هر چه در آن بخواهند پيدا مى کنند

When you confront the followers of Hadith & Sunna with the Hadith shown on the previous page, they admit the existence of such Hadith. They explain their failure to follow their own teachings by the fact that there exist equally "authentic" Hadiths where the Prophet ordered the writing of his Hadiths!!

هنگامى که با پيروان حديث و سنت با ارائه حديثى که در صفحه قبل نشان داده شده است روبرو مى شويد، آنان اقرار مى کنند که چنين حديثى وجود دارد. آنان توضيح مى دهند دليل کوتاهى از پيروى از تعليم هاى خودشان اين است که به همان اندازه نيز حديث هاى معتبر وجود دارد که پيغمبر دستور داد است که حديث هاى او را بنويسند.

The Quran describes such people as "criminals," and asks: "Do they have a 'Book' where they can find anything they wish???"

قرآن چنين مردمى را به عنوان "جنايتکار" شرح مى دهد، و سؤال مى کند: "آيا آنها "کتابى" دارند که هر چه بخواهند در آن پيدا مى کنند"

أم لکم کتاب فيه تدرسون (۳۷) ان لکم فيه لما تخيرون (۳۸)

"Shall we treat the Muslims like the criminals? What is wrong with your judgment? DO YOU HAVE A BOOK WHERE YOU CAN FIND ANYTHING YOU WISH?" (۶۸:۳۷,۳۸)

۳۷- "آيا ما مسلمانان مانند جنايتکاران رفتار کنيم قضاوتتان چقدر اشتباه است آيا کتابى داريد که هر چه را که بخواهيد در آن پيدا مى کنيد"(۶۸:۳۸)

Both Hadith and Sunna fit this Quranic description; as a "Book where you can find anything you wish."

هم حديث و هم سنت شامل اين تشريح قرآن مى شوند؛ بعنوان کتابى که هر چه را که بخواهيددر آن پيدا مى کنيد."

The conjectural and contradictory nature of Hadith and Sunna are unanimously recognized.

حدسى يودن و متناقض بودن ماهيت حديث و سنت براى اکثريت شناخته شده است.



THEIR FAVORITE QUESTION

سؤال مورد علاقه شان



"If Quran is complete and fully detailed (as God says), where can we find the details of Salat prayers?"

"اگر قرآن کامل است و کاملاَ با جزييات شرح داده شده است (همان گونه که خدا مى فرمايد)، کجا مى توانيم جزييات دعاى ارتباطى (نماز) را پيدا کنيم"

This famous question reveals their total ignorance of Quran and a subconscious effort to prove that God is wrong in His repeated assertions that Quran is "complete" and "fully detailed."

اين سؤال معروف، جهالت شان را در باره قرآن آشکار مى کند و کشش ناخودآگاهشان براى اثبات اينکه خدا در گفته مکررش که قرآن "مفصل است" و کامل با جزييات اشتباه کرده است."

For the Quran teaches in no uncertain terms that Abraham is the founder of Islam as it is practiced today. As such, what did Abraham contribute to our daily life as Muslims?

قرآن تعليم مى دهد که ابراهيم بدون شک بنيان گذار اسلام به روش امروزى است. به اين ترتيب، ابراهيم براى زندگى روزمره ما مسلمانان چه چيز بر جاى گذاشته است

The Quran teaches that ALL RELIGIOUS PRACTICES IN ISLAM (Salat, Zakat, Fasting & Hajj) CAME TO US FROM ABRAHAM, GENERATION AFTER GENERATIO.

قرآن تعليم مى دهد که تمام اصول دين اسلام (دعاى ارتباطى نماز، انفاق واجب زکات، روزه و حج) از طريق ابراهيم نسل به نسل به ما رسيده است.

Thus, Islam in its final form, as is practiced today, is based on two things:

(۱) QURAN: contributed through Muhammad, and

(۲) RELIGIOUS PRACTICES: through Abraham.

بنابراين، اسلام در شکل نهايى طبق عرف کنونى، بر دو پايه استوار است:

(۱) قرآن: آنچه که از طريق محمد به ما رسيده و

(۲) مناسک مذهبى: آنچه که از طريق ابراهيم به ما رسيده است.

ALL RELIGIOUS PRACTICES IN ISLAM EXISTED BEFORE MUHAMMAD.

تمام مناسک مذهبى اسلام قبل از محمد وجود داشته است.

Muhammad's SOLE FUNCTION was to deliver Quran (see Pages ۳۰-۳۳).

تنها ماموريت محمد تحويل دادن قرآن بود (صفحه ۳۰-۳۳)

ABRAHAM: THE FOUNDER OF ISLAM

ابراهيم : بنيانگذار اسلام

ابراهيم اولين گيرنده اسم اسلام بود و اولين کسى بود که کلمه "اسلام" را استفاده کرد. (۲:۱۳۱)

و جاهدوا ف الله حق جهاده هو اجتباکم و ما جعل عليکم ف الدين من حرج مله أبيکم ابراهيم هو سماکم المسلمين من قبل و ف هذا ليکون الرسول شهيدا عليکم و تکونوا شهداء على الناس فأقيموا الصلاه و آتوا الزکاه و اعتصموا بالله هو مولاکم فنعم المولى و نعم النصير (۷۸(

Abraham was the first recipient of the concept of ISLAM, and the first user of the word "MUSLIM" (see ۲:۱۳۱).

ابراهيم اولين دريافت کننده مفهوم اسلام و اولين استفاده کننده کلمه "مسلمان"بود (مشاهده کنيد ۲:۱۳۱)

"You shall strive in the cause of God as you should. He has blessed you, and imposed no hardship in your religion; the RELIGION OF YOUR FATHER ABRAHAM. Abraham is the one who named you 'Muslims' in the beginning. Thus, the messenger serves as witness among you, just as you serve as witnesses among the people. Therefore, you shall observe the Salat prayers, give the Zakat charity, and hold fast to God; He is you Lord; the best Lord, and the best supporter." (۲۲:۷۸)

۷۸ - در راه خدا چنان جهاد کنيد که بايد در راه او جهاد کرد. او شما را انتخاب کرد و در اعمال دين هيچ سختى براى شما قرار نداد_ دين پدر شما ابراهيم. اوست که در اصل شما را "مسلمان" (تسليم شده) ناميد. پس، رسول در بين شما شاهد باشد و شما در بين مردم شاهد باشيد. بنابراين دعاى ارتباطى (نماز) را بر پا داريد و انفاق واجب (زکات) را بدهيد و به خدا تکيه و اعتماد کنيد؛ اوست مولاى شما، بهترين مولا و بهترين پشتيبان. (۲۲:۷۸)

Thus, if Abraham is the founder of Islam, did he contribute anything to our Islamic life?

بنابراين، اگر ابراهيم بنيانگدار اسلام است، آيا او چيزى براى زندگى مذهبى ما بر جاى گذاشته است

The answer is: "YES; he contributed THE RELIGIOUS PRACTICES (Salat, Zakat, Fasting, & Hajj)."

جواب آن است: "بله؛ او مناسک مذهبى (دعاى ارتباتى نماز، انفاق واجب زکات، روزه و حج) را بر جاى گذاشته است."

ISLAM IS THE RELIGION OF ABRAHAM

اسلام دين ابراهيم است

While Muhammad's mission, sole mission, was delivering Quran, ALL RELIGIOUS PRACTICES CAME THROUGH ABRAHAM.

درحالى که تنها ماموريت محمد تحويل دادن قرآن بود، تمام مناسک مذهبى از طريق ابراهيم آمد.

و قالوا کونوا هودا أو نصارى تهتدوا قل بل مله ابراهيم حنيفا و ما کان من المشرکين (۱۳۵)

"They said, 'Be you Jews or Christians in order to be guided.' Say, 'We follow the religion of Abraham, monotheism; he never was an idol-worshiper.'" (۲:۱۳۵)

۱۳۵- آنها گفتند، "بايد يهودى يا مسيحى باشيد تا هدايت شويد." بگو، "ما از دين ابراهيم پيروى مى کنيم- يکتا برستى - او هرگز مشرک نبود."(۲:۱۳۵)

ما کان ابراهيم يهوديا و لا نصرانيا و لکن کان حنيفا مسلما و ما کان من المشرکين (۶۷) ان أولى الناس بابراهيم للذين اتبعوه و هذا النب و الذين آمنوا و الله ول المؤمنين (۶۸)

"Abraham was neither Jewish, nor Christian; he was a monotheist; a Muslim; he never was an idol-worshiper. The people most worthy of following Abraham are those who followed him, and this prophet (Muhammad), and those who believed. God is the Lord of the believers." (۳:۶۷-۶۸)

۶۷ - ابراهيم نه يهودى بود، و نه مسيحى ؛ او يکتابرستى تسليم شده بود. او هرگز مشرک نبود. ۶۸ - افرادى بيشتر از همه شايستگى ابراهيم را دارند که پيرو او و اين پيامبر و کسانى که ايمان دارند هستند. خدا مولا و سرور مؤمنان است.(۳:۶۸)

MUHAMMAD WAS A FOLLOWER OF ABRAHAM

محمد پيرو ابراهيم بود



ثم أوحينا اليک أن اتبع مله ابراهيم حنيفا و ما کان من المشرکين (۱۲۳)

"Then we inspired you (O Muhammad) to follow the religion of Abraham, monotheism; never was he an idol-worshiper." (۱۶:۱۲۳)

سپس ما به تو (محمد) وحى کرديم که از دين ابراهيم پيروى کن، يکتاپرستى؛ او هرگز مشرک تبود:(۱۶:۱۲۳)

Logically, if Muhammad was a follower of Abraham, and we are followers of Muhammad, then we are followers of Abraham. What did we learn from Abraham???

منطقى است، اگر محمد دنبالگر ابراهيم بود و ما دنبالگير محمد هستيم، پس ما دنبالگر ابراهيم هستيم. ما از ابراهيم چه چيزى ياد گرفتيم

The Quran teaches that we learned all the religious practices of Islam from Abraham. This includes Salat, Zakat, fasting, and Hajj.

قرآن تعليم مى دهد که ما تمام مناسک مذهبى اسلام را از ابراهيم ياد گرفتيم. اين شامل دعاى ارتباتى نماز، انفاق واجب زکات، روزه و حج مى شود.

Therefore, ISLAM IS BASED ON TWO THINGS:

بنابراين، اسلام بر اساس دو چيز است:



(۱) QURAN: THROUGH MUHAMMAD

(۱) قرآن: از طريق محمد



(۲) RELIGIOUS PRACTICES: VIA ABRAHAM

(۲) مناسک مذهبى: از طريق ابراهيم

SALAT PRACTICED BY MUHAMMAD'S OPPONENTS

دعاى ارتباطى(نمازى) را که مخالفان محمد مى خواندند

The whole Arabian society before and during the time of Muhammad followed the religion of Abraham. Thus, Abu Lahab, Abu Jahl, and the idolaters of Quraish used to observe the FIVE DAILY SALAT PRAYERS exactly as we do today, with the single exception of substituting the Quranic Faatihha for the Ibrahimy Faatihha.

تمام جوامع عرب قبل و بعد از زمان محمد پيرو دين ابراهيم بودند. از اين قرار، ابو لهب، ابو جهل و مشرکين قريش نمازهاى پنج گانه را مانند ما انجام مى دادند، با استثناء فاتحه ابراهيمى بجاى فاتحه قرآنى.

و ما کان الله ليعذبهم و أنت فيهم و ما کان الله معذبهم و هم يستغفرون (۳۳)و ما لهم ألا يعذبهم الله و هم يصدون عن المسجد الحرام و ما کانوا أولياءه ان أولياؤه الا المتقون و لکن أکثرهم لا يعلمون (۳۴)و ما کان صلاتهم عند البيت الا مکاء و تصديه فذوقوا العذاب بما کنتم تکفرون (۳۵)

"God was not to punish them while you (Muhammad) were still among them. God was not to punish them while they are seeking forgiveness. Yet, they fully deserved God's punishment for repelling from the sacred mosque, though they were not the guardians thereof; only the righteous are guardians thereof, but most of them do not know. THEIR SALAT PRAYERS at the shrine were no more than deceit and repulsion. Therefore, suffer the retribution for your disbelief." (۸:۳۳-۳۵)

۳۳ - بهر جهت، خدا آنها را تنبيه نمى کند تا زمانيکه تو در ميان آنها هستى ؛ خدا آنها را تنبيه نمى کند تا زمانيکه آنها در طلب آمرزش اند. ۳۴ - آيا آنها مستحق عذاب خدا نيستند که ديگران را از مسجدالحرام باز داشتند، با اينکه متولى آن نيستند متوليان واقعى آن پرهيزکارانند، اما بيشتر آنها نمى دانند. ۳۵ - دعاى ارتباطى (نماز) آنان نزد زيارتگاه (کعبه) تمسخرى بيش نبود و وسيله اى بود که مردم را باز دارند. (جمعيت را بيرون کنند) بنابراين، بجهت کفر خود عذاب رابچشيد.(۸:۳۵)

SACRED MONTHS OBSERVED BEFORE MUHAMMAD

ماه هاى مقدس قبل محمد مراعات مى شده اند

The four sacred months in Islam were observed before the time of Muhammad. This further proves that all religious practices of Islam were neither initiated, nor taught by the Prophet Muhammad; his sole mission was to deliver Quran.

چهار ماه مقدس در اسلام قبل از زمان محمد مراعات مى شد. اين بيشتر ثابت مى کند که تمام اسول دين اسلام از طريق پيغمبر محمد آموخته و آغاز نشده بود.

ان عده الشهور عند الله اثنا عشر شهرا ف کتاب الله يوم خلق السماوات و الَأرض منها أربعه حرم ذلک الدين القيم فلا تظلموا فيهن أنفسکم و قاتلوا المشرکين کافه کما يقاتلونکم کافه و اعلموا أن الله مع المتقين (۳۶) انما النسء زياده ف الکفر يضل به الذين کفروا يحلونه عاما و يحرمونه عاما ليواطؤا عده ما حرم الله فيحلوا ما حرم الله زين لهم سوء أعمالهم و الله لا يهد القوم الکافرين (۳۷)

"The count of months according to God is twelve, as shown in God's scriptures, since the day He created the heavens and the earth. Four of them are sacred. This is the right religion; therefore, do not wrong your souls during the four months. But you may fight the idolaters, if they attack you therein, and know that God is with the righteous. The practice of alternating the sacred months is a pagan practice. Thus, they changed the sacred months, making them violable one year and sacred the next year, as if to maintain the count instituted by God......" (۹:۳۶-۳۷)

۳۶ - حساب ماه ها، از نظر خدا، دوازده است. اين قانون خداست از روزيکه آسمان ها و زمين را خلق کرد. از آنها چهار ماه مقدس اند. اين يک دين کامل و عالى است؛ مبادا درطى ماههاى مقدس (بجنگيد و بدين وسيله) به خود ستم کنيد. اگر چه، مى توانيد هنگامى که مشرکان شديداٍ عليه آنان اعلان جنگ مى دهند شما (نيز حتى در طى ماه هاى مقدس) شديداٍ عليه آنان اعلان جنگ دهيد و بدانيد که خدا جانبدار پرهيزکاران است. ۳۷ - تغييردادن ماه هاى مقدس نشانه اى از کفر بى اندازه است.آن به گمراهى، کسانيکه ايمان نياورده اند مى افزايد. آنان ماه هاى مقدس را با ماه هاى عادى يک در ميان عوض مى کنند، هر چند تعداد ماه هايى را که خدا مقدس نهاده حفظ مى کنند. بدين ترتيب آنان آنچه را خدا مقدس نهاده، زير پا گذارده اند. اعمال اهريمنى آنان به نظر خودشان نيکوست. خدا مردم ناباور را هدايت نمى کند.(۹:۳۷)

TODAY'S IDOLATERS vs QURAISH'S IDOLATERS

مشرکين امروز مقابل مشرکين قريش

Millions of "Muslims" today practice a form of idolatry that is similar to the idolatry of pre-Muhammad Quraish.

امروزه ميليون ها مسلمان مشغل به عمل شرک هستند که شبيه شرک قريش در زمان محمداست.

Millions of "Muslims" in Egypt, Iran, Pakistan, India, and may other countries go to the Mosque to pray. Their Salat prayers are definitely to God. After finishing their Salat, they visit the tomb of the saint and ask for health, wealth, and/or children.

ميليون ها مسلمان در مصر، ايران، پاکستان، هند و بسيار کشور هاى ديگر براى نماز به مسجد مى روند. نماز هايشان مطلقاٍ براى خداست. سپس بعد از نماز، آنان به زيارتگاه هاى مقدسين مى روند و درخواست حاجت براى سلامتى، مال و يا فرزند مى کنند.

The idol worshipers of Quraish observed the five Salat prayers exactly as we do today, but they also visited their idols Allat, Al-'Uzzah, Manat, etc., to ask for health, wealth, and/or children.

مشرکين قريش نمازهاى پنج گانه را مثل امروزما به جا مى آوردند، اما آنان نيز به زيارتگاه هاى معبودهايشان لات، عزى، مانت و ديگران مى رفتند و در خواست حاجت براى سلامتى، مال و يا فرزند مى کردند.

Thus, the flagrant idolatry practiced by millions of Muslims today is exactly identical to the idolatry of Quraish before and during the time of Muhammad; only the idols are different.

بنابراين، شرک آشکارى که امروزه ميليون ها مسلمان انجام مى دهند عيناٍ مانند زمان قريش و زمان قبل از محمد است؛ فقط معبود ها فرق مى کنند.

Except for the Jewish and Christian minorities, the Arabian society prior to the mission of Muhammad followed the religion of Abraham. They practiced all the religious duties of Islam. Their Salat prayers were identical to ours, but they also practiced idol-worship. The "Muslim" masses today practice idol-worship by idolizing the Prophet against his will, by idolizing their saints and holy men or imams, and following other sources beside Quran (see pages ۷ & ۸).

به جز اقليت يهودى ها و مسيحى ها، جامعه اعراب قبل از ماموريت محمد پيرو دين ابراهيم بودن. آنان تمام مناسک مذهبى را به جا مى آوردند. دعاهاى ارتباطى (نماز) آنها مانند ما بود، اما آنان نيز شرک مى بستند. جامعه مسلمان هاى امروز با بت ساختن از پيغمبر عليرغم خواسته اش، و بت ساختن از مقدسين و افراد مقدس يا امام ها و پيروى از چيزى در کنار قرآن مرتکب شرک مى شوند (صفحه ۷ و ۸).

"YOU SHALL KEEP THE OBSERVANCE OF SALAT"

"شما بايد بجاى آوردن دعاهاى ارتباطى (نماز) را همچنان ادامه دهيد"

This commandment was issued during the first few weeks of Quranic revelation.

اين فرمان در هفته هاى اول نازل شدن قرآن صادر شده بود.

DOES IT MAKE ANY SENSE THAT GOD WOULD ISSUE A COMMANDMENT

TO OBSERVE SOMETHING NOT ALREADY KNOWN ???

آيا معنى مى دهد که خدا دستور به جا آوردن چيزى را که قبلاٍ مشخص نبوده است صادر کند



ان ربک يعلم أنک تقوم أدنى من ثلث الليل و نصفه و ثلثه و طائفه من الذين معک و الله يقدر الليل و النهار علم أن لن تحصوه فتاب عليکم فاقرؤا ما تيسر من القرآن علم أن سيکون منکم مرضى و آخرون يضربون ف الَأرض يبتغون من فضل الله و آخرون يقاتلون ف سبيل الله فاقرؤا ما تيسر منه و أقيموا الصلاه و آتوا الزکاه و أقرضوا الله قرضا حسنا و ما تقدموا لَأنفسکم من خير تجدوه عند الله هو خيرا و أعظم أجرا و استغفروا الله ان الله غفور رحيم (۲۰(

"...and keep the observance of Salat and Zakat, and lend to God a loan of righteousness. Whatever you advance for your souls, you will find at God better and multiplied manyfold. And seek God's forgiveness; God is forgiving, merciful." (۷۳:۲۰)

۲۰ - ........... و دعاى ارتباطى (نماز) را به جا آوريد، انفاق واجب (زکات) را بدهيد و به خدا وام دهيد، وام پرهيزکارى. هر خيرى که براى نفس خود از پيش بفرستيد، آن را در نزد خدا بسيار بهتر و با پاداش سخاوتمندانه اى خواهيد يافت. و از خدا طلب آمرزش کنيد. خداست آمرزنده، بسيار رحيم.(۷۳:۲۰)

The word "Salat" is very specific and means only one thing, i.e., the observance of specific practices involving bowing and prostration. This is true throughout Quran, throughout the ages, and in relation to any prophet, messenger, etc.

کلمه "صلوه " (نماز يا دعاى ارتباطى) بسيار مشخص است و فقط يک معنى مى دهد،.... به جا آوردن عمليات مشخصى که دربردارنده تعظيم و سجده کردن است. اين در سراسر قرآن، در تمام زمانها و در مورد هر پيغمبر و رسول حقيقت دارد،.



ALL RELIGIOUS PRACTICES IN ISLAM (SALAT ZAKAT FASTING HAJJ)

CAME TO US THROUGH ABRAHAM

تمام مناسک مذهبى در اسلام (دعاى ارتباتى نماز، انفاق واجب زکات، روزه و حج) از طريق ابراهيم به ما آمده است.

In ۲:۱۲۸ we see Abraham and Ismail implore God to teach them "THE RELIGIOUS PRACTICES OF ISLAM."

در آيه ۲:۱۲۸ مى بينيم که ابراهيم و اسماعيل به خدا دعا مى کنند تا مناسک مذهبى اسلام را به آنها بياموزد."

و اذ يرفع ابراهيم القواعد من البيت و اسماعيل ربنا تقبل منا انک أنت السميع العليم (۱۲۷) ربنا و اجعلنا مسلمين لک و من ذريتنا أمه مسلمه لک و أرنا مناسکنا و تب علينا انک أنت التواب الرحيم (۱۲۸)

"As Abraham raised the foundations of Kaaba, together with Ismail, they prayed, 'Our Lord, accept this work from us; you are the hearer, the omniscient. Our Lord, & make us Muslims to you; and from our descendants let there be a nation of Muslims to you; AND TEACH US HOW TO PRACTICE OUR RELIGIOUS DUTIES, and redeem us; you are the redeemer, the merciful.'" (۲:۱۲۷-۱۲۸)

۱۲۷- هنگامى که ابراهيم، همراه با اسماعيل پايه هاى زيارتگاه کعبه را بر پا مى داشتند (دعا کردند): "پروردگارا، اين را از ما بپذير. تويى شنوا، داناى مطلق. ۱۲۸- "پروردگارا، ما را از تسليم شدگان به خودت قرار بده و بگذار تا از نسلهاى ما جماعتى تسليم شده به تو باشند. رسوم دينى ما را به ما بياموز و ما را بيامرز. تويى آمرزنده، مهربان ترين.(۲:۱۲۸)

ABRAHAM: FIRST (and last) RECIPIENT OF SPECIFIC

RELIGIOUS PRACTICES.

ابراهيم: اولين (و آخرين) دريافت کننده مناسک مذهبى.

The prophets and messengers prior to Abraham were not given any religious practices. The human society was so primitive, only BELIEF IN GOD ALONE was all that is required for salvation. See for example Sura ۷۱, entitled "Noah." Thus, RELIGIOUS PRACTICES appear in Quran ONLY after Abraham; never before him.

مناسک مذهبى به پيغمبران و رسولان قبل از ابراهيم داده نشده بود. جامعه انسانى آن قدر بدوى بود، که براى رستگارى فقط ايمان به خدا کافى بود. براى مثال سوره ۷۱، "نوح" مشاهده کنيد. بنابراين، مناسک مذهبى در قرآن فقط بعد از ابراهيم ديده مى شود ؛ نه قبل از او.

و أقيموا الصلاه و آتوا الزکاه و ارکعوا مع الراکعين (۴۳)

"(O Children of Israel,) you shall observe the Salat prayers & Zakat charity; you shall bow down with those who bow." (۲:۴۳)

۴۳ - دعاهاى ارتباطى (نماز) را برپاى داريد و انفاق واجب (زکات) را بدهيد و با رکوع کنندگان رکوع کنيد. (۲:۴۳)

و اذ جعلنا البيت مثابه للناس و أمنا و اتخذوا من مقام ابراهيم مصلى و عهدنا الى ابراهيم و اسماعيل أن طهرا بيت للطائفين و العاکفين و الرکع السجود (۱۲۵)

"We made the Kaaba a focal point for all the people, and a sanctuary; thus, you shall consider this station of Abraham a place of worship. And we appointed Abraham and Ismail to purify My shrine for those who would visit it, those who would retreat therein, and those who bow and prostrate." (۲:۱۲۵)

۱۲۵- ما زيارتگاه (کعبه) را مرکزى براى مردم و عبادتگاهى امن قرار داديم. شما مى توانيد از جايگاه ابراهيم همچون عبادتگاه استفاده کنيد. ما به ابراهيم و اسماعيل ماموريت داديم که : "خانه مرا براى زيارت کنندگان، ساکنين آنجا، رکوع روندگان و سجده کنندگان خالص کنيد." (۲:۱۲۵)

SALAT PRAYERS OBSERVED BEFORE MUHAMMAD

دعاى ارتباطى (نماز) قبل از محمد به جا آورده مى شد

But the Jews and Christians "LOST" the Salat prayers.

اما يهودى ها و مسيحى ها دعاى ارتباطى (نماز) را "از دست دادند".

يا مريم اقنت لربک و اسجد و ارکع مع الراکعين (۴۳)

"O Mary, you shall obey your Lord, and you shall prostrate and bow down with those who bow down." (۳:۴۳)

۴۳ - "اى مريم، به پروردگارت تسليم باش، و سجده کن و با رکوع کنندکان رکوع کن."(۳:۴۳)

و جعلن مبارکا أين ما کنت و أوصان بالصلاه و الزکاه ما دمت حيا (۳۱)

"(Jesus said,) God has made me blessed wherever I go, and He commanded me to observe the Salat prayers and Zakat charity for as long as I live." (۱۹:۳۱)

۳۱ - " هر کجا بروم او مرا مورد لطف و عنايت قرار داده است، و به من امر کرده ماداميکه زنده ام نماز (دعاى ارتباطى) بخوانم و زکات (صدقه واجب) بدهم.(۱۹:۳۱)

فخلف من بعدهم خلف أضاعوا الصلاه و اتبعوا الشهوات فسوف يلقون غيا (۵۹)

"Generations came thereafter who LOST the Salat prayers, and pursued their lusts." (۱۹:۵۹)

۵۹ - پس از آنها، او نسلى را جايگزين کرد که دعاهاى ارتباطى (نماز) را ضايع کردند و از هوس هاى خود پيروى کردند. آنها نتايج آن را خواهند ديد.(۱۹:۵۹)

There are remnants of the Salat prayers among the Jews, namely, the Samaritans, and the Christians (the Russian Orthodox Church). It is noteworthy that the Samaritan Jews have denounced the man-made commandments of Talmud, and decided to adhere to the word of God alone, i.e., Torah (see "The Myth of God Incarnate", Page ۱۱۷).

ميان يهودى ها يعنى اٍ سماريتن ها و مسيحى ها (کليساى ارتدکس روسيه) آثارى از دعاهاى ارتباطى (نماز) وجود دارد. قابل توجه است که يهودى سماريتن فرمان هاى ساخته شده انسانى تالمودراتکذيب کردند وتصميم گرفتند فقط از کلام خدا، تورات، پيروى کنند (مشاهده کنيد "The Myth of God Incarnate", Page ۱۱۷)

SALAT & ZAKAT CAME TO US VIA ABRAHAM

دعاى ارتباطى (نماز) و انفاق واجب (زکات)

از طريق ابراهيم به ما رسيد

Those who refuse to believe God are challenging Quran by asking, "If Quran is complete and fully detailed (as stated in ۶:۱۹, ۳۸, & ۱۱۴), where can we find the details of Salat and Zakat?" For such people, who are obviously isolated from Quran (see ۱۸:۵۷), we present the following Quranic truth:

آنان که به خدا ايمان ندارنداز قرآن سرپيچى مى کنند با اين سؤال که، "اگر قرآن کامل و مفصل با جزييات است (همان جوريکه در (۶:۱۹، ۳۸ :۶ و ۶:۱۱۴) مى خوانيم)، پس کجا مى توانيم جزييات دعاى ارتباطى (نماز) و انفاق واجب (زکات)را پيدا کنيم" براى چنين مردمى که از قرآن جدا افتاده اند (مشاهده کنيد ۱۸:۵۷)، ما اين حقيقت قرآنى را اهداء مى کنيم:

و وهبنا له اسحاق و يعقوب نافله و کلا جعلنا صالحين (۷۲) و جعلناهم أئمه يهدون بأمرنا و أوحينا اليهم فعل الخيرات و اقام الصلاه و ايتاء الزکاه و کانوا لنا عابدين (۷۳)

"And we granted him (Abraham) Isaac and Jacob as a gift, and we made them righteous. And we appointed them imams who guided in accordance with our commandments, AND WE TAUGHT THEM RIGHTEOUS WORKS AND THE OBSERVANCE OF SALAT AND ZAKAT." (۲۱:۷۲-۷۳)

۷۲ - و اسحاق و يعقوب را چون هديه اى به او (ابراهيم) عطا کرديم. و آنان را از پرهيزکاران قرار داديم. ۷۳ - و آنان را امامانى قرار داديم که مطابق با احکام ما ارشاد مى کردند و به آنان آموختيم که چگونه پرهيزکارى کنند و چگونه دعاى ارتباطى (نماز) بخوانند و زکات (صدقه واجب) بدهند.(۲۱:۷۳)

Unfortunately, this plain Quranic truth is not accessible by those who keep trying to prove that Quran is not complete.

متاسفانه، اين حقيقت قرآنى در دسترس کسانى نيست که سعى دارند ثابت کنند قرآن ناقص است.

FIRST, they have to come to sincere conviction that Quran is complete, perfect, and fully detailed; they have to believe their Lord. Once they attain this conviction, the shields will be removed from around their hearts, the deafness will be removed from their ears, and they will become worthy of the Quranic truth.

اول ازهمه، آنها بايد صادقانه مطمئن باشند که قرآن کامل، بى عيب و مفصل با جزئيات است؛ آنان بايد پروردگارشان را باور کنند. هنگامى که به اين حقيقت دست يافتند، پرده از جلوى قلب هايشان برداشته مى شود، کرى ازگوش هايشان برداشته مى شود و سپس آنها شايسته حقيقت قرآن مى شوند.

FASTING CAME TO US VIA ABRAHAM

روزه گرفتن از طريق ابراهيم به ما رسيد

((then modified in Quran)

سپس در قرآن اصلاح شد)

أحل لکم ليله الصيام الرفث الى نسائکم هن لباس لکم و أنتم لباس لهن علم الله أنکم کنتم تختانون أنفسکم فتاب عليکم و عفا عنکم فالَآن باشروهن و ابتغوا ما کتب الله لکم و کلوا و اشربوا حتى يتبين لکم الخيط الَأبيض من الخيط الَأسود من الفجر ثم أتموا الصيام الى الليل و لا تباشروهن و أنتم عاکفون ف المساجد تلک حدود الله فلا تقربوها کذلک يبين الله آياته للناس لعلهم يتقون (۱۸۷)

"You are permitted to have sexual intercourse with your wives during the night of fasting; they are your confidantes, and you are their confidants. God knew that YOU USED TO BETRAY YOUR SOULS (by having intercourse during the night) IN THE PAST. He has redeemed you, and He has pardoned you. HENCEFORTH, you may have intercourse with them, seeking what God has permitted for you." (part of ۲:۱۸۷)

۱۸۷- در شبهايى که روزه هستيد آميزش جنسى با زنانتان مجاز شد. آنها محرم اسرار شما هستند و شما محرم اسرار آنها هستيد. خدا مى دانست که شما به نفس خود خيانت مى کرديد، او شما را آمرزيده و بخشيده است. از اين به بعد مى توانيد از طريقى که خدا به شما اجازه داده، با آنها آميزش جنسى کنيد. بخوريد و بياشاميد تا فجر، هنگامى که خط سفيد روشنايى از خط تاريک شب مشخص مى شود. سپس، تا غروب افتاب روزه بگيريد. اگر مى خواهيد (ده روز آخر رمضان) در مسجد معتکف شويد نبايد آميزش جنسى داشته باشيد. اينها قوانين خداست؛ از حدود آنها خارج نشويد. خدا اين چنين آيات خود را براى مردم روشن مى کند، باشد که نجات يابند.(قسمتى از ۲:۱۸۷)

This verse, therefore, clearly informs us that fasting was practiced before Muhammad according to the religion of Abraham (Islam).

پس، اين آيه ما را مطلع مى سازد که روزه گرفتن قبل از محمد مطابق دين ابراهيم (اسلام) برقرار بود.

When fasting as initially ordained through Abraham, sexual intercourse was prohibited throughout the fasting month of Ramadan, day and night.

موقعى که روزه گرفتن از طريق ابراهيم دستور داده شده بود، آميزش جنسى در طى ماه رمضان روز و شب قدغن شده بود.

HAJJ CAME TO US VIA ABRAHAM

حج از طريق ابراهيم به ما رسيد



Please note that the same verse also shows THE METHOD OF SALAT PRAYER (bowing & prostrating):

لطفاٍ توجه داشته باشيد که همان آيه طريق دعاهاى ارتباطى نماز (تعظيم کردن و سجده کردن) را نيز نشان مى دهد.





و اذ بوأنا لَابراهيم مکان البيت أن لا تشرک ب شيئا و طهر بيت للطائفين و القائمين و الرکع السجود (۲۶) و أذن ف الناس بالحج يأتوک رجالا و على کل ضامر يأتين من کل فج عميق (۲۷)

"We pointed out to Abraham the location of the shrine, and directed him to worship none beside Me, and to purify My shrine for those who would visit it, those who would retreat therein, and those who would bow and prostrate. And you shall declare (O Abraham) that the people shall observe Hajj. They will then come to you, walking or riding, from the farthest places." (۲۲:۲۶-۲۷)

۲۶ - ما ابراهيم را برگزيديم که خانه مقدس را بنا کند: "هرگز از هيچ طريق به من شرک نياور و خانه مرا تصفيه کن براى کسانى که آن را زيارت مى کنند، کسانى که در نزديکى آن زندگى مى کنند و کسانى که رکوع و سجده مى کنند." ۲۷ - " اعلام کن که مردم بايد حج را به جا آورند. "آنان پياده يا سواره بر مرکب هاى گوناگون از دورترين مکان ها نزد تو خواهند آمد".(۲۲:۲۷)

Thus, Quran clearly teaches that ALL RELIGIOUS PRACTICES IN ISLAM (Salat, Zakat, Fasting, & Hajj) came to us via Abraham.

بنابراين، قرآن خيلى واضح تعليم مى دهد که تمام مناسک مذهبى اسلام (دعاى ارتباطى نماز، انفاق واجب زکات، روزه و حج) از طريق ابراهيم به ما رسيده است.

Quran teaches that God taught Abraham how to do Salat, Zakat, Fasting, & Hajj, then Abraham taught these practices to his children, and so on generation after generation.

قرآن تعليم مى دهد که خدا به ابراهيم آموخت دعاى ارتباطى نماز، انفاق واجب زکات، روزه و حج را، سپس ابراهيم اين تعليم را به بچه هايش و نسل، بعد از نسل آموخت.

THEY STILL INSIST

آنان هنوز اصرار مى کنند

Even after showing all this Quranic evidence to those who do not believe God, you will note that they insist on their ways. Do not be surprised if they ask you after all this: "Where are the details of Salat prayers in Quran?"

حتى بعد از نشان دادن اين همه مدرک هاى قرآنى به آنان که به خدا ايمان ندارند، مشاهده خواهيد کرد آنان هنوز سماجت به راه خود دارند. تعجب نکنيد اگر سؤال کنند بعد از اين همه مدرک: "پس کجاست جزييات دعاى ارتباطى نماز در قرآن.

Until they decide to believe their Creator in His repeated assertions that Quran is complete, they can never see the Quranic truth. This is documented below:

تا وقتى که آنان تصميم نگرفته اند که گفته مکرر پروردگارشان را دراينکه قرآن کامل است باور کنند، آنان هرگز حقيقت قرآنى را نخواهند ديد. اين مدرک در زير آمده است:

CONSEQUENCES OF REFUSING TO BELIEVE QURAN

نتيجه ايمان نياوردن به قرآن

محروميت از ديدن، شنيدن يا فهميدن قرآن. در نتيجه، هدايت غير ممکن مى شود:

و من أظلم ممن ذکر بآيات ربه فأعرض عنها و نس ما قدمت يداه انا جعلنا على قلوبهم أکنه أن يفقهوه و ف آذانهم وقرا و ان تدعهم الى الهدى فلن يهتدوا اذا أبدا (۵۷)

Deprivation from seeing, hearing, or understanding Quran. Thus, guidance becomes impossible:

"Who is more wicked than one who is reminded of the verses of his Lord, then disregards them, while unaware of his sin? Consequently, we place shields on their hearts, to prevent them from understanding (Quran), and deafness in their ears. Thus, if you invite them to the guidance, they can never ever be guided." (۱۸:۵۷)

۵۷ - چه کسانى پليدتر از آنانکه مدرک هاى پروردگارشان به آنان تذکر داده شده و آنان بى آن که بفهمند چه مى کنند، آنها را ناديده بگيرند. در نتيچه، ما براى جلوگيرى از فهم آن (قرآن) بر قلب هايشان پرده مى نهيم و در گوشهايشان سنگينى،. بنابراين، هر کارى بکنى که آنها را هدايت کنى، آنها به هيچ وجه نمى توانند هدايت يابند.(۱۸:۵۷)

TWO UNFORTUNATE FACTS OF LIFE

دو حقيقت تأسف برانگيز زندگى:

(۱) (۱) The majority of people are disbelievers.

اکثريت مردم کافرند.

(۲) (۲) The majority of BELIEVERS are going to hell.

اکثريت مومنان به جهنم مى روند.

و ما أکثر الناس و لو حرصت بمؤمنين (۱۰۳)

"The majority of people, no matter what you do, are not believers." (۱۲:۱۰۳)

۱۰۳- اکثر مردم، هر کارى کنى، ايمان نخواهند آورد. (۱۲:۱۰۳)

و ما يؤمن أکثرهم بالله الا و هم مشرکون (۱۰۶)

"And the majority of those who believe in God are idol-worshipers." (۱۲:۱۰۶)

۱۰۶- اکثر کسانى که به خدا ايمان دارند، بت پرست هستند.(۱۲:۱۰۶)

Thus, IF YOU ARE WITH MAJORITY, YOU ARE IN DEEP TROUBLE.

پس اگر شما هم با اکثريت هستيد، در زحمت زيادى افتاده ايد.

Even if you are with the majority of BELIEVERS, you are in deep trouble.

حتى اگر با اکثريت مؤمنان هستيد باز هم در زحمت زيادى افتاده ايد

Those who worship GOD ALONE are a rare and extremely fortunate group; they are a minority of the minority.

کسانى که خدا را به يکتايى مى پرستند اندکند و گروهى خيلى خوشبخت هستند. آنها در اقليت کمترين هستند.

PROBLEM IS: THEY THINK THEY ARE RIGHTEOUS

مشکل اين است: آنها فکر مى کنند پرهيزکار هستند.



و من يعش عن ذکر الرحمن نقيض له شيطانا فهو له قرين (۳۶) و انهم ليصدونهم عن السبيل و يحسبون أنهم مهتدون (۳۷)

"Anyone who disregards the message of God most gracious, we appoint a devil to be his constant companion. The devils then divert them from the path, yet make them THINK that they are rightly guided." (۴۳:۳۶-۳۷)

۳۶- هر کس پيغام بخشنده ترين را ناديده بگيرد، ما شيطان را همنشين هميشگى او قرار مى دهيم. ۳۷-چنين همنشينانى ايشان را از راه منحرف مى کنند، اما طورى به آنها وانمود مى کنند که فکر مى کنند هدايت شده اند. (۴۳:۳۷)

قل أمر رب بالقسط و أقيموا وجوهکم عند کل مسجد و ادعوه مخلصين له الدين کما بدأکم تعودون (۲۹) فريقا هدى و فريقا حق عليهم الضلاله انهم اتخذوا الشياطين أولياء من دون الله و يحسبون أنهم مهتدون (۳۰)

"You shall be strictly righteous at every mosque, and worship God, devoting your worship absolutely to Him alone. Just as He created you initially, you will be returned. Some He guides. Others are committed to straying, for they take the devils as allies instead of God, and THINK that they are rightly guided." (۷:۲۹-۳۰)

۲۹- بگو، "پروردگار من امر به عدالت مى کند، و به اينکه در هر مکان عبادتى وقف تنها او باشيد. عبادات خود را به تنها او اختصاص دهيد. همانطور که او شما را آغاز کرد، عاقبت بسوى او باز خواهيد گشت."۳۰- بعضى ها را او هدايت کرد، درحاليکه ديگران مرتکب گمراهى شدند. آنها شياطين را بجاى خدا ارباب خود قرار داده اند، اما هنوز فکر مى کنند که هدايت شده اند. (۷:۳۰)

قل هل ننبئکم بالَأخسرين أعمالا (۱۰۳) الذين ضل سعيهم ف الحياه الدنيا و هم يحسبون أنهم يحسنون صنعا (۱۰۴)

"The worst losers are those who go astray, then THINK that they are rightly guided." (۱۸:۱۰۳-۱۰۴)

۱۰۳- بگو،" آيا مى خواهيد بگويم بازنده ترين مردم چه کسانى هستند ۱۰۴- آنها کسانى هستند که همه اعمالشان در زندگى اين دنيا به گمراهى است، اما فکر مى کنند که دارند کارهاى خوب انجام مى دهند."(۱۸:۱۰۴)

UNAWARE OF THEIR IDOL WORSHIP

نا آگاه از بت پرستى هايشان

The majority of "believers" fall into idol-worship without realizing it; they are not aware that they are idolaters:

اکثريت مؤمنان اسير بت پرستى مى شوند بدون اينکه بفهمند. آنها از بت پرستى شان نا آگاه هستند.

و يوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين أشرکوا أين شرکاؤکم الذين کنتم تزعمون (۲۲) ثم لم تکن فتنتهم الا أن قالوا و الله ربنا ما کنا مشرکين (۲۳) انظر کيف کذبوا على أنفسهم و ضل عنهم ما کانوا يفترون (۲۴)

"On the day (of judgment) when we gather all the people, we will ask the idol-worshipers, 'Where are your idols whom you set up beside God?' Then, their only answer will be, 'By God our Lord, we were not idol-worshipers.' Note how they lied even to themselves, and note that the idols they had set up will abandon them." (۶:۲۲-۲۴)

۲۲- در روزى که ما همه را احضار کنيم، از بت پرستان سوال خواهيم کرد، "کجا هستند بت هايى که قرار داديد" ۲۳- پاسخ مصيبت بارشان اين خواهد بود" به خدا پروردگارمان، ما هرگز از بت پرستان نبوديم" ۲۴-ببين چگونه به خود دروغ گفتند، وچطور بت هايى که اختراع کردند ايشان را ترک کرده اند(۶:۲۴)

Thus, there are people who are idol-worshipers, who are unaware of their idolatry. Could you be one of them? How do you know that you are not one of them? This is your only chance to ascertain that you are not an idol-worshiper.

پس، آنها افرادى بت پرست هستند و از بت پرستى هايشان آگاه نيستند. آيا ممکن نيست که شما هم يکى از آنها باشيد از کجا مى دانيد که يکى از آنها نيستيد اين تنها شانس شما است که ثابت کند شما بت پرست نيستيد.

HOW CAN YOU ASCERTAIN THAT YOUR ARE NOT AN IDOL-WORSHIPER? The answer on Page ۵۵.

چگونه مى توانيد ثابت کنيد که بت پرست نيستيد



THE IMPORTANCE OF "HADITH & SUNNA"

اهميت "حديث و سنت"

Quran teaches that "Hadith & Sunna" constitute the necessary test to distinguish the true Muslim from the false Muslim.

قرآن به ما مى آموزد که "حديث و سنت" مى تواند به عنوان آزمايشى در جهت تشخيص تسليم شده واقعى از تسليم شده دروغين بکار رود.

The true Muslim believes God in His statements that Quran is complete, perfect, and fully detailed (۶:۱۹, ۳۸, & ۱۱۴). Consequently, the true Muslim does not accept any other source for religious guidance.

تسليم شده واقعى با اين عبارت که قرآن کامل و مفصل با جزئيات است، به خدا ايمان دارد.(۶:۱۹)(۶:۳۸)(۶:۱۱۴) در نتيجه تسليم شده واقعى هيچ منبع هدايت دينى ديگرى را نمى پذيرد.

As for the false Muslim, he or she will become attracted to "Hadith & Sunna", and thus [be] exposed as a hypocrite who utters belief, while the heart inside is denying (see ۱۶:۲۲).

و در مورد مسلمان رياکار، او به طرف "حديث و سنت" جذب خواهد شد و اينچنين به عنوان يک منافق افشاء مى شود در ظاهر صحبت از ايمان مى کند، در حاليکه در قلبش آن را تکذيب مى کند. (۱۶:۲۲)

و کذلک جعلنا لکل نب عدوا شياطين الَانس و الجن يوح بعضهم الى بعض زخرف القول غرورا و لو شاء ربک ما فعلوه فذرهم و ما يفترون (۱۱۲) و لتصغى اليه أفئده الذين لا يؤمنون بالَآخره و ليرضوه و ليقترفوا ما هم مقترفون (۱۱۳)

"We set up against every prophet enemies, human and jinn devils, who exhort each other to invent fancy statements in order to deceive. Had your Lord willed, they would not have done it. (But it is God's will) in order that the minds of those who do not believe in the hereafter may listen thereto, and to let them accept it, and to expose their true identity." (۶:۱۱۲-۱۱۳)

۱۱۲- ما اجازه داديم دشمنان هر پيغمبرى، شياطين انسان و جن، کلمات فريبنده به يکديگر وحى کنند، تا گول بزنند. اگر پروردگارت مى خواست، آنها چنين کارى نمى کردند. تو نسبت به آنها و دروغ هايشان بى اعتنا باش. ۱۱۳-اين بخاطر آنست تا اجازه داده شود کسانى که به آخرت ايمان ندارند به چنين دروغ هايى گوش بدهند و آنها را قبول کنند و اينچنين جرم هاى واقعيشان را آشکار سازند.(۶:۱۱۳)

Are you satisfied with the Quran? Do you believe God? Or, do you feel that Quran is not complete; that you need additional sources of religious guidance?

آيا شما با قرآن بى نياز مى شويد آيا خدا را باور داريد يا احساس مى کنيد که قرآن کامل نيست و به منابع ديگرى هم براى هدايت دينى احتياج داريد

ONE AUTHENTIC "HADITH"

يک حديث معتبر

On the day of judgment, Muhammad will be the first to complain that his followers had abandoned Quran, in favor of the fabrications by his enemies (Hadith & Sunna):

در روز قضاوت، محمد اولين کسى خواهد بود که از پيروانش که قرآن را رها کردند، با اشاره به ساخته هاى دشمنانه شان، شکايت خواهد کرد (حديث و سنت):

و قال الرسول يا رب ان قوم اتخذوا هذا القرآن مهجورا (۳۰) و کذلک جعلنا لکل نب عدوا من المجرمين و کفى بربک هاديا و نصيرا (۳۱)

"And the messenger will say, 'My Lord, my people have deserted THIS QURAN.' We thus set up against every prophet enemies who are wicked. YOUR LORD SUFFICES AS A GUIDE AND SUPPORTER (i.e., Quran is enough)." (۲۵:۳۰-۳۱)

۳۰- رسول گفت "پروردگار من، مردم من اين قرآن را ترک کرده اند " ۳۱-همچنين ما عليه هر پيغمبرى دشمنانى از ميان گناهکاران قرار مى دهبم. پروردگارت بعنوان هدايت کننده کافى است وارباب.(۲۵:۳۱)

Note the word for word similarity between ۲۵:۳۱ shown above, and ۶:۱۱۲ shown on the previous page. Could this be coincidental?

به شباهت لغت به لغت بين آيه ۲۵:۳۱ و۶:۱۱۲ در بالا توجه کنيد، آيا مى تواند با هم منطبق باشد

Thus, the prophet Muhammad will be disappointed with those who love him excessively, just as Jesus will be disappointed with those Christians who considered him to be a god or son of God.

پس، پيغمبر محمد از کسانى که به افراط او را دوست داشته اند، مايوس خواهد شد، همانطور که عيسى از مسيحيانى که او را خدا يا پسر خدا دانسته اند، مايوس خواهد شد.

QURAN: THE ONLY LEGITIMATE "HADITH"

قرآن، تنها حديث قانونى



تلک آيات الله نتلوها عليک بالحق فبأ حديث بعد الله و آياته يؤمنون (۶) ويل لکل أفاک أثيم (۷) يسمع آيات الله تتلى عليه ثم يصر مستکبرا کأن لم يسمعها فبشره بعذاب أليم (۸) و اذا علم من آياتنا شيئا اتخذها هزوا أولئک لهم عذاب مهين (۹) من ورائهم جهنم و لا يغن عنهم ما کسبوا شيئا و لا ما اتخذوا من دون الله أولياء و لهم عذاب عظيم (۱۰) هذا هدى و الذين کفروا بآيات ربهم لهم عذاب من رجز أليم (۱۱)

"These are God's verses; we recite them for you truthfully. In which "Hadith", beside God and His verses, do they believe in? WOE TO EVERY SINFUL FABRICATOR. He hears God's verses, then insists arrogantly on his way, as if he never heard them; promise him painful retribution. When he learns anything from our verses, he takes it in vain; these have deserved humiliating retribution. Awaiting them is hell; neither their earnings, nor the idols they had set up beside God can help them; they have deserved terrible retribution. THIS IS THE GUIDANCE, and those who do not believe the verses of their Lord will suffer debasement, and painful retribution." (۴۵:۶-۱۱)

۶- اينها آيات خدا است که ما برتو به حقيقت مى خوانيم، به کدام حديث غير از خدا و آياتش ايمان دارند ۷- واى بر هر دروغگوى گناهکار ۸- کسى که آيات خدا را که بر او خوانده مى شود، مى شنود، سپس متکبرانه به راه خود ادامه مى دهد، انگار که اصلاٍ َ آنها را نشنيده. به او قول عذابى دردناک را بده. ۹- هنگامى که از آيات ما چيزى ياد مى گيرد، آن را مسخره مى کند. اينها گرفتار عذاب خوار کننده اى شده اند. ۱۰- جهنم منتظرشان است. آنچه بدست آوردند به ايشان کمکى نخواهد کرد و نه بت هايى که در کنار خدا قرار داده بودند. آنها گرفتار عذابى عظيم شده اند. ۱۱- و کسانى که به اين آيات پروردگارشان کافر هستند، گرفتار لعنت و عذابى دردناک شده اند.(۴۵:۱۱)

Do you believe God's verses? Do you believe that Quran is complete, perfect, and fully detailed (۶:۱۹, ۳۸, & ۱۱۴)? Or, do you have to have other sources beside Quran?

آيا به آيات خدا ايمان داريد آيا باور داريد که قرآن کامل ومفصل با جزئيات است يا ناچاريد منابع ديگرى در کنار قرآن قائل شويد(۶:۱۹)(۶:۳۸)(۶:۱۱۴)

Quran is the only "Hadith" to be followed; all other Hadiths are blasphemous and misleading fabrications:

قرآن تنها حديثى است که بايد پيروى کنيم. همه احاديث ديگر کفرگوئى وساخته هايى فريب دهنده هستند.

الله نزل أحسن الحديث کتابا متشابها مثان تقشعر منه جلود الذين يخشون ربهم ثم تلين جلودهم و قلوبهم الى ذکر الله ذلک هدى الله يهد به من يشاء و من يضلل الله فما له من هاد (۲۳)

"God has revealed the best 'Hadith'; a book that is consistent, and describes both ways (to heaven and Hell). The skins of those who reverence their Lord shudder therefrom, then their skins and hearts soften up and receive God's message. Such is God's guidance; He guides whomever He wills. As for those sent astray by Him, no one can guide them." (۳۹:۲۳)

۲۳- خدا بهترين حديث را در اين فرستاده است؛ کتابى است با ثبات که به هر دو راه اشاره مى کند (بهشت و جهنم)؛ پوست کسانى که از پروردگارشان مى ترسند از آن منقبض مى شود، سپس پوستشان و قلبشان براى پيغام خدا نرم مى شود. چنين است هدايت خدا؛ او آن را به هر کس که بخواهد، عطا مى کند. کسانى که بواسطه خدا گمراه مى شوند، هيچ چيز نمى تواند آنها را هدايت کند.(۳۹:۲۳)

و من الناس من يشتر لهو الحديث ليضل عن سبيل الله بغير علم و يتخذها هزوا أولئک لهم عذاب مهين (۶) و اذا تتلى عليه آياتنا ولى مستکبرا کأن لم يسمعها کأن ف أذنيه وقرا فبشره بعذاب أليم (۷)

"There are those who advocate vain 'Hadith' causing diversion from the path of God, without knowledge, and fail to take such actions seriously; these have deserved humiliating retribution. And when our verses are recited to him, he turns away arrogantly, as if he never heard them; as if his ears are deaf; promise him painful retribution." (۳۱:۶-۷)

۶- در ميان مردم کسانى هستند که از حديث بى اساس پيروى مى کنند و اينچنين ديگران را از راه خدا منحرف مى کنند بدون هيچ دانشى و آن را ناچيز مى شمارند. اينها به عذاب خوار کننده اى گرفتار شده اند. ۷- و هنگامى که آيات ما بر يکى از آنها خوانده مى شود، با تکبر روى مى گرداند انگار که هرگز آن را نشنيده است، انگار که گوشهايش کر است. به او وعده عذاب دردناک را بده. (۳۱:۷)

THE PHYSICAL EVIDENCE

مدرک فيزيکى

In addition to the clear Quranic statements assuring the believers that Quran is complete; perfect, fully detailed, and shall be the ONLY source of religious guidance, it was the will of God Almighty to further support these revelations with irrefutable PHYSICAL EVIDENCE-.

علاوه بر اين آيات واضح به مومنان اطمينان مى دهند که قرآن کامل و مفصل با جزئيات است و بايستى تنها منبع هدايت دينى باشد و اين خواست خداوند قادر بود که آياتش را با مدرک فيزيکى انکار ناپذيرى تقويت کند.

A mathematical miracle was discovered in Quran, whereby every word, indeed every letter, was placed in Quran in accordance with an extremely intricate numerical code. The code is based on the number [۱۹], which is the number of letters in the opening statement of Quran, and the number indicated in ۷۴:۳۰ as providing the answer to those who claim that Quran is man-made. This mathematical miracle proves beyond doubt that Quran is a divine scripture, and that it has been perfectly preserved. For details please see the book, "QURAN: VISUAL PRESENTATION OF THE MIRACLE."

معجزه اى رياضى در قرآن کشف شد که بوسيله آن هر کلمه و در واقع هر حرف بر اساس کد رياضى پيچيده و مشخصى قرار داده شده است. اين کد بر اساس عدد ۱۹ است که تعداد حروف اولين آيه قرآن است و در ۷۴:۳۰ پاسخى است براى کسانى که ادعا مى کنند قرآن ساخته دست بشر است. اين معجزه رياضى ديگر ترديدى باقى نمى گذارد که قرآن کتاب آسمانى الهى است و کاملاَ حفظ شده است. براى جزيات بيشتر اين کتاب را مشاهده کنيد، "قرآن: نمايش ديدنى معجزات."

The PHYSICAL EVIDENCE supporting Quran as THE ONLY SOURCE OF RELIGIOUS GUIDANCE is interlocking with the mathematical miracle of Quran; it is also based on the number [۱۹]. Such evidence is presented on pages ۶۴-۷۲.

مدرک فيزيکى تاييد کننده قرآن بعنوان تنها منبع هدايت دينى، همبند با معجزه رياضى قرآن است؛ و بر مبنى ۱۹ است.

Since the evidence is purely PHYSICAL, rather than interpretative, all free-thinking people will accept it. Only those hopelessly trapped in false convictions will fail to see the clear truth, due to the curse of rejecting Quran (see ۱۷:۴۵).

از آنجايى که شواهد کاملاٍ فيزيکى و قابل لمس است و نه تفسيرى، تمام مردم آزاده آن را خواهند پذيرفت. فقط افراد فريب خورده نااميد در زندانهاى دروغين از ديدن اين حقيقت آشکار درمانده خواهند شد.به سبب نپذيرفتن و رد کردن قرآن.(۱۷:۴۵)

The following four pages summarizing the miracle of Quran are reprinted from the book: "QURAN: VISUAL PRESENTATION OF THE MIRACLE."

چند صفحه آينده خلاصه اى از معجزه رياضى قرآن را بيان مى کند.، "قرآن: نمايش ديدنى معجزات."







QURAN: VISUAL PRESENTATION OF THE MIRACLE

"قرآن : نمايش ديدنى معجزات".





رشاد خليفه





دکتر رشاد خليفه



Rashad Khalifa, Ph.D.

Imam, Mosque of Tucson, Arizona

SUMMARY & CONCLUSIONS

خلاصه و نتيجه



The miracle of Quran detailed in this book ranges from extreme simplicity to extreme intricacy. Because Quran was sent down for ALL people, its language ranges from the very simple, to the highest levels of linguistic and literary excellence. This renders the message attainable by everyone, regardless of the level of education. The same is true with the Quran's miracle. Thus, the physical facts that make up this extraordinary phenomenon can be divided into SIMPLE FACTS and INTRICATE FACTS.

در اين قسمت معجزات رياضى قرآن به ترتيب از ساده تا پيچيده بيان شده اند، چرا که قرآن براى تمام مردم فرستاده شده است زبان آن از خيلى ساده تا بالاترين سطح برترزبانشناسى و ادبى مرتب شده است. اين مزيت و خاصيت آن را براى همگان صرف نظر از ميزان تحصيلات، دست يافتنى کرده است. اين حقيقت در مورد معجزه رياضى هم صادق است از اينرو حقايق فيزيکى را نيز مى توان به دو دسته، حقايق ساده و حقايق پيچيده تقسيم بندى کرد.



THE SIMPLE FACTS

حقايق ساده



(۱) The opening statement of Quran consists of ۱۹ letters.

۱- عبارت ابتدايى قرآن شامل ۱۹ حرف است.

(۲) Quran consists of ۱۱۴ chapters, or ۶ x ۱۹.

۲- قرآن شامل ۱۱۴ سوره است ۱۹۶.

(۳) The first Quranic revelation (۹۶:۱-۵) was ۱۹ words.

۳- اولين آيات نازل شده قرآن در سوره ۹۶ آيه ۱ تا ۵ است که شامل ۱۹ کلمه است.

(۴) The first revelation consisted of ۷۶ letters, or ۱۹ x ۴.

۴- اولين آيه نازل شده شامل ۷۶ حرف مى باشد ۱۹۴.

(۵) First chapter revealed (Ch. ۹۶) consists of ۱۹ verses.

۵- اولين سوره نازل شده (سوره ۹۶ "علق") شامل ۱۹ آيه است.

(۶) From the end of Quran, Ch. ۹۶ is in position ۱۹.

۶- ترتيب اولين سوره نازل شده (سوره ۹۶ "علق") از انتهاى قرآن ۱۹ است.

(۷) First chapter revealed consists of ۳۰۴ letters; ۱۹ x ۱۶.

۷- اولين سوره نازل شده شامل ۳۰۴ حرف است ۱۹۱۶.

(۸) Last chapter revealed (Ch. ۱۱۰) consists of ۱۹ words.

۸- آخرين سوره نازل شده (سوره ۱۱۰ "نصر") شامل ۱۹ کلمه است.

(۹) First verse of last revelation consists of ۱۹ letters.

۹- اولين آيه از آخرين سوره نازل شده، شامل ۱۹ حرف است.

(۱۰) Second revelation (۶۸:۱-۹) was ۳۸ words; ۱۹ x ۲.

۱۰- دومين سرى آيات نازل شده ۹ -۶۸:۱ شامل ۳۸=۱۹۲ کلمه است.

(۱۱) Third revelation (۷۳:۱-۱۰) was ۵۷ words; ۱۹ x ۳.

۱۱- سومين سرى آيات نازل شده ۱۰- ۷۳:۱ شامل ۵۷=۱۹۳ کلمه است.

(۱۲) Fourth revelation (۷۴:۱-۳۰) brought the No. ۱۹ itself.

۱۲- چهارمين سرى آيات نازل شده ۳۰ -۷۴:۱ خود بيانگر عدد ۱۹ است.

(۱۳) Fifth revelation (Ch.۱) placed the ۱۹-lettered opening statement immediately after the No.۱۹ of ۷۴:۳۰.

۱۳- پنجمين سرى آيات نازل شده (سوره ۱ "الفاتحه") است که آيه اول آن با ۱۹ حرف درست بعد از بيان عدد ۱۹ در۷۴:۳۰ نازل شده است.



SUMMARY & CONCLUSIONS (cont'd):

خلاصه و نتيجه



(۱۴) First word in the opening statement occurs in Quran exactly ۱۹ times.

۱۴- اولين کلمه در عبارت ابتدايى سوره ها (بسم) دقيقاَ ۱۹ دفعه در قرآن تکرار شده است.

(۱۵) Second word in the opening statement (Allah) occurs ۲,۶۹۸ times, a multiple of ۱۹ (۱۹ x ۱۴۲).

۱۵-دومين کلمه در عبارت ابتدايى سوره ها (الله) به تعداد ۲۶۹۸=۱۹۱۴۲ دفعه در قرآن تکرار شده است.

(۱۶) Third word in the opening statement (Rahman) is mentioned in Quran ۵۷ times (۱۹ x ۳).

۱۶- سومين کلمه در عبارت ابتدايى سوره ها (الرحمن) به تعداد ۵۷=۱۹۳ دفعه در قرآن نازل شده است.

(۱۷) Fourth word in the opening statement (Rahim) is mentioned in Quran ۱۱۴ times (۱۹ x ۶).

۱۷- چهارمين کلمه در عبارت ابتدايى سوره ها (الرحيم) به تعداد ۱۱۴=۱۹۶ دفعه در قرآن تکرار شده است.

(۱۸) Multiplication factors of the opening statement (see points ۱۴-۱۷ above) [۱+۱۴۲+۳+۶] add up to a total of ۱۵۲, which is also a multiple of ۱۹ (۱۹ x ۸).

۱۸- مجموع خارج قسمت هاى کلمات عبارت ابتدايى سوره ها برابر [۶ +۳+۱۴۲+۱ ] با ۱۵۲=۱۹۸ است.

(۱۹) Each frequency of occurrence connected with the opening statement, i.e., ۱۹, ۲۶۹۸, ۵۷, & ۱۱۴ corresponds to the numerical value of one of God's names.

۱۹- هر يک از دفعات تکرار کلمات در عبارت ابتدايى سوره ها مثل ۱۹ و۲۶۹۸ و۵۷ و۱۱۴ برابر ارزش ابجدى يکى از صفات خدا است.

(۲۰) All compiled lists of the known names of God (more than ۴۰۰) were found to include ONLY FOUR names with numerical values divisible by ۱۹. These four names are the same four which correspond to the frequencies of occurrence mentioned in point ۱۹ above.

۲۰- با گردآورى ليستى از اسامى شناخته شده خدا (بيش از ۴۰۰ مورد) در مى يابيم که فقط و فقط چهار نام از نام هاى خدا وجود دارند که ارزش ابجدى آنها مضرب ۱۹ است. اين چهار نام همان چهار نامى هستند که مشابهاٍ تعداد دفعات تکرار در شماره قبلى بوده اند.

(۲۱) Opening statement is missing from Chapter ۹, but compensated in Chapter ۲۷, verse ۳۰. This restores the frequency of this crucial statement to ۱۱۴ (۱۹ x ۶).

۲۱- عبارت ابتدايى (بسم الله الرحمن الحيم) در ابتداى سوره ۹ وجود ندارد ولى در آيه ۲۷:۳۰ جبران شده است. اين امر تعداد دفعات تکرار اين عبارت را به حال اول يعنى ۱۱۴=۱۹۶ باز مى گرداند.

(۲۲) Between the missing statement (Chapter ۹) and the extra statement (Chapter ۲۷) there are ۱۹ chapters.

۲۲- ما بين"بسم الله الرحمن الرحيم" جا افتاده (سوره ۹) و تکرار مجدد آن در (سوره ۲۷)، تعداد ۱۹ سوره وجود دارد.



THE INTRICATE FACTS

حقايق پيچيده



(۲۳) Chapter ۵۰ is entitled "Q," initialed with the letter "Q," and contains ۵۷ Q's (۵۷=۱۹x۳).

۲۳- پنجاهمين سوره، با حرف مقطعه "ق" شروع شده است. دفعات تکرار حرف "ق" در اين سوره ۵۷=۱۹۳ مى باشد.

(۲۴) The only other chapter initialed with "Q," namely, Chapter ۴۲, also contains ۵۷ Q's (۱۹ x ۳).

۲۴- سوره ديگرى که حرف مقطعه ابتداى آن "ق" است، يعنى سوره۴۲، نيز داراى۵۷=۱۹۳ بار حرف "ق" است.

(۲۵) The letter "Q" stands for "Quran," and the total occurrence of "Q" in the two Q-initialed chapters equals the number of chapters in Quran (۵۷+۵۷=۱۱۴).

۲۵- حرف "ق" نماينده قرآن است و مجموع تعداد دفعات تکرار آن در دو سوره اى که با حرف مقطعه "ق" آعاز شده اند، برابر تعداد سوره هاى قرآن است.(۱۱۴=۵۷+۵۷)

Summary & Conclusions (cont'd):



(۲۶) First verse in Chapter ۵۰ (entitled "Q") describes Quran as "Majeed = Glorious," and the numerical value of the word "Majeed" is ۵۷, exactly the same as the number of Q's in this chapter.

۲۶- اولين آيه سوره پنجاه (با حرف مقطعه "ق")، قرآن را با صفت مجيد توصيف مى کند و ارزش ابجدى کلمه مجيد برابر ۵۷ مى باشد، دقيقاَ برابر تعداد دفعات تکرار حرف"ق" در اين سوره.

(۲۷) Chapter ۶۸ is initialed with the letter "N" and contains ۱۳۳ N's; or ۱۹ x ۷.

۲۷- سوره ۶۸ با حرف مقطعه "ن" آغاز شده است و اين سوره شامل ۱۳۳=۱۹۷ عدد حرف "ن" است.

(۲۸) Chapters ۷, ۱۹, & ۳۸ are initialed with the letter "S" (Saad), and the total frequency of occurrence of this letter in the three chapters is ۱۵۲, or ۱۹ x ۸.

۲۸- سوره هاى ۷، ۱۹و ۳۸ با حرف مقطعه "ص" شروع شده اند و مجموع تعداد دفعات تکرار اين حرف در اين سه سوره برابر ۱۵۲=۱۹۸ مى باشد.

(۲۹) Chapter ۳۶ is initialed with the letters "Y" & "S," and the total frequency of these two letters in this chapter is ۲۸۵, or ۱۹ x ۱۵.

۲۹- سوره ۳۶ با حروف مقطعه "يس" شروع شده است و مجموع دفعات تکرار هاى اين دو حرف در اين سوره برابر ۲۸۵=۱۹۱۵ است.

(۳۰) Chapters ۴۰ through ۴۶ are initialed with "H" and "M." The total frequency of these two letters in the seven chapters is ۲۱۴۷, or ۱۹ x ۱۱۳.

۳۰- سوره هاى ۴۰ تا ۴۶ همگى با حروف مقطعه "حم" آغاز شده اند و مجموع تعداد دفعات تکرار اين دو حرف در اين هفت سوره برابر ۲۱۴۷ يا ۱۹۱۱۳ مى باشد.

(۳۱) Chapter ۴۲ is prefixed with the three initials "'A," "S," & "Q," and the total occurrence of these three letters in this chapter is ۲۰۹, or ۱۹ x ۱۱.

۳۱- سوره ۴۲ داراى پيشوند سه حرف مقطعه "ع، س، ق" است و مجموع دفعات تکرار اين سه حرف در اين سوره برابر ۲۰۹=۱۹۱۱ است.

(۳۲) Chapter ۱۹ is initialed with five letters, namely "K," "H," "Y," "'A," and "S," and the total frequency of occurrence of these five letters in this chapter is ۷۹۸, or ۱۹ x ۴۲.

۳۲- سوره ۱۹ با پنج حرف مقطعه شروع مى شود يعنى "ک، ه، ى، ع، ص" و کل تعداد دفعات تکرار اين پنج حرف در اين سوره هم برابر ۷۹۸=۱۹۴۲ است.

(۳۳) The Quranic initials "H," "T.H.," "T.S." and "T.S.M." constitute a unique interlocking relationship within their five chapters, namely, ۱۹, ۲۰, ۲۶, ۲۷, & ۲۸. The total frequency of occurrence of these letters in their five chapters is ۱۷۶۷, or ۱۹ x ۹۳.

۳۳- حروف مقطعه "ح، ط.ح، ط.ص & ط.ص.م." در سوره ۱۹،۲۰، ۲۶، ۲۷ و ۲۸ مجموع تعداد دفعات تکرار اين حرف در اين پنج سوره برابر ۱۷۶۷= ۱۹x ۹۳ مى باشد.

(۳۴) Chapter ۲ is initialed with the letters "A.L.M." and contains ۹۸۹۹ of these letters (۱۹ x ۵۲۱).

۳۴- سوره ۲ با حروف مقطعه " ا، ل، م" شروع مى شود اين سوره داراى ۹۸۹۹=۱۹۵۲۱ دفعه تکرار اين حروف است.

(۳۵) Chapter ۳ is also initialed with the letters "A.L.M." and contains ۵۶۶۲ of these letters (۱۹ x ۲۹۸).

۳۵- همچنين سوره ۳ با حروف مقطعه "ا، ل، م" آغاز شده است و داراى ۵۶۶۲=۱۹۲۹۸ دفعه تکرار اين حروف است.

(۳۶) Chapters ۲۹, ۳۰, ۳۱, & ۳۲ are also initialed with the letters "A.L.M." and the total frequency of occurrence of these letters is ۱۶۷۲ (۱۹x۸۸), ۱۲۵۴ (۱۹x۶۶), ۸۱۷ (۱۹x۴۳), and ۵۷۰ (۱۹x۳۰), respectively.

۳۶- سوره هاى ۲۹، ۳۰، ۳۱ و ۳۲ نيز با حروف مقطعه "ا، ل، م" شروع شده اند و مجموع تعداد تکرار هاى اين حروف در هر يک از اين سوره ها عبارت است از ۱۶۷۲=۱۹۸۸ و ۱۲۵۴=۱۹۶۶ و۸۱۷=۱۹۴۳ و۵۷۰=۱۹۳۰

(۳۷) Chapters ۱۰ and ۱۱ are initialed with the letters "A.L.R.," and contain exactly the same total frequency of occurrence, namely, ۲۴۸۹ each (۱۹x۱۳۱).

۳۷- سوره هاى ۱۰ و ۱۱ با حروف مقطعه "ا، ل، ر" آغاز شده اند و تعداد اين حروف در هر يک از اين سوره ها با هم برابر است و دقيقاَ برابر ۲۴۸۹=۱۹۱۳۱ مى باشد.

(۳۸) Chapters ۱۲, ۱۴, and ۱۵ are also initialed with the three letters "A.L.R." The total frequency of occurrence of these letters in these chapters is ۲۳۷۵ (۱۹ x ۱۲۵), ۱۱۹۷ (۱۹ x ۶۳), and ۹۱۲ (۱۹ x ۴۸), respectively.

۳۸- همچنين سوره هاى ۱۲، ۱۴ و ۱۵ با حروف مقطعه "ا، ل، ر" آغاز شده اند و تعداد تکرارهاى اين حروف در اين سوره ها به ترتيب عبارت است از ۲۳۷۵=۱۹۱۲۵ و ۱۱۹۷=۱۹۶۳ و ۹۱۲=۱۹۴۸

Summary & Conclusions (cont'd):



(۳۹) Chapter ۱۳ is prefixed with the four initials "A.L.M.R." and contains a total of ۱۴۸۲ of these letters (۱۹ x ۷۸).

۳۹- سوره ۱۳ با چهار حرف مقطعه "ا، ل، م، ر" شروع شده است و داراى ۱۴۸۲=۱۹۷۸ دفعه تکرار از اين حروف است.

(۴۰) Chapter ۷ is initialed with the four letters "A.L.M.S." and the frequency of occurrence of these four letters in this chapter is ۵۳۲۰, or ۱۹ x ۲۸۰.

۴۰- سوره ۷ با حروف مقطعه "ا، ل، م، ص" آغاز شده است وتعداد تکرارهاى اين حروف در اين سوره ۵۳۲۰=۱۹۲۸۰ است.

(۴۱) The number of Quranic initials is ۱۴, and the alphabet letters which participate in making these initials are also ۱۴, and the number of initialed chapters is ۲۹. When we add these numbers, ۱۴+۱۴+۲۹, we find the total ۵۷, or ۱۹ x ۳.

۴۱- تعداد حروف مقطعه در قرآن برابر ۱۴ است و تعداد حرف هايى که اين حروف مقطعه را مى سازند نيز برابر ۱۴ است، علاوه بر اين تعداد سوره هاى داراى حروف مقطعه نيز برابر۲۹ است، با جمع اين اعداد (۲۹+۱۴+۱۴) به عدد ۵۷=۱۹۳ مى رسيم.

(۴۲) The Quranic initials are described as "Miracle of the Quran" (see Page ۲۴۰ [of the book "Quran: Visual Presentation of the Miracle"]).

۴۲ - "قرآن: نمايش ديدنى معجزات (ص۲۴۰)

(۴۳) The common denominator throughout Quran is the number [۱۹], and this is the numerical value of the Arabic word "ONE=Waahid." Thus, this miracle emphasizes the theme of Quran and its basic message: "GOD IS ONE."

۴۳- عدد ۱۹ مخرج مشترک قرآن است و ارزش ابجدى کلمه "واحد" نيز برابر ۱۹ است، پس اين معجزه موضوع و هدف اصلى قرآن را که همان "يکتايى خدا" است، تاکيد مى کند.



CONCLUSION:

نتيجه گيرى:



The physical evidence presented here proves:

مدرک فيزيکى دو نکته زير را ثابت مى کند:

(۱) The divine source of Quran.

(۱) الهى بودن منشا قرآن الهى

(۲) The perfect integrity and preservation of Quran.

(۲) حفاظت کامل و بى نقص قرآن



QURAN: ONLY SOURCE OF GUIDANCE (۶:۱۹)

قرآن : تنها منبع هدايت (۶:۱۹)

Accepting any other sources of guidance constitutes the setting up of other gods beside God; IDOL-WORSHIP.

پذيرفتن منابع هدايت ديگرى بجز قرآن به منزله قرار دادن خدايانى درکنار خداى واحد است، يعنى بت پرستى.

THIS IMPORTANT STATEMENT HAPPENS TO BE No. ۱۹ :

اين عبارت مهم در آيه ۱۹ قرار گرفته است.

قل أ شء أکبر شهاده قل الله شهيد بين و بينکم و أوح ال هذا القرآن لَأنذرکم به و من بلغ أ انکم لتشهدون أن مع الله آلهه أخرى قل لا أشهد قل انما هو اله واحد و انن برء مما تشرکون (۱۹)

"Say (O Muhammad), 'Whose testimony is greater?' Say, 'God is my witness that THIS QURAN was given to me to preach it to you, and whomever it reaches.' Yet, you bear witness that there are other gods beside God (by upholding other sources beside Quran). Say, 'I do not bear such witness.' Say, 'There is only ONE GOD, and I disown your idol-worship.'" (۶:۱۹)

۱۹- بگو،"شهادت چه کسى عظيم تر است" بگو، "شهادت خدا. او درميان من و شما شاهد است که اين قرآن به من وحى شده است، تا آن را براى شما و عظ کنم و براى هر کسى که به آن دسترسى پيدا کند. بدرستيکه شما شهادت مى دهيد که خدايان ديگرى در کنار خدا هستند." بگو، "من مانند شما شهادت نمى دهم ؛ خدا فقط يکى است و من بت پرستى شما را طرد مى کنم."(۶:۱۹)

This crucial verse happens to be No. ۱۹



اين آيه قاطع نيز آيه ۱۹ است.

WE LEFT NOTHING OUT OF THIS BOOK (QURAN) (۶:۳۸)

ما در اين کتاب (قرآن) از هيچ چيز چشم پوشى نکرده ايم (۶:۳۸)



* The Arabic text of this verse consists of ۱۹ letters.

متن عربى اين جمله شامل ۱۹ حرف است.

* The number of this verse is ۳۸; or ۱۹ x ۲.

شماره اين آيه ۳۸=۱۹۲ مى باشد.

ا ى ف ا ن ط ر ف ا م

ء ى ش ن م ب ت ک ل



[ The Arabic letters of this statement are shown, each with a consecutive number under it to demonstrate that it is indeed ۱۹ Arabic letters.]

ما فرطنا فى الکتاب من شيء ثم ألى ربهم بحشرون (۳۸)



[The line containing this phrase is shown in Arabic.]

GOD REVEALED THIS BOOK FULLY DETAILED (۶:۱۱۴)

خدا اين کتاب را کامل با جزئيات فرستاده است. (۶:۱۱۴)

* The Arabic text of this verse consists of ۱۹ letters.

متن عربى اين جمله شامل ۱۹ حرف است.

* The number of this verse is ۱۱۴; or ۱۹ x ۶.

شماره اين آيه ۱۱۴=۱۹۶ مى باشد.

ا م ک ى ل ا ل ز ن أ

ا ل ص ف م ب ت ک ل



[The Arabic letters of this statement are shown, each with a consecutive number under it to demonstrate that it is indeed ۱۹ Arabic letters.]

انزل اليکم الکتب مفصلاٍ

[The line containing this phrase is shown in Arabic.]



THE WORD OF YOUR LORD (THIS QURAN) IS COMPLETE, IN TRUTH AND JUSTICE (۶:۱۱۵).

کلام پروردگارت در صداقت و عدالت کامل است. (۶:۱۱۵)

This statement consists of ۱۹ letters in the Arabic text.

متن عربى اين جمله شامل ۱۹ حرف است.

ک ب ر ه م ل ک ت م ت

ا ل د ع و ا ق د ص



تمت کلمت ربک صدقاوعدلا[The Arabic letters of this statement are shown, each with a consecutive number under it to demonstrate that it is indeed ۱۹ Arabic letters.]





[This phrase is shown in Arabic.]

MUHAMMAD FORBIDDEN FROM ANTICIPATING QURAN

بيان هر چيزى اضافه بر قرآن به محمد ممنوع شد.

هنگاميکه قرآن نازل شد، The Prophet Muhammad received an order from God enjoining him from uttering Quranic material without authorization, and ordering him to adhere strictly to Quran and follow it, once it is revealed.

پيغمبر محمد از خدا دستورى دريافت کرد که او را از بيان کردن بدون اجازه از نکات قرآنى منع مى کرد و به او دستور داده شده که مطلقاٍ قرآن را پيروى کند.

This verse is No. ۱۱۴, in Chapter ۲۰.

اين آيه در سوره ۲۰ داراى شماره ۱۱۴ =۱۹۶ است.

۱۱۴ = ۱۹ x ۶

و لا تعجل بالقرآن من قبل أن يقضى اليک وحيه و قل رب زدنى علما (۱۱۴)

[The verse is shown in Arabic with the verse number highlighted.]

Could it be coincidental that the number of this verse is the same as the total number of suras in Quran?

آيا مى تواند تصادفى باشد که شماره اين آيه برابر تعداد کل سوره هاى قرآن است

God and His messenger want us to uphold Quran, the whole Quran, and nothing but Quran.

خدا و رسولش خواستار حمايت از قرآن هستند، تمام قرآن و هيچ چيز جز آن.

MUHAMMAD FORBIDDEN FROM EXPLAINING QURAN

تفسير قرآن براى محمد ممنوع شد

There are those who claim that Quran is too difficult to understand, and that "Hadith & Sunna" are needed to explain Quran. First of all, one look at Quran and "Hadith" convinces the reader that the opposite is true. Because the fabricators of "Hadith" belonged to various tribes and even countries, with various dialects, slangs, and accents, the language of "Hadith" is in fact extremely difficult.

بعضى ادعا مى کنند که قرآن براى فهميدن مشکل است و براى تفسير قرآن نياز به "حديث و سنت" داريم.

اول از همه، با يک نگاه به قرآن و "حديث" خلاف اين ادعا براى خواننده مسلم مى شود چرا که جاعلان "حديث" متعلق به قبايل وکشورهاى مختلف با لهجه ها، اصطلاحات عاميانه و گويش هاى مختلف بوده اند و زبان حديث حقيقتاَ مشکل است.

لا تحرک به لسانک لتعجل به (۱۶) ان علينا جمعه و قرآنه (۱۷)فاذا قرأناه فاتبع قرآنه (۱۸) ثم ان علينا بيانه (۱۹)

"Do not move your tongue (O Muhammad) to hasten the revelation of Quran. It is we who will put it together as a Quran. Once we reveal it, YOU SHALL FOLLOW IT. Then, it is we who will explain it." (۷۵:۱۶-۱۹)

۱۶- زبانت را براى تسريع آن حرکت نده. ۱۷- ما هستيم که آن را در قرآن جمع مى کنيم. ۱۸- هنگامى که ما آن را بخوانيم، از چنين قرآنى پيروى کن. ۱۹- سپس اين ما هستيم که آن را توضيح خواهيم داد.(۷۵:۱۹)

The verse stating that God is the one who explains Quran happens to be verse No. ۱۹.

آيه اى که بيان مى کند خدا تنها کسى است که قرآن را توضيح مى دهد، در آيه ۱۹ واقع شده است.

QURAN CONTAINS ALL THE EXAMPLES WE NEED

قرآن دربردارنده تمام مثال هايى است که ما احتياج داريم

There are four scattered verses stating generally that Quran contains all the examples, allegories, or similitudes that we need. These verses are ۱۷:۸۹, ۱۸:۵۴, ۳۰:۵۸, & ۳۹:۲۷. By adding the verse numbers of these four crucial verses, the total is ۲۲۸, or ۱۹ x ۱۲.

چهار آيه پراکنده وجود دارند که عموماَ همگى بيانگر اين هستند که قرآن دربردارنده تمام نمونه ها، تمثيل ها وتشبيه هايى است که ما احتياج داريم. اين آيات عبارتند از ۱۷:۸۹، ۱۸:۵۴، ۳۰:۵۸ و۳۹:۲۷. باجمع شماره آيه هاى اين چهار آيه محکم به عدد ۲۲۸=۱۹۱۲ مى رسيم.

۸۹ + ۵۴ + ۵۸ + ۲۷ = ۲۲۸ = ۱۹ x ۱۲.

[ The Arabic of the first three verses is then shown on this page. The verse number for each is highlighted. Since we cannot reproduce the Arabic, we have substituted the English translation taken from " Quran: The Final Testament", translated by Rashad Khalifa, Universal Unity, ۱۹۹۲.]

و لقد صرفنا للناس ف هذا القرآن من کل مثل فأبى أکثر الناس الا کفورا (۸۹)

"We have cited for the people in this Quran all kinds of examples, but most people insist upon disbelieving. (۱۷:۸۹)

۸۹- ما در اين قرآن همه گونه مثالى براى مردم آورده ايم، اما اکثر مردم اصرار به کفر دارند.(۱۷:۸۹)

و لقد صرفنا ف هذا القرآن للناس من کل مثل و کان الَانسان أکثر شء جدلا (۵۴)

We have cited in this Quran every kind of example, but the human being is the most argumentative creature. (۱۸:۵۴)

۵۴- ما همه گونه مثالى در اين قرآن آورده ايم، اما انسان بيش از همه مخلوقات بحث مى کند.(۱۸:۵۴)

و لقد ضربنا للناس ف هذا القرآن من کل مثل و لئن جئتهم بآيه ليقولن الذين کفروا ان أنتم الا مبطلون (۵۸) کذلک يطبع الله على قلوب الذين لا يعلمون (۵۹)

"Thus, we have cited for the people in this Quran all kinds of examples. Yet, no matter what kind of proof you present to the disbelievers, they say, 'You are falsifiers.'" "God thus seals the hearts of those who do not know." (۳۰: ۵۸,۵۹)

۵۸- اينچنين، ما براى مردم در اين قرآن همه گونه مثال آورده ايم. اما هنوز هر معجزه اى به کافران نشان دهى، خواهند گفت، "شما ياوه گويان هستيد." ۵۹- خدا اينچنين بر قلب کسانى که نمى دانند مهر مى زند.(۳۰:۵۹)



[Again, the Arabic is shown, and we have substituted the English, as on the last page]

و لقد ضربنا للناس ف هذا القرآن من کل مثل لعلهم يتذکرون (۲۷) قرآنا عربيا غير ذ عوج لعلهم يتقون (۲۸) ضرب الله مثلا رجلا فيه شرکاء متشاکسون و رجلا سلما لرجل هل يستويان مثلا الحمد لله بل أکثرهم لا يعلمون (۲۹) انک ميت و انهم ميتون (۳۰) ثم انکم يوم القيامه عند ربکم تختصمون (۳۱) فمن أظلم ممن کذب على الله و کذب بالصدق اذ جاءه أ ليس ف جهنم مثوى للکافرين (۳۲)

"We have cited for the people every kind of example in this Quran, that they may take heed." (۳۹:۲۷) "An Arabic Quran, without any ambiguity, that they may be righteous." (۳۹:۲۸) "God cites the example of a man who deals with disputing partners (Hadith), compared to a man who deals with only one consistent source (Quran). Are they the same? Praise be to God; most of them do not know." (۳۹:۲۹) "You (Muhammad) will surely die, just like they will die. " (۳۹:۳۰) "On the Day of Resurrection, before your Lord, you people will feud with one another. " (۳۹:۳۱) "Who is more evil than one who attributes lies to God, while disbelieving in the truth that has come to him? Is Hell not a just requital for the disbelievers? " (۳۹:۳۲)

۲۷- ما براى مردم همه گونه مثالى در اين قرآن آورده ايم، تا باشد که متوجه شوند. ۲۸- قرآن به عربى، بدون ابهام، تا باشد که پرهيزکار شوند. ۲۹- خدا مردى را مثال مى زند که با شريکايى سروکار دارد، که با هم اختلاف دارند(حديث)، درمقايسه با مردى که فقط با يک منبع ثابت سروکار دارد (قرآن)، آيا آنها يکسان هستند ستايش خدا را، اکثرشان نمى فهمند. ۳۰- تو (محمد) مسلماٍ خواهى مرد، همانطور که آنها خواهند مرد. ۳۱- در روز قيامت، نزد پروردگارتان، شما مردم با يکديگر دعوا خواهيد کرد. ۳۲- چه کسى ستمکارتر از کسى است که به خدا نسبت دروغ مى دهد، در حالى که حقيقتى را که بر او آمده است، تکذيب مى کند آيا جهنم جزاى به حق کافران نيست(۳۹:۳۲)

The verse numbers of the four verses are ۸۹, ۵۴, ۵۸, and ۲۷.

شماره آيات چهار آيه به ترتيب برابر ۸۹،۵۴،۵۸ و۲۷ است و ۸۹ + ۵۴ + ۵۸ + ۲۷ = ۲۲۸ ۱۹ x ۱۲

۲۷+۵۸+۵۴+۸۹ = ۲۲۸ ۱۹۱۲

The verses shown above further state that Muhammad is a human being who dies like the rest of us, and that we shall follow ONE SOURCE of law, rather than a number of contradicting sources. The ONE SOURCE is identified in verse ۲۸ above as QURAN.

آياتى که در بالا نشان داده شده است مجدداٍ يادآورى مى کند که محمد انسانى معمولى بوده است که مانند خيلى از ما در بستر مرگ آرميده است و ما بايد بجاى چند منبع متناقض از يک منبع قانون پيروى کنيم. در آيه ۲۸ بالا براى ما مشخص شده است که اين تنها منبع قرآن است.

HADITH: WHERE THEY FIND ANYTHING THEY WISH

حديث: هر چه را بخواهند در آن مى يابند

Finally, here is a piece of PHYSICAL EVIDENCE informing us that the believers can be distinguished by the fact that they follow THE ONE CONSISTENT SOURCE (Quran), while the disbelievers follow "a book wherein they find anything they want." It is well known that we can find anything we want in the books of "Hadith."

سپس،گوشه اى از مدرک فيزيکى ما را آگاه مى سازد که با توجه به اين حقيقت که مومنان از يک منبع مستحکم (قرآن) پيروى مى کنند، از بقيه متمايز مى شوند و اين در حالى است که ناباوران از "نوشته هايى که هر چه را بخواهند در آن خواهند يافت" پيروى مى کنند. معروف است که هر چه را بخواهيم با جستجو در کتاب هاى "حديث" مى توانيم بيابيم.

The statement, in the form of a question to the disbelievers, says, "DO YOU FOLLOW A BOOK WHEREIN YOU FIND ANYTHING YOU WANT?"

عبارتى که به صورت سوال براى ناباوران مطرح شده است مى گويد: "آيا از کتابى پيروى مى کنيد که هر چه را بخواهيد در آن خواهيد يافت "

This important statement happens to be No. ۳۸

اين عبارت مهم در آيه ۳۸ قرار گرفته است [۳۸=۱۹۲]



۳۸ = ۱۹ x ۲

أ فنجعل المسلمين کالمجرمين (۳۵) ما لکم کيف تحکمون (۳۶) أم لکم کتاب فيه تدرسون (۳۷) ان لکم فيه لما تخيرون (۳۸)

"Shall we treat the Muslims like the criminals? What is wrong with your judgment? DO YOU FOLLOW A BOOK WHEREIN YOU FIND ANYTHING YOU WANT?" (۶۸:۳۵-۳۸)

۳۵- آيا ما با تسليم شدگان مانند مجرمان رفتار کنيم ۳۶- اين چگونه قضاوتى است که شما داريد ۳۷- آيا از کتاب ديگرى پيروى مى کنيد ۳۸- آيا در آن هر چيزى که مى خواهيد، پيدا مى کنيد۶۸:۳۸

GOD CALLS QURAN: COMPLETE (۶:۱۱۵)

خدا قرآن را کامل، خطاب مى کند. (۶:۱۱۵)



GOD CALLS QURAN: FULLY DETAILED (۶:۱۱۴)

خدا قرآن را کامل با جزئيات خطاب مى کند. (۶:۱۱۴)



GOD CALLS QURAN: PERFECT (۶:۳۸)

خدا قرآن را بى عيب خطاب مى کند.(۶:۳۸)



THE PROPHET DELIVERS QURAN ALONE (۶۹:۴۰-۴۷)

پيغمبر تنها قرآن را تحويل داد.(۴۷-۶۹:۴۰)



HADITH & SUNNA ARE BLASPHEMOUS INNOVATIONS (۶:۱۱۲ & ۲۵:۳۱)

حديث و سنت ابداعاتى کفرآميز هستند.(۶:۱۱۲) (۲۵:۳۱)



YOU SHALL UPHOLD QURAN ALONE (۶:۱۹; ۷:۳; etc.)

شما بايد فقط از قرآن پيروى کنيد.(۶:۱۹) (۷:۳)



GOD PROVIDED EVEN PHYSICAL EVIDENCE (see Pages ۶۴-۷۲)

خدا حتى مدرک فيزيکى هم براى ما مهيا کرده است.

Why then do they fail to see all this???!!!

با اين حال چرا آنها از ديدن همه اينها طفره مى روند!!!

WHY DO THEY FAIL TO BELIEVE GOD?

چرا آنها از ايمان به خدا طفره مى روند

Because their hearts inside are denying what they utter with their mouths. They confess belief due to social and educational circumstances, but their hearts inside are denying:

به اين خاطر که در دل آنچه را که بر زبان مى آورند تکذيب مى کنند. آنها بخاطر جامعه و شرايط محيط به ايمان اعتراف مى کنند، وليکن در دل تکذيب مى کنند:

الهکم اله واحد فالذين لا يؤمنون بالَآخره قلوبهم منکره و هم مستکبرون (۲۲)

"Your god is ONE GOD. However, those who do not believe in the hereafter, their hearts are denying, and they are too arrogant." (۱۶:۲۲)

خداى شما خداى واحد است، کسانى که به آخرت ايمان ندارند، قلبشان انکار مى کند و آنها متکبر هستند.(۱۶:۲۲)

The consequence of this denying (one's deep convictions are denying) is total isolation from Quran:

نتيجه اين تکذيب))، جدا افتادن از فهم قرآن است.

و اذا قرأت القرآن جعلنا بينک و بين الذين لا يؤمنون بالَآخره حجابا مستورا (۴۵) و جعلنا على قلوبهم أکنه أن يفقهوه و ف آذانهم وقرا و اذا ذکرت ربک ف القرآن وحده ولوا على أدبارهم نفورا (۴۶)

"When you read Quran, we place between you and those who do not believe in the hereafter AN INVISIBLE BARRIER. And we place shields on their hearts to prevent them from understanding it, and deafness in their ears; and when you preach your Lord (ALONE) in the QURAN ALONE they run away in aversion." (۱۷:۴۵-۴۶)

۴۵- هنگاميکه قرآن مى خوانيد، ما ميان شما و کسانى که به آخرت ايمان ندارند پرده اى نامرئى قرار مى دهيم. ۴۶- ما بر فکرشان حائلى مى افکنيم، تا نگذاريم آن را درک کنند و کرى بر گوشهايشان؛ و هنگامى که درباره پروردگارت با تنها قرآن پند مى دهى با نفرت فرار مى کنند.(۱۷:۴۶)

Therefore, they cannot accept QURAN ALONE; they look for other sources such as "Hadith & Sunna."

پس آنها نمى توانند قرآن را به تنهايى بپذيرند، آنان در جستجوى منابع ديگرى از قبيل "حديث و سنت" هستند.

GUARANTEED VICTORY

پيروزى تضمين شده

The Quran teaches, unequivocally, that victory is G U A R A N T E E D for the Muslims:

قرآن به ما مى آموزد، که پيروزى براى تسليم شدگان بدون هيچگونه ابهام تضمين شده است.

و لقد أرسلنا من قبلک رسلا الى قومهم فجاؤهم بالبينات فانتقمنا من الذين أجرموا و کان حقا علينا نصر المؤمنين (۴۷)

"We have decreed that the believers will be victorious." (۳۰:۴۷)

۴۷- ... ما حکم کرده ايم که مومنان پيروز خواهند شد.(۳۰:۴۷)

انا لننصر رسلنا و الذين آمنوا ف الحياه الدنيا و يوم يقوم الَأشهاد (۵۱)

"We will positively grant victory to our messengers, and to those who believe, both in this live and on the day of resurrection." (۴۰:۵۱)

۵۱- ما مسلماٍ به رسولانمان و کسانى که ايمان دارند پيروزى عطا خواهيم کرد، هم در اين دنيا و هم در روزى که شهود احضار شوند.(۴۰:۵۱)

الذين أخرجوا من ديارهم بغير حق الا أن يقولوا ربنا الله و لولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بيع و صلوات و مساجد يذکر فيها اسم الله کثيرا و لينصرن الله من ينصره ان الله لقو عزيز (۴۰)

"God will support with victory those who support Him. God is powerful, Almighty." (۲۲:۴۰)

۴۰- ... خدا کسانى را که از او حمايت کنند، حمايت مى کند، خدا بزرگوار است حکيم ترين.(۲۲:۴۰)

ان الله يدافع عن الذين آمنوا ان الله لا يحب کل خوان کفور (۳۸)

"God will surely defend those who believe. God does not like any betrayer, disbeliever." (۲۲:۳۸)

۳۸- به درستى که خدا از کسانى که ايمان دارند دفاع مى کند. خدا خيانتکاران ناسپاس را دوست ندارد.(۲۲:۳۸)

يا أيها الذين آمنوا ان تنصروا الله ينصرکم و يثبت أقدامکم (۷)

"O you who believe, if you support God, He will grant you victory, and strengthen your foothold." (۴۷:۷)

۴۷- اى کسانى که ايمان داريد، اگر خدا راحمايت کنيد او شما را حمايت خواهد کرد و شما را ثابت قدم مى دارد. (۴۷:۷)



WHY THEN ARE THE MUSLIMS DEFEATED ?

پس چرا مسلمانان شکست خوردند

In view of the guarantees shown on the previous page, and since God is never wrong, the "Muslims" of today could not possibly be Muslims.

با بررسى مجدد تضمين هايى که خدا وعده داده است و از آنجاييکه خداوند هرگز اشتباه نمى کند. نمى تواند امکان داشته باشد که "مسلمانان" امروزى تسليم شده باشند.

HISTORICAL FACTS

حقايق تاريخى



For as long as the Muslim Ummah upheld Quran, and nothing but Quran, the Muslims led the world scientifically, technologically, culturally, socially, militarily, and economically. They never lost a single battle. The borders of Islam extended from West Africa to China; into Southern France and Eastern Germany.

تا زمانى که جامعه مسلمانان فقط از قرآن و نه چيز ديگر پيروى کردند. مسلمانان از جنبه هاى علمى، تکنولوژيکى، فرهنگى، اجتماعى، نظامى و اقتصادى بر جهان رهبرى مى کردند. هرگز در جنگى شکست نخوردند. اسلام از غرب آفريقا تا چين وسعت يافته بود و تا جنوب فرانسه و شرق آلمان پيش رفته بود.

With the appearance of Hadith & Sunna at the beginning of the third century AH, a progressive deterioration of the Muslim Ummah began. Since the appearance of these innovations as sources of guidance beside the Quran, the "Muslims" never won a single battle.

با ظهور حديث و سنت در آغاز قرن سوم هجرى، زوال جامعه ترقى خواه مسلمانان شروع شد. بعد از ابداع اين نوآورى بعنوان منشا هدايت در کنار قرآن، مسلمانان هرگز پيروز نشدند.

Why do ۳ million Israelis consistently defeat ۱۵۰ million Arabs???

چرا صد وپنجاه ميليون مسلمان مغلوب سه ميليون اسرائيلى شدند

Does it make any sense that ۳ million Israelis should force ۱,۰۰۰ million "Muslims" out of their Mosque in Jerusalem?

آيا فهميديد که چگونه سه ميليون اسرائيلى توانستند يک ميليارد "مسلمان" را از بيت المقدس بيرون کنند

Why does India consistently defeat Pakistan? Why do the Russians invade Afghanistan? etc...etc...etc.

چرا پاکستان هميشه از هند شکست مى خورد چرا روس ها به افغانستان يورش بردند و غيره



WHY THEN ARE THE "MUSLIMS" DEFEATED?

چرا مسلمانان شکست خوردند

BECAUSE they refuse to believe God in His repeated statements that Quran is COMPLETE, PERFECT, FULLY DETAILED, and SHALL BE THE ONLY SOURCE OF RELIGIOUS GUIDANCE.

چون آنان از باور داشتن خدا در اين گفته که قرآن کامل، بى عيب و مفصل با جزئيات است و بايد تنها منشا هدايت دينى باشد، امتناع مى کنند.

Because they have accepted other sources, namely, Hadith and Sunna, beside Quran.

چرا که آنان منشا ديگرى يعنى، حديث و سنت، در کنار قرآن پذيرفتند.

و من أعرض عن ذکر فان له معيشه ضنکا و نحشره يوم القيامه أعمى (۱۲۴) قال رب لم حشرتن أعمى و قد کنت بصيرا (۱۲۵) قال کذلک أتتک آياتنا فنسيتها و کذلک اليوم تنسى (۱۲۶) و کذلک نجز من أسرف و لم يؤمن بآيات ربه و لعذاب الَآخره أشد و أبقى (۱۲۷)

"Whoever disregards My message (Quran) shall have a miserable life, then we will resurrect him, on the Day of Resurrection, blind. He will say, 'My Lord, why did You resurrect me blind, when I used to be a seer (in the first life)?' (God will say), 'This is because Our revelations came to you, but your forgot them, and consequently, today we forget you.' We thus punish those who exceed the limits and refuse to believe the verses of their Lord. And surely, the retribution in the Hereafter is far worse, and everlasting." (۲۰:۱۲۴-۱۲۷)

۱۲۴- "هر کسى که به پيغام من بى اعتنايى کند، در زندگى بدبخت خواهد بود و ما در روز قيامت او را کور بر مى انگيزيم." ۱۲۵- او خواهد گفت: "پروردگار من چرا من را کور احضار کردى، در حاليکه قبلاَ بينا بودم" ۱۲۶- او خواهد گفت "چون هنگاميکه آيات ما بر شما آمد، آنها را فراموش کرديد، اکنون شما فراموش شده ايد." (۲۰:۱۲۷)

HADITH CAUSED DEVIATION FROM QURAN!

حديث سبب انحراف از قرآن شد!



(۱) IS THIS HOW YOU DO YOUR ABLUTION (WUDU)?

(۱) آيا وضوى خود را اينچنين انجام مى دهيد



Although God's orders are clear and simple in Quran about the observance of ablution, the "Muslim" masses follow another god beside God; they do not do the ablution as prescribed by God. The ultimate result: humiliation & defeat.

اگرچه دستورات خدا در قرآن درباره طريقه وضو، آسان و واضح است. توده مسلمانان از معبود ديگرى در کنار خدا پيروى مى کنند، آنها آنچه را خدا تعيين کرده، انجام نمى دهند. نتيجه نهايى: مغلوب شدن و شکست.

يا أيها الذين آمنوا اذا قمتم الى الصلاه فاغسلوا وجوهکم و أيديکم الى المرافق و امسحوا برؤسکم و أرجلکم الى الکعبين و ان کنتم جنبا فاطهروا و ان کنتم مرضى أو على سفر أو جاء أحد منکم من الغائط أو لامستم النساء فلم تجدوا ماء فتيمموا صعيدا طيبا فامسحوا بوجوهکم و أيديکم منه ما يريد الله ليجعل عليکم من حرج و لکن يريد ليطهرکم و ليتم نعمته عليکم لعلکم تشکرون (۶)

"O you who believe, when you get up to perform the Salat prayers you shall wash your faces, your hands up to the elbows, wipe your heads, and wash your feet." (۵:۶)

۶- اى کسانى که ايمان داريد، هنگامى که دعاى ارتباطى نماز بجا مى آوريد، صورت خود را بشوئيد، دستهاى خود را تا آرنج بشوئيد، با دستهاى خيس به سر خود بکشيد و پاهاى خود را تا قوزک پا بشوئيد.(۵:۶)

The "Muslim" masses today refuse to be satisfied with the commandments of God. They uphold commandments of men, such as the various "imams" and "scholars." As a result, they have a prolonged ablution that depends on which "sect" they follow. All sects resulted from the various "imams" opinions as to how the Prophet is supposed to have done his ablution. Thus, they fell in Satan's trap, disobeyed their Creator, and incurred misery and defeat.

توده مسلمانان امروزى با دستورات خدا قانع نمى شوند، آنان از دستورات بشر از قبيل امامان و علماى مختلف پيروى مى کنند. در نتيجه بستگى به اينکه پيرو چه فرقه اى باشند وضوى طولانى ترى دارند. تمام فرقه ها از نظريات امامان مختلف برداشت مى کنند که پيغمبر به چه صورت وضو مى گرفته است. پس آنها فريب شيطان را خورده و از آفريدگار سرپيچى کردند، مغلوب گشته و متحمل ضرر شده اند.

HADITH CAUSED DEVIATION FROM QURAN!

حديث سبب انحراف از قرآن شد!



(۲) IS THIS HOW YOU DO YOUR SALAT PRAYERS?

(۲) آيا نمازخود را اينچنين انجام مى دهيد



قل ادعوا الله أو ادعوا الرحمن أيا ما تدعوا فله الَأسماء الحسنى و لا تجهر بصلاتک و لا تخافت بها و ابتغ بين ذلک سبيلا (۱۱۰)

"When you observe your Salat prayers, your voice shall not be too loud, nor too low; you shall maintain an intermediate tone." (۱۷:۱۱۰)

۱۱۰- دعاى ارتباطى (نماز) خود را نه زياد بلند بخوان و نه خيلى آهسته. با صدايى متعادل بخوان.(۱۷:۱۱۰)

Despite these straightforward instructions from God, the "Muslim" masses were diverted by Hadith; they maintain total silence during the noon prayer, the afternoon prayer, the third unit of the sunset prayer, and the second half of the night prayer. WHERE DID THEY GET THESE INSTRUCTIONS? From another god beside God; from other sources beside Quran.

با وجود اين دستور ساده از جانب خدا، توده مسلمانان بوسيله حديث گمراه شدند، آنان نمازهاى ظهر، عصر، مغرب ونيمه دوم نماز عشاء را آهسته مى خوانند. آنها اين دستورات را از کجا کسب کرده اند از معبودهاى ديگرى در کنار خدا، از منابع ديگرى در کنار قرآن.

Thus, they fell en masse in Satan's traps, and disobeyed their Creator, whose word (Quran) is complete, perfect, and fully detailed (۶:۱۹, ۳۸, & ۱۱۴).

پس، توده مردم در دام شيطان افتاده اند و از آفريدگار سرپيچى کرده اند و اينکه کلام او (قرآن) کامل، بى عيب و مفصل با جزئيات است.(۶:۱۹)(۶:۳۸)(۶:۱۱۴)

HADITH CAUSED DEVIATION FROM QURAN

حديث سبب انحراف از قرآن شد.



(۳) Do you mention other names beside God's in Salat?

(۳) آيا در نمازتان نام ديگرى را در کنار نام خدا قرار مى دهيد

It is God's commandment that we shall not mention any names in our Salat prayers, beside the name of God (۷۲:۱۸).

دستور مستقيم خدا اين است که ما در نمازمان نبايد هيچ نامى را درکنار نام خدا بخوانيم.(۷۲:۱۸)

But the Muslim masses today follow the innovations that dictate upon them the praising and glorifying of Muhammad and Abraham, while praying to their Lord.

ولى توده مسلمانان امروزى از اينکه به آنها ديکته مى شود تا نام محمد و ابراهيم را در نمازشان در کنار نام پروردگارشان ذکر کنند پيروى مى کنند.

و أن المساجد لله فلا تدعوا مع الله أحدا (۱۸)

"The mosques belong to God; therefore, do not mention any other names beside the name of God." (۷۲:۱۸)



۱۸- مکان هاى عبادت از آن خداست ؛ کس ديگرى را در کنار خدا نخوانيد.(۷۲:۱۸)

WHAT IS MORE CLEAR THAN THAT?

آيا از اين واضحتر هم ممکن است

The "Muslims" have been duped by Satan into uttering the innovation known as "Tashahhud" where they shower praises and glorifications on Muhammad and Abraham.

مسلمانان ساده لوحانه فريب شيطان را خورده اند از اين قرار که با ذکر ابداعى به نام "تشهد" در نمازشان از ابراهيم و محمد تجليل کرده اند.

It should be noted that even the sources of Hadith & Sunna recognize "Tashahhud" as an innovation which is not part of the Salat prayers!

بايد توجه داشت که حتى منابعى مانند حديث و سنت نير سفارش کرده اند که "تشهد" ساختگى است و جزئى از نماز نمى باشد.

IS THIS NOT FLAGRANT IDOL-WORSHIP???

آيا اين بت پرستى آشکار نيست

HADITH & SUNNA vs GOD'S LAW

حديث و سنت برابر با قانون خدا

After stating that the law against adultery is "perfectly clear," the Quranic commandment orders us to punish the adulterers by whipping them one hundred lashes.

بعد از اينکه ملاحظه شد عدم وجود قانون زنا، کاملاٍ َ واضح است، دستور قرآنى مبنى بر مجازات هر يک از زنا کاران با زدن صد ضربه شلاق بر آنان فرستاده شد.

Did the Muslims follow and obey their Creator? NO.

آيا مسلمانان از آفريدگارشان فرمانبرى و پيروى مى کنند خير

The Muslim "scholars" declared that the Quranic law is not clear !!! They claimed that the adulterers are not defined in Quran with regard to their marital status, and that they need Hadith to clarify Quran !!!

علماى اسلام اعلام کردند که قانون قرآن واضح نيست !!! آنان ادعا کردند که حکم مرد و زن زناکار با توجه به وضعيت تاهل توضيح داده نشده است و آنها براى واضح شدن قرآن نيازمند حديث هستند.

سوره أنزلناها و فرضناها و أنزلنا فيها آيات بينات لعلکم تذکرون (۱) الزانيه و الزان فاجلدوا کل واحد منهما مائه جلده و لا تأخذکم بهما رأفه ف دين الله ان کنتم تؤمنون بالله و اليوم الَآخر و ليشهد عذابهما طائفه من المؤمنين (۲)

"This Sura we send down, and decree as law, and send down in it verses that are perfectly clear, that you may take heed. The adulteress and adulterer, you shall whip each of them a hundred lashes, and do not be deterred by kindness from carrying out God's law, if you truly believe in God and the Last Day. Let a group of believers witness their punishment." (۲۴:۱-۲)

۱- سوره اى که ما فرستاده ايم و آن را قانون قرار داده ايم. ما در آن آيات روشن فرستاده ايم، تا باشد که متوجه شويد. ۲- زن زناکار و مرد زناکار را هر کدام صد ضربه شلاق بزنيد. از روى دلسوزى در انجام دستور خدا سستى نکنيد، اگر واقعاٍ به خدا و روز آخر ايمان داريد. و بگذاريد که گروهى از مؤمنان شاهد مجازات آنها باشند.(۲۴:۲)

Overcome by tradition, and Satan's influence, the "Muslim" scholars instituted "stoning to death" as the punishment for married adulterers !!!

با غلبه سنت و نفوذ شيطان، علماى اسلام "سنگسار تا حد مرگ" را براى مجازات زناکار متاهل بنيان نهادند.



OBEY GOD AND OBEY THE MESSENGER

پيروى از خدا و پيروى از رسول

Satan succeeded in duping millions of Muslims into believing that obeying God means obeying the Quran, while obeying the messenger means obeying Hadith.

شيطان موفق شد ميليون ها مسلمان را فريب دهد بجاى آنکه باور کنند پيروى از خدا به معناى پيروى از قرآن است فريب خوردند که پيروى از رسول به معناى پيروى از حديث است.

What helped in popularizing this Satanic trick was the general ignorance of Quran among the Muslim masses, and their failure to heed the divine commandments that Quran shall be the ONLY SOURCE of jurisprudence and/or religious guidance.

آنچه که به محبوبيت حيله شيطان کمک کرد، نادانى و بى اطلاعى توده مسلمانان نسبت به قرآن بود و همچنين کوتاهى در توجه به دستور الهى مبنى بر اينکه قرآن بايد تنها منبع فقهى و يا هدايت دينى باشد.

Only a little thinking leads us to realize that Quran came to us through Muhammad's mouth, and DID NOT COME TO US FROM GOD DIRECTLY. Hence the commandment that we shall obey the messenger...for he utters the words of God.

با کمى فکر کردن در مى يابيم که قرآن از زبان محمد بر ما آمده است و مستقيماٍ توسط خدا فرستاده نشده است. از اين رو دستور است که ما بايد از رسول پيروى کنيم چرا که کلام خدا را ادا مى کند.

All previous scriptures have stated the same Quranic truth that: "Whoever obeys the messenger is obeying God." Since the messenger obviously is not God, the commandment clearly means obeying the words of God uttered by the messenger.

تمام کتابهاى آسمانى قبلى هم بر اين گفته قرآن اذعان داشتند که: "هر کس از رسول اطاعت کند از خدا اطاعت کرده است". ازآنجاييکه واضح است که رسول، خدا نيست اين دستور آشکار را به معناى اطاعت از کلام خدا است که به وسيله رسول بيان مى شود.

The knowledgeable and fortunate believers, therefore, realize that Hadith & Sunna are Satanic fabrications aimed at diverting people from the path of God.

از اينرو، مومنان خوشبخت و مطلع در مى يابند که حديث و سنت ساخته هايى شيطانى با هدف منحرف کردن مردم از راه خدا هستند.

MUHAMMAD'S HADITHS ARE NOT MUHAMMAD'S

محمد احاديثى را که به او نسبت داده اند، نگفته است.

Instead, they are the Hadiths (narrations) of men and women who never saw the Prophet; in fact, the grandparents of their grandparents never saw the Prophet.

در عوض حديث هايى(گفته هايى) وجود دارد که گويندگان آنها مردان و زنانى هستند که هرگز پيغمبر را نديده اند، حقيقتاٍ پدران پدران آنها هم هرگز پيغمبر را نديده اند.

It is well known that the first book of Hadith is that of Bukhary, who was born more than ۲۰۰ years after the death of Muhammad. When Bukhary wrote his book of Hadiths, he used to visit the people whom he knew as sources. After verifying that his source is "truthful," and known as a man or woman of righteousness, Bukhary would ask, "Do you know a Hadith?" The person would answer, "Yes," then proceed to narrate the "Hadith" as follows:

"I heard my father, may God bless his soul, say that he heard his older brother, may God bless his soul, say that he was sitting with his grandmother, may God bless her soul, and she told him that she was having dinner one day with her great uncle, may God bless his soul, when he stated that his maternal grandfather knew Imam Ahmad ibn Muhammad al-Amawy, who mentioned that his grandfather heard from his oldest uncle that he met the great companion of the Prophet Omar ibn Khaled Al-Yamany, and he told him that the Prophet, peace be upon him, said, '......'"

همه مى دانند که اولين کتاب حديث، کتاب بخارى است که بيش از ۲۰۰ سال بعد از مرگ محمد متولد شد. وقتى بخارى شروع به نوشتن اين کتاب کرد به ملاقات کسانى رفت که بعنوان منبع مى شناخت بعد از تحقيق در مورد اينکه منبعش صحيح است و اينکه آن مرد يا زن بعنوان انسانى صالح شناخته مى شود، بخارى سوال مى کرد: "آيا حديثى مى داني" آن فرد جواب مى داد: "بلى" سپس شروع به نقل حديث به صورت زير مى کرد:

"من از پدرم، که خدا او را بيامرزد، شنيدم که او از برادر بزرگترش، که خدا او را بيامرزد، شنيده بود که وقتى او با مادربزرگش، که خدا او را بيامرزد، نشسته بوده است او گفته است که عموى بزرگش، که خدا او را بيامرزد، گفته است که مادربزرگ مادرى او امام احمد بن محمد الاموى را مى شناخته است که او اشاره کرده است که مادربزرگش ازعموى پيرش شنيده بوده است که او همنشين پيغمبر، عمر بن خالد اليمانى را ديده است و او گفته است که محمد که صلح بر او باد گفت،"......".

Thus, the Hadith is simply a narration by Bukhary's source, claiming that he or she heard something about the Prophet across eight generations of the dead.

پس، حديث به سادگى توسط منبع بخارى نقل گرديده است، با اين ادعا که او در طى هشت نسل گذشته چيزى را در مورد پيغمبر شنيده است.

On the other hand, we now possess irrefutable physical evidence that Quran is the infallible word of God, and that it was uttered by the Prophet Muhammad. Therefore, we obey the messenger by obeying Quran; nothing but Quran.

به بيان ديگر، اکنون ما با داشتن مدرک فيزيکى تکذيب ناپذير مبنى بر اينکه قرآن کلام اشتباه ناپذير خداست و بوسيله پيغمبر محمد، بيان شده است. پس ما با پيروى از قرآن و هيچ چيز بجز قرآن، از رسول پيروى مى کنيم.

OBEYING HADITH IS NOT OBEYING THE MESSENGER

پيروى از حديث پيروى از رسول نيست

Instead, it is obedience to the men and women who narrated the "Hadiths."

در عوض، اطاعت از مردان و زنانى است که "احاديث" را نقل کرده اند

Obeying the so-called "Hadith of the Prophet," is in fact obeying a group of simple-minded people who thought that the Prophet had said something more than ۲۰۰ years before they were born.

در حقيقت پيروى از آنچه که "حديث پيغمبر" ناميده مى شود، پيروى از گروهى مردم ساده لوح است که خيال مى کنند۲۰۰ سال قبل از تولد آنها پيغمبر چيزى گفته بوده است.

Thus, if the narrator of a given Hadith is for example a Abbas ibn Yasser, then obeying the Hadith narrated by Abbas ibn Yasser is in fact obeying Abbas ibn Yasser, and has nothing to do with obeying the Prophet.

پس اگر ناقل يک حديث مثلاٍ عباس بن ياسر باشد، پيروى از حديثى که توسط عباس بن ياسر روايت شده در حقيقت پيروى از عباس بن ياسر است و ارتباطى با پيروى از پيغمبر ندارد.

The true obedience of the Prophet Muhammad is only by obeying Quran, which was indeed uttered by Muhammad, and is supported by indisputable PHYSICAL EVIDENCE.

اطاعت حقيقى از پيغمبر محمد در واقع فقط اطاعت از قرآنى است که محمد بيان کرده است و بطور مسلم با مدرک فيزيکى تاييد شده است.

These facts explain the Quran's repeated statements that "Only those with intelligence take heed."

اين حقايق دستور موکد قرآن را توصيف مى کند اينکه "فقط صاحبان خرد توجه مى کنند."

The Quran was delivered to us through Muhammad's mouth, without any mediators or narrators. The Quran came through Muhammad's mouth, directly to the ears of the revelation writers who scrupulously wrote it down the moment it was uttered.

قرآن از زبان محمد به ما تحويل داده شد بدون هيچ گونه رابط يا نقل کننده. قرآن از دهان محمد خارج مى شد و مستقيماَ به گوش کاتبان وحى که با وسواس در همان زمان نازل شدن آن را يادداشت مى کردند، مى رسيد.

Thus, Quran is the only true Hadith of Muhammad. Furthermore, the Almighty has guaranteed the eternal preservation of His words, as uttered by Muhammad (۱۵:۹).

پس قرآن تنها حديث محمد است. از اين گذشته قادر مطلق حفاظت ابدى از کلامش را که توسط محمد فرو فرستاده شده را تضمين کرده است.(۱۵:۹)

THE GREAT DISASTER

بدبختى بزرگ



ان الذين کفروا ينادون لمقت الله أکبر من مقتکم أنفسکم اذ تدعون الى الَايمان فتکفرون (۱۰) قالوا ربنا أمتنا اثنتين و أحييتنا اثنتين فاعترفنا بذنوبنا فهل الى خروج من سبيل (۱۱) ذلکم بأنه اذا دع الله وحده کفرتم و ان يشرک به تؤمنوا فالحکم لله العل الکبير (۱۲)

"(On the day of judgment) the disbelievers will be told, 'God's abhorrence towards you is far worse than your own abhorrence towards yourselves, for you were invited to the faith but refused.' They will say, 'Our Lord, You gave us two deaths and two lives, and now we confess our sins; IS THERE ANYWAY OUT?' That is because when GOD ALONE was advocated, you refused to believe. But when idols were advocated along with Him, you believed. Therefore, judgment now belongs with God, the most high, the great." (۴۰:۱۰-۱۲)

۱۰- (در روز قضاوت) به کسانى که کافر شدند گفته خواهد شد "نفرت خدا نسبت به شما حتى بدتر از نفرت شما نسبت به خودتان است. زيرا شما به ايمان دعوت شديد ولى تصميم به کفر گرفتيد." ۱۱- آنها خواهند گفت "پروردگار ما، تو ما را دو بار به مرگ درآورده اى و تو به ما دو زندگى عطا کرده اى؛ اکنون ما به گناهان خود اعتراف کرده ايم. آيا راه خروجى هست" ۱۲- اين بخاطر آن است که هنگاميکه از تنها خدا طرفدارى شود، شما کافر شديد، اما وقتى ديگران در کنار او ذکر شدند، شما ايمان آورديد. بنابراين قضاوت خدا صادر شده است؛ او بلند مرتبه ترين است، کبير.(۴۰:۱۲)

When GOD ALONE is advocated, do you believe? OR Do you have to have others advocated along with Him?

هنگامى که از خداى يکتا طرفدارى مى شود، آيا باور مى کنيد يا آيا بايد ديگرى را نيز در کنار او در نظر آوريد

THE GREAT DISASTER

بدبختى بزرگ



فلما جاءتهم رسلهم بالبينات فرحوا بما عندهم من العلم و حاق بهم ما کانوا به يستهزؤن (۸۳) فلما رأوا بأسنا قالوا آمنا بالله وحده و کفرنا بما کنا به مشرکين (۸۴) فلم يک ينفعهم ايمانهم لما رأوا بأسنا سنت الله الت قد خلت ف عباده و خسر هنالک الکافرون (۸۵)

"When their messengers went to them with clear evidence, they were satisfied with the knowledge they already had, and the very thing they ridiculed caused their doom. Then, when they say our retribution, they said, 'NOW WE BELIEVE IN GOD ALONE AND WE REJECT OUR PREVIOUS IDOLATRY.' But alas, their belief is useless to them after they see the retribution. Such is God's law which is never changeable; such disbelievers are doomed." (۴۰:۸۳-۵)

۸۳- هنگامى که رسولانشان با اثبات آشکار نزد ايشان رفتند، به دانشى که به ارث برده بودند، دلخوش شدند و همه چيزهايى که مسخره مى کردند، باعث سرنگونى شان شد. ۸۴- در نتيجه وقتى عذاب ما را ديدند، گفتند: "اکنون ما به تنها خدا ايمان مى آوريم و اکنون به بت پرستى خود که در گذشته انجام مى داديم، کافر مى شويم." ۸۵- ايمان آنها در آن موقع نتوانست کوچکترين کمکى به ايشان کند، هنگامى که عذاب ما را ديدند. چنين است روش خدا که براى موجوداتش مقرر کرده است؛ کافران هميشه لعنت مى شوند.(۴۰:۸۵)

Are you happy and satisfied with the knowledge you inherited from your parents, elders or scholars? (Hadith & Sunna)

آيا با به ميراث بردن آگاهى از والدين، بزرگترها يا علماء راضى و خشنود مى شويد (حديث و سنت)

Are you willing to give up such knowledge, in favor of God's teachings? OR, will it be too late for you?

آيا اراده کرده ايد که به طرفدارى از آنچه خدا ياد داده، بعضى از اين آگاهى ها را کنار بگذاريد يا ديگر براى شما خيلى دير شده است

THE GREAT CRITERION

معيار بزرگ



و اذا ذکر الله وحده اشمأزت قلوب الذين لا يؤمنون بالَآخره و اذا ذکر الذين من دونه اذا هم يستبشرون (۴۵)

[The following is in very large type: ]



When God ALONE is advocated, the hearts of those who do not believe in the hereafter shrink with aversion. But when idols are mentioned besides Him, they rejoice (۳۹:۴۵).

هنگامى که تنها خدا ذکر شود، قلب کسانى که به آخرت ايمان ندارند با بيزارى تنگ مى شود. اما وقتى ديگران در کنار او ذکر شوند، راضى مى شوند. (۳۹:۴۵)

CLARIFICATION:

واضح و روشن:

WHY ARE WE HERE?

چرا ما اينجا هستيم

The whole matter of Quran vs Hadith & Sunna becomes clear once we understand the purpose of our existence.

وقتى که ما بفهميم که مقصود از وجود ما چيست، تمام ماهيت قرآن يا حديث و سنت براى ما آشکار مى شود

We exist in this world for one, and only one, purpose. As stated in Quran (۶۷:۱-۲ & ۵۱:۵۶) we were created for the sole purpose of worshiping GOD ALONE.

ما در اين دنيا فقط براى يک مقصود زندگى مى کنيم. قرآن توضيح مى دهد که (۲-۶۷:۱ و۵۱:۵۶) ما براى منظور خاص پرستش خداى يگانه آفريده شده ايم.

Satan wanted to be a partner with God; a god beside God. Consequently, God created Adam to expose Satan's rebellious ideas. And God created us to show Satan, and all the angels that we can worship Him ALONE, without need for any partners.

شيطان مى خواست که شريک خدا باشد، خدايى در کنار خداى يکتا. در نتيجه خدا آدم را براى افشا کردن عقيده سرکش شيطان آفريد. و خداوند ما را آفريد براى اينکه به شيطان و همه فرشتگان نشان دهد که ما مى توانيم فقط او را به يکتايى و بدون احتياج به هر گونه شريکى پرستش کنيم

The purpose of our existence, therefore, is to worship GOD ALONE. This is why the only unforgivable offense is idol-worship. That is because once we idolize anyone, or anything, beside God, we fail the test.

پس مقصود از بودن ما پرستش خدا به يکتايى است. و دليل اينکه بت پرستى تنها گناه غير قابل بخشش است، اين است که به مجرد اينکه ما کسى يا چيزى را بپرستيم يا در کنار خدا قرار دهيم، در امتحان رد مى شويم.

We fulfill the purpose of our existence only if we succeed in worshiping GOD ALONE, without idolizing Muhammad, or Jesus, or Mary, or any saint, or any imam, or anyone, or anything.

مقصود از بودنمان را وقتى در مى يابيم که در پرستش خدا به يکتايى موفق شده باشيم، بدون پرستش محمد يا عيسى يا مريم يا هر پيغمبر و امامى و يا هر کس و هر چيز ديگرى.

When we seek "religious" instructions from Muhammad, or any other source beside God, we support Satan in his claim that God needs a partner. Therefore, those who worship God ALONE follow the instructions and teachings of GOD ALONE. As shown throughout this book, God's teachings are complete, perfect, and fully detailed in Quran.

وقتى ما در جستجوى دستورات دينى از محمد يا هر منبع ديگرى در کنار قرآن باشيم، فريب اين حيله شيطان را خورده ايم که خدا به شريک نياز دارد. بنابراين کسانى که خدا را به يکتايى مى پرستند فقط از دستوراتى که خداى يکتا به ما آموخته است، پيروى مى کنند. همانطور که گفته شد، کلام خدا کامل، بى عيب و مفصل با جزئيات است.



FINALLY: MOST IMPORTANT QUESTION

در آخر: مهم ترين سوال

In your mind, can God survive ALONE???

آيا در فکر شما تنها خدا کافيست

Or, does God need Muhammad, in your mind, in order to be commemorated and worshiped???

يا در فکر شما، خدا احتياج به محمد دارد تا اينکه ستايش و پرستش شود

آيا در فکر شما تنها خدا کافيست

In your mind, can GOD ALONE survive?

Or, does God need a partner, in your mind, such as Muhammad, Jesus, Mary, or some saint(s)???

يا در فکر شما، خدا به شريکى مانند محمد، عيسى، مريم يا مقربين ديگر نياز دارد

Would you be perfectly happy and content if you knew about GOD ALONE, without Muhammad, Jesus, Mary, or any saint, or anyone, or anything?

اگر خداى يکتا را بدون محمد، عيسى، مريم، اولياى، با هر کس و هر چيز ديگر بشناسيد احساس خوشحالى کامل و خوشنودى مى کنيد

Are you annoyed by talking about GOD ALONE?

آيا با صحبت در مورد خداى يکتا آزرده مى شويد

When I keep talking about GOD ALONE, does this annoy you? Do you have to hear other names along with God? Can GOD ALONE survive in your mind?

وقتى من در باره خداى يکتا صحبت مى کنم، آيا شما از اين ناراحت مى شويد آيا حتماٍ بايد اسامى ديگرى هم در کنار نام خدا برده شود آيا مى توانيد خداى يکتا را در نظرتان آوريد

When I repeat, and repeat, my talk about GOD ALONE, do you feel any repulsion? Or, are you happy and content with the talk about GOD ALONE???

هنگامى که در حرف من بارها و بارها نام خداى يکتا برده مى شود، آيا احساس عدم پذيرش مى کنيد يا با گفتن نام خداى يکتا خوشحال و خوشنود مى شويد

Based on the Great Quranic criterion, as stated in ۳۹:۴۵, your answers to these questions provide the key to knowing yourself, and your destiny.

بر اساس شاخص بزرگ قرآن در آيه ۳۹:۴۵، پاسخ شما به اين سوالات کليدى را براى شناخت خودتان و سرنوشتتان فراهم مى کند.





Dr. Rashad Khalifa



Praise be to God Lord of the Universe.



h.s